Arianfar5612369982.mp3
زمان:
حجم:
12.3M
چون دوست داشتنش برام خیلی قشنگ بود.
فراموشم نکن؛ کردی؟
شاید یه مدت نباشم، شایدم طاقت نیوردم و برگشتم.
این مدت ممکنه دو روز باشه، ممکنه دو هفته باشه، دو ماه و شایدم دو سال!
تصمیم موندن یا نموندنتون با خودتونه ولی اگر بمونین حداقل دلیلی واسه برگشت دارم، تو این مدت میتونین تو چنل چرخ بزنین (متنها و ویدئوهای باحال پیدا میشه). همین دیگه نمیدونم چی بگم، دسترسی همسایهها رو نمیبندم چون معلوم نیست چقدر نباشم فقط لطفا خودتون رعایت کنین و بعد از نیم ساعت فورتون رو پاک کنین.
همین دیگه، بیشتر از این چیزی ندارم بگم، بدرود✨
𝘓𝘢𝘣𝘺𝘳𝘪𝘯𝘵𝘩
شاید یه مدت نباشم، شایدم طاقت نیوردم و برگشتم. این مدت ممکنه دو روز باشه، ممکنه دو هفته باشه، دو ماه
عاشق اون یه نفر جدیدیم که بعد از این پیام، اینجا جون داد:))
هدایت شده از درماندگیِ اموخته شده✯
https://abzarek.ir/service-p/msg/5539404
بیاید ایده بدید با اینجا چیکار کنیم؟
هدایت شده از •·کالیگو·•
داشت میرفت
چشمانش اما، میگفت "کاری کن نروم! صدایم کن، دستم را بگیر، مرا برگردان.."
و من تنها نگاهش میکردم؛
خاموش، شلوغ،..
او آرام قدم برمیداشت، ولی هر گامش فریاد میزد "چیزی بگو دیگر، میخواهی همینطور بایستی و تماشا کنی که میروم و برای همیشه ترکت میکنم؟ نمیخواهی مرا در کنارت نگه داری؟"
و من، همچنان تنها نگاهش میکردم؛ هنوز خاموش و شلوغ.
خنجری از جیبش درآورد، کف دستش را برید، فشرد، حرکتش داد، نگاهی به آن و سپس به من کرد، و رفت.
نوشتۀ خونینش آخرین یادگاریاش بود؛ "فقط کافی بود صدایم کنی، تا نروم و با نهایت سرعت به طرفت بدوم.."
و من، لعنت بر من، هنوز تنها رفتنش را تماشا میکردم؛ هنوز خاموش و شلوغ.
فقط اشکهای جگرسوزی که روی زمین ریخت میدانند که آن روز چقدر در درونم فریاد زدم که 'نرو، با من بمان، کاش میتوانستم تورا نگه دارم..فقط اگر شرایط جور دیگری بود..'
سختاست بود که تمام این مدت ایستاده رفتنِ ناخواسته و دلخوریات از خودم را نگاه کنم و بیآنکه بگویم 'چارهای نیست جز آن که بگذارم بروی، درحالیکه نه تو میخواهی بروی و نه من میخواهم..' ، تماشا کنم که دیگر درکنارم نخواهی بود…
-vi