eitaa logo
/هِیمَنه/
64 دنبال‌کننده
239 عکس
37 ویدیو
4 فایل
همان ریگِ‌رَوانِ ساده کانال یک "هانیه امیدی" مشاور و معلمی که در دنیایِ نوجوانان، به دنبالِ معناست؛ و با موبایلش، به دنبالِ شکارِ روایت‌هایِ معمولی از مردم است... "اینجا فقط خاطرات ثبت میشود" کانال بله: https://ble.ir/rige_ravane
مشاهده در ایتا
دانلود
به خودم آمدم و دیدم که زمان، از دستم در رفته است! انگار عقربه‌ها با هم مسابقه می‌گذاشتند تا هرچه زودتر مسیر را طی کنند و "زمان" را به پایان برسانند. چاره‌ای نداشتم جز اینکه در دل دویدن‌ها بنشینم و از "حال" استفاده کنم. این روزها، خداحافظی‌های زیادی داشته‌ام؛ خداحافظی‌هایی که بویِ فراقِ طولانی می‌دادند. فاصله‌هایی که معلوم نیست قرار است چه زمانی به وصال ختم شوند... و من، از بعضی فاصله‌ها می‌ترسم؛ از آن فاصله‌هایی که در آن، محبوبت دیگر منتظرت نباشد و برای دیدنت، پا پیش نگذارد. امشب در سکوت، دعا کردم... دعا کردم باز هم همین گوشه‌ی دنج، کنار همین ضریح، دوباره مهمانمان کند. دعا کردم در اولین روزهای محرم و در ایام اربعین، باز هم بتوانم در کنار ضریح امام حسین با همین آرامش، نماز بخوانم و با آن‌ها حرف بزنم و حس بغل کردن آن‌ها را بچشم... هرچند، اما بیش از همه، دلم برای ایوانِ نجف پر می‌کشد✨
ای آزموده؛ آزمودت خدایی که تو را آفرید...
پیش از آنکه تو را بیافریند...
السلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ أَمینِ الله
بچه های کوچیک واقعا موجودات عجیبی‌ هستن!
بالا سر مقبره آقای بروجردی وایسادم یه مامان و دختر بچه هم ایستاده بودن برای فاتحه و سلام. دختر بچه با اشاره به عکس آقای بروجردیِ مرحوم، اصرار داره این یه خانوم مهربونه که فقط پیر شده و چادرشم خیلی قشنگ و نازکه😐
قیافه من 👀 قیافه بچه 😍🎀 قیافه مامانِ بچه🤯😵‍💫 قیافه مرحوم بروجردی (شوخی شوخی، با حاج آقا هم شوخی _ انتظار ندارید با ایموجی قیافه حاج اقا رو نشون بدم که!؟)
روز آخر مدرسه‌ بود و جشن الفبای کلاس اولی‌ها... توی هوای بهاری، داخل حیاط دارن نمایش اجرا میکنن✨
هیچ وقت فکر نمیکردم و و و رو با هم در یک قاب در ببینم 👀
پک تکمیل شد🎀