اینجا
کنار مزار #شهید_پاکپور
حال و هوای عجیبیه
خیلی باصفا و دوست داشتنیه
اگر مسیرتون از اراک به سمت بروجرد و ملایر رد میشد، فرصت کردید سری بزنید و هوایی تازه کنید
توی نجف یه خونه رزرو کرده بودیم که اونجا استراحت کنیم
وقتی رسیدیم لوکیشن با آدرس همخونی نداشت. داخل کوچه یک خونه خوشگلی رو دیدیم و آرزو میکردم کاش وسط آفتاب سوزان نجف، همین خونه محل اسکانمون باشه.
نا امید شدیم و جلوی در خونه نشستیم تا بلی(اسنپ عراقیها) رو بگیریم به مقصد کوفه، که ناگهان یه ماشین خوشگل جلومون نگه داشت و یه آقای جوان رفت داخل همون خونه.
به کارامون سرعت بخشیدیم که بریم، یک دفعه آقای راننده به عربی گفت بفرمایید داخل، منزل خودتونه؛ اگر جا ندارید همینجا بمانید.
ذوق کردیم و تعارف
ولی اصرار اونها بیشتر بود
رفتیم داخل و به ما به عنوان میزبان نگاه میکردن و احساس غریبی نمیکردیم. (بگذرم از اینکه یه آقای اهوازی تلاش میکرد ما معذب نباشیم و راحت اونجا استراحت کنیم و برامون پدری میکرد)
خلاصه خیلی خوشحال شدیم
زینب هم با عروس و نوه خانواده دوست شد و رابط ما با خانواده مهربونه فعلا:)