جالبیش اینجاست تو واقعیتم همینن😐
مثلا میتونن بگن ببخشید الان دارم یه کاری میکنم دارم کتاب میخونم دارم یه چیزی گوش میدم دارم میمیرم الان حالم خوب نیست
ولی به جای اینا
زل میزنن تو چشمات و میبینن داری باهاشون حرف میزنی و هیچی نمیگن😐
میناسو حالم رو به هم زد واقعا
دختره ی اسکل در یک زمان ۴ نفر رو علاف خودش کرد
بعد برگشته به سوبین میگه چرا سوییشرتتو دادی به یه دختر دیگه 😐
Hester's Garden
حالا امپراطور باید همین شب نیمه شعبان دستور اعدام بانو جانگو بده ؟😔
واقعا دلم برا بانو جانگ خیلی میسوزه ولی
هر بار با این قسمت قلبم میشکنه 😭
اون مرحله از مریضی که فکر میکنی دیگه همه چیز خوب شده و سر پا شدی و کم کم داری جون میگیری بعد یهو فرداش یه لول بدتری از مریضی رو آنلاک میکنی <<<<<
میرم ترجمه ببینم
چون دیگه ایده ای ندارم
حوصله ی جهنم سینگلی هم ندارم یهو یکی(میناسو) یه حرکت عجیب میزنه بهم فشار میاد😭