مخفیگاه جادویی هرماینی
چه بلایی دارید سر تهرانم میارید
وایایرانخانوم...وای..):
مخفیگاه جادویی هرماینی
نامهای به ایران خانم هر روز که خورشید طلوع میکند و سیاهی را میدرد و نور خود را به آسمان میافشاند
ایران خانم کشور زنانی چون گردآفرید و ماندانا وآتوساو آرتمیس ،ای دختر باوقار ،ای خوش قامت، گیسویت را از خزر تا خلیج فارس افشان کردهای تا دل ما را ببری؟ یا نکند خبر نداری که عاشق نیازی به دلبری معشوقش ندارد.
عاشق، عاشق است همیشه.
روزی در تاریخ مینویسند:
درد آن قدر گسترده بود که اشک ها نمیدانستند بر کدام نام بر کدام شهر، بر کدام زخم ایران فرو بریزند..
_ چیزی هست که آزارت بده؟
+ آره
_اون چیه؟
+ شنیدن صدات وقتی از قبل به حرفی که میخوای بزنی فکر نکردی...
پیام جدید
یه جیز هایی رو ازتو اصکی رفتم و خحالت میکشم بیام پیویت https://eitaa.com/herminerose/120
--------------
نه بابا خجالت نکش بیا قشنگم
ایران خانم
ایران خانم تو در نگاه من زنی بلند و بالا بودی که گونه هایش به سرخی خون بود موهایش به بلندای دماوند وزیبا بود به اندازه خلیج فارس، اما حالا انگار تنت خونین گشته ز زخم هایی عمیق که کس را یارای مرهم
گذاشتن نیست بر آن ها،اما عجیب است که هم چنان ایستاده ای ،ایستاده ای و خم نشدی و این تنها امید من است.
ایران من تو فرشته ای هستی از فرشته های خدا، وخدا تو را برگزید برای دمیدن روح به ایران و ایرانیان.
خدا هنگام خلق زمین تو را با دقت تر کشیده.
اهورامزدا نگه دارت باد کهن بانو،سرزمین یلان و پهلوانان.
ای منزلگه هنر و دانش.
ایران من،
خدا هنگام کشیدن خاک هرمز ،از بهشت نقره ریخت بر خاکت.
خدا بذر جنگل های هیرکان را خودش کاشته در زمین ،
خدا چقدر مهربانی اش را وسعت داده در این خاک.
ایران من،
قسم به خاکت که لاله میروید از وجب به وجبش،
از خون جاوید نامانت.
ایران من میدانم زخمی ای ،اما من نمیدانم چگونه پزشکت باشم.
چگونه بر زخم های وطنم مرهم بگذارم؟
اما بدان که من پا جز پایی که نیاکانم گذاشته اند نمیگذارم.
من پای تو مانده ام ایران بانو.
من میایستم با افتخار پای نام ایران.
ایرانی بودن .آریایی بودن.
پاینده باشی ایرانم.
بمانی برایمان تا ابد
تا طلوع خورشید.
تا سپیده دم
«رز »