فکر میکنم بیشتر مردم اینطور باشن که وقتی از یه سفر دلچسب برمیگردن، تا یه مدت نمیتونن مثل قبل باشن.
دلشون هوای جایی رو میکنه که ولو برای مدت کوتاهی، توش بودن و نفس کشیدن.
حالا فکر کنید اون سفر بهشت روی زمین باشه؛
اون هم توی ایام مقدس و توی یک روز مقدستر!
من توی این هفته دقیقاً همین حال رو داشتم.
نمیدونم چطور رفتم، چطور برگشتم و اصلاً چطور شد که اینقدر بعد از برگشتن توی حال و هوای اونجا موندم.
یک هفتهی تمام، سرگشتگی و حیرونی.
حتی شارژ اجتماعی نداشتم که با آدمها معاشرت کنم و از خونه بزنم بیرون.
دلم میخواست یه گوشه بمونم و توی همون حال و هوا باشم.
خلوتم هم شب جمعههای حرم و شیفتهایی که خونهی خانم مأمنم بود. چند ساعتی دوباره همونجا بودن، واقعاً مرهمی بود برای دلتنگی.
/هِیمَنه/
فکر میکنم بیشتر مردم اینطور باشن که وقتی از یه سفر دلچسب برمیگردن، تا یه مدت نمیتونن مثل قبل باش
اینا رو گفتم که اگر این مدت جوابتون و ندادم
یا اینجا فعالیتی نداشتم
یا کم سراغتونو گرفتم بدونید دلیلش چی بوده☺️
الآن هم با ورود به ماه زیبای ربیع و ماه رسول خدا میخوام رونمایی کنم از هنرهایی که دارم تلاش میکنم این ایام یاد بگیرم و کارهایی که این روزا میکنم 😇
یکیش اینه که درخواست ته تغاری خونه (مینویسم ته تغاری، شما بخونید غول برره) رو اجابت کردم و براش کیک محبوبش و آماده کردم تا بره حالش و ببره.
پ.ن: یکی از اساسی ترین اصول من توی زندگی خانوادهست!
تمام تلاشم رو میکنم تا خوشحال ترین باشن و اگر خواسته و نیازی دارن(که هیچ وقت ندارن یا از من طلب نمیکنن🙃) رو برآورده کنم.
⚠️توصیه خواهرانه شماره ۱:
هیچ وقت بخاطر کثیف شدن و لک شدن لباستون، خودتون رو از لذت چیدن میوه از روی درخت و در لحظه خوردنشون محروم نکنید.
/هِیمَنه/
⚠️توصیه خواهرانه شماره ۱: هیچ وقت بخاطر کثیف شدن و لک شدن لباستون، خودتون رو از لذت چیدن میوه از روی
+ چرا کشتیش؟
_ چون بالای درخت بود
/هِیمَنه/
با یک همزن بزرگ روبهرو شدم فکر کردم برای قنادی همسایهست ولی اشتباه فکر میکردم☹️ بابا گفت اینجا
از اونجایی که از روایت کیک زنبور ها و ملکه خیلی استقبال کردید
منم تصمیم گرفتم یه داستان دیگه براتون تعریف کنم که بیشتر لذت ببرید