هدایت شده از 🇵🇸Season2🇮🇷🎒
گاهی به این مسیری که اومدم شک میکنم
اما متاسفانه راه برگشتی نیست
Hester's Garden
ببخشید که پی ویاتونو جواب ندادم امروز خیلی وحشتناک و شلوغ بود
فرداهم احتمالا همینه پیشاپیش عذرخواهی منو پذیرا باشید
رسیدم به یه صحنه از سریالی که میبینم
و انقد معذب کنندست که یه روزه نتونستم برم ادامشو ببینم
Hester's Garden
رسیدم به یه صحنه از سریالی که میبینم و انقد معذب کنندست که یه روزه نتونستم برم ادامشو ببینم
دو ساعته دارم خودمو قانع میکنم که این فیلمه و اونا بازیگرن
دلیلی برای خجالت کشیدن و شرم نیابتی وجود نداره
ولی بازم ربحعبحععیخفسخسس
بعد از جنگ هر موقع میرم بیرون یه الهی بمیرم برای خودمونِ بزرگ تو ذهنم شکل میگیره
لبخند و خوشحالی مردمو که میبینم دلم میسوزه و ته قلبم یه جوری میشه واقعا
دلم میخواد هممون خوشحال و راضی و مهربون و همدل و دلگرم باشیم
Hester's Garden
بعد از جنگ هر موقع میرم بیرون یه الهی بمیرم برای خودمونِ بزرگ تو ذهنم شکل میگیره لبخند و خوشحالی مر
میدونم حرفم خیلی مسخره و ارمانی و بچگونه به نظر میرسه که بگیم همه این صفتای خوبو داشته باشن
هر چیز بزرگ و کوچیک و جزئی و چیزایی که قبلا حتی یه درصدم برام مهم نبوده باعث احساساتی شدنم میشه
چمیدونم مثلا یه گربه ی رندوم یا یه سوپری و هر چیزی که حس زندگی توشه
Hester's Garden
هر چیز بزرگ و کوچیک و جزئی و چیزایی که قبلا حتی یه درصدم برام مهم نبوده باعث احساساتی شدنم میشه چمید
بعد اینا همینطوریشم احساساتیم میکنه
یهو یه چسب ضربدری روی یه پنجره ی رندوم میبینم و تا سه روز 💔💔💔 هستم