28.94M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهدا شمع محفل بشریتند...
با سلام...
درود بر مادران شهدا که سفیر رشادتها شجاعتها حماسه های شهیدان هستند و درود بر شهیدانی که در مکتب حضرت روح الله متولد شدند و در دامن پاک مادران تربیت شدند تا عند ربهم یرزقون شدند....و چه حکیمانه فرمود حضرت اقا که شهدا ستارگانی هستند که میشود با انها راه را پیدا کرد....امید است شفیعمان باشند...
بسم رب الشهدا
مقاومت زنده است و باید زنده بماند..
با سلام
چگونه باور کنیم رفتنت را؟ آنقدر در کوهها و بیابانها به دنبال شهادت بودی، تا آخر شهادت تو را در آغوشش کشید… مبارکت باشد سید عزیز. حیفِ شما بود شهید نشوید.
مرگی چنین زیبا، مرگ در قلبِ میدان نبرد، مرگ به دستِ خبیثترین فرزندان شیطان، سزاوارِ بزرگمردی چون شما بود سید عزیز… قسم به آن بزرگزنِ عقیلهی بنی هاشم، که کل ازادیخواهان جهان خاصه جبهه مقاومت که حاصل تلاش شما و عزیز شما حاج قاسم بود، در شهادتِ شما، در پیکر غرق در خون شما، در آن محاسنِ به خون خضاب شدهتان، چیزی جز زیبایی مشاهده نکردند .مبارکتان باشد که بجز شهادت که فوز عظیم و عند ربهم یرزقون است پاداشی برای شما و سایر شهدا نمیتوان یافت..باز هم مبارکتان باشد...
انشاالله یک شنبه شب هم در امتداد حماسه و قیام بیروت مشهد خیل عظیمی از شهدا ایران انقلابی هم به حرمت سید شهید مقاومت در مساجد و تکایا حضور پیدا میکنند و تجدید میثاق میکنند تا در مقاومت شما شهیدان شریک باشند...
وعده مردم شهرستان اقلید هم یکشنبه شب به وقت نماز مغرب و عشا در محل مصلی جمعه میدان شهدا...
با برنامه های متنوع با موضوع حماسه مقاومت...
سخنران مراسم سردار دانشمندی از فرماندهان دفاع مقدس و جبهه مقاومت..
مداح. کربلایی علیرضا گرامی رزمنده مدافع حرم...
🇮🇷 ستاد بزرگداشت شهدای مقاومت
🇮🇷 هیات رزمندگان اسلام شهرستان اقلید..
🇮🇷 یگان اموزش و احتیات شهید سلیمانی
🇮🇷 پایگاه مقاومت بسیج شهید معصومی مسجد جامع..
هدایت شده از هیئت جوانان و نوجوانان عاشورایی رزمندگان اسلام
💠#جــلــســه_هــفــتگی|
🔰توسل به حضرت صاحب الزمان(عج)
🔸بــا نــوای:
|کــربــلایــی مــحــمـــدرضــــا یـــــــزدی
| کــربــلایــی محمدمهدی زرینکلاه
|کــربــلایــی محــمــدمهــدی گـــرامی
🗓پنجشنبه ۷ اسفندماه ؛ ساعت ۱۹:۱۵
🔰 درب چــوبــی مــســجــد جــامــع
#ویــژه_بــرادران|#جلسه_هفتگی
#صاحب_الزمان|#شب_جمعه
🚩هیئت جوانان و نوجوانان عاشورایی
🚩پایگاه مقاومت بسیج شهید معصومی
@javanan_ashurai_eghlid
نامه۳۱-به حضرت مجتبي
۱ انسان و حوادث روزگار
از پدري فاني، اعتراف دارنده به گذشت زمان، زندگي را پشت سر نهاده- كه در سپري شدن دنيا چارهاي ندارد- مسكن گزيده در جايگاه گذشتگان، و كوچ كننده فردا، به فرزندي آزمند چيزي كه به دست نميآيد، رونده راهي كه به نيستي ختم ميشود، در دنيا هدف بيماريها، در گرو روزگار، و در تيررس مصائب، گرفتار دنيا، سودا كننده دنياي فريب كار، وام دار نابوديها، اسير مرگ، هم سوگند رنجها، هم نشين اندوهها، آماج بلاها، به خاك در افتاده خواهشها، و جانشين گذشتگان است.
پس از ستايش پروردگار،
همانا گذشت عمر، و چيرگي روزگار، و روي آوردن آخرت، مرا از ياد غير خودم باز داشته و تمام توجه مرا به آخرت كشانده است، كه به خويشتن فكر ميكنم و از غير خودم روي گردان شدم، كه نظرم را از ديگران گرفت، و از پيروي خواهشها باز گرداند، و حقيقت كار مرا نماياند، و مرا به راهي كشاند كه شوخي بر نميدارد، و به حقيقتي رساند كه دروغي در آن راه ندارد. و تو را ديدم كه پاره تن من، بلكه همه جان مني، آنگونه كه اگر آسيبي به تو رسد به من رسيده است، و اگر مرگ به سراغ تو آيد، زندگي مرا گرفته است، پس كار تو را كار خود شمردم، و نامهاي براي تو نوشتم، تا تو را در سختيهاي زندگي رهنمون باشد. حال من زنده باشم يا نباشم.
۲ مراحل خودسازي
پسرم همانا تو را به ترس از خدا سفارش ميكنم كه پيوسته در فرمان او باشي، و دلت را با ياد خدا زنده كني، و به ريسمان او چنگ زني، چه وسيلهاي مطمئنتر از رابطه تو با خداست اگر سر رشته آن را در دست گيري. دلت را با اندرز نيكو زنده كن، هواي نفس را با بي اعتنايي به حرام بميران، جان را با يقين نيرومند كن، و با نور حكمت روشنائي بخش، و با ياد مرگ آرام كن، به نابودي از او اعتراف گير، و با بررسي تحولات ناگوار دنيا به او آگاهي بخش، و از دگرگوني روزگار، و زشتيهاي گردش شب و روز او را بترسان، تاريخ گذشتگان را بر او بنما، و آنچه كه بر سر پيشينيان آمده است به يادش آور. در ديار و آثار ويران رفتگان گردش كن، و بينديش كه آنها چه كردند از كجا كوچ كرده، و در كجا فرود آمدند از جمع دوستان جدا شده و به ديار غربت سفر كردند، گويا زماني نميگذرد كه تو هم يكي از آناني پس جايگاه آينده را آباد كن، آخرت را به دنيا مفروش، و آنچه نميداني مگو، و آنچه بر تو لازم نيست بر زبان نياور، و در جادّهاي كه از گمراهي آن ميترسي قدم مگذار، زيرا خودداري به هنگام سرگرداني و گمراهي، بهتر از سقوط در تباهيهاست.
۳ اخلاق اجتماعي
به نيكيها امر كن و خود نيكوكار باش، و با دست و زبان بديها را انكار كن، و بكوش تا از بدكاران دور باشي، و در راه خدا آنگونه كه شايسته است تلاش كن، و هرگز سرزنش ملامتگران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد. براي حق در مشكلات و سختيها شنا كن، شناخت خود را در دين به كمال رسان، خود را براي استقامت برابر مشكلات عادت ده، كه شكيبايي در راه حق عادتي پسنديده است، در تمام كارها خود را به خدا واگذار، كه به پناهگاه مطمئن و نيرومندي رسيدهاي، در دعا با اخلاص پروردگارت را بخوان، كه بخشيدن و محروم كردن به دست اوست، و فراوان از خدا درخواست خير و نيكي داشته باش. وصيّت مرا بدرستي درياب، و به سادگي از آن نگذر، زيرا بهترين سخن آن است كه سودمند باشد، بدان علمي كه سودمند نباشد، فايدهاي نخواهد داشت، و دانشي كه سزاوار ياد گيري نيست سودي ندارد.
۴ شتاب در تربيت فرزند
پسرم هنگامي كه ديدم سالياني از من گذشت، و توانايي رو به كاستي رفت، به نوشتن وصيّت براي تو شتاب كردم، و ارزشهاي اخلاقي را براي تو بر شمردم. پيش از آن كه أجل فرا رسد، و رازهاي درونم را به تو منتقل نكرده باشم، و در نظرم كاهشي پديد آيد چنانكه در جسمم پديد آمد، و پيش از آن كه خواهشها و دگرگونيهاي دنيا به تو هجوم آورند، و پذيرش و اطاعت مشكل گردد، زيرا قلب نوجوان چونان زمين كاشته نشده، آماده پذيرش هر بذري است كه در آن پاشيده شود. پس در تربيت تو شتاب كردم، پيش از آن كه دل تو سخت شود، و عقل تو به چيز ديگري مشغول گردد، تا به استقبال كارهايي بروي كه صاحبان تجربه، زحمت آزمون آن را كشيدهاند، و تو را از تلاش و يافتن بينياز ساختهاند، و آنچه از تجربيّات آنها نصيب ما شد، به تو هم رسيده، و برخي از تجربيّاتي كه بر ما پنهان مانده بود براي شما روشن گردد. پسرم درست است كه من به اندازه پيشينيان عمر نكردهام، امّا در كردار آنها نظر افكندم، و در اخبارشان انديشيدم، و در آثارشان سير كردم تا آنجا كه گويا يكي از آنان شدهام، بلكه با مطالعه تاريخ آنان، گويا از اوّل تا پايان عمرشان با آنان بودهام، پس قسمتهاي روشن و شيرين زندگي آنان را از دوران تيرگي شناختم، و زندگاني سودمند آنان را با دوران زيانبارش شناسايي كردم، سپس از هر چيزي مهم و ارزشمند آن را، و از هر حادثهاي، زيبا و شيرين آن را براي تو برگزيدم، و ناشناختههاي
آنان را دور كردم، پس آنگونه كه پدري مهربان نيكيها را براي فرزندش ميپسندد، من نيز بر آن شدم تو را با خوبيها تربيت كنم، زيرا در آغاز زندگي قرار داري، تازه به روزگار روي آوردهاي، نيّتي سالم و روحي با صفا داري.
۵ روش تربيت فرزند
پس در آغاز تربيت، تصميم گرفتم تا كتاب خداي توانا و بزرگ را همراه با تفسير آيات، به تو بياموزم، و شريعت اسلام و احكام آن از حلال و حرام، به تو تعليم دهم و به چيز ديگري نپردازم. امّا از آن ترسيدم كه مبادا رأي و هوايي كه مردم را دچار اختلاف كرد، و كار را بر آنان شبهه ناك ساخت، به تو نيز هجوم آورد، گر چه آگاه كردن تو را نسبت به اين امور خوش نداشتم، امّا آگاه شدن و استوار ماندنت را ترجيح دادم، تا تسليم هلاكتهاي اجتماعي نگردي، و اميدوارم خداوند تو را در رستگاري پيروز گرداند، و به راه راست هدايت فرمايد، بنا بر اين وصيّت خود را اينگونه تنظيم كردهام. پسرم بدان آنچه بيشتر از به كار گيري وصيّتم دوست دارم ترس از خدا، و انجام واجبات، و پيمودن راهي است كه پدرانت، و صالحان خاندانت پيمودهاند. زيرا آنان آنگونه كه تو در امور خويشتن نظر ميكني در امور خويش نظر داشتند. همانگونه كه تو درباره خويشتن ميانديشي، نسبت به خودشان ميانديشيدند، و تلاش آنان در اين بود كه آنچه را شناختند انتخاب كنند، و بر آنچه تكليف ندارند روي گردانند، و اگر نفس تو از پذيرفتن سرباز زند و خواهد چنانكه آنان دانستند بداند، پس تلاش كن تا درخواستهاي تو از روي درك و آگاهي باشد، نه آن كه به شبهات روي آوري و از دشمنيها كمك گيري. و قبل از پيمودن راه پاكان، از خداوند ياري بجوي، و در راه او با اشتياق عمل كن تا پيروز شوي، و از هر كاري كه تو را به شك و ترديد اندازد، يا تسليم گمراهي كند بپرهيز. و چون يقين كردي دلت روشن و فروتن شد، و انديشهات گرد آمد و كامل گرديد، و ارادهات به يك چيز متمركز گشت، پس انديشه كن در آنچه كه براي تو تفسير ميكنم، اگر در اين راه آنچه را دوست ميداري فراهم نشد، و آسودگي فكر و انديشه نيافتني، بدان كه راهي را كه ايمن نيستي ميپيمايي، و در تاريكي ره ميسپاري، زيرا طالب دين نه اشتباه ميكند، و نه در ترديد و سرگرداني است، كه در چنين حالتي خود داري بهتر است.
۶ ضرورت توجه به معنويّات
پسرم در وصيّت من درست بينديش، بدان كه در اختيار دارنده مرگ همان است كه زندگي در دست او، و پديد آورنده موجودات است، همو ميميراند، و نابود كننده همان است كه دوباره زنده ميكند، و آن كه بيمار ميكند شفا نيز ميدهد، بدان كه دنيا جاودانه نيست، و آنگونه كه خدا خواسته است برقرار است، از عطا كردن نعمتها، و انواع آزمايشها، و پاداش دادن در معاد، و يا آنچه را كه او خواسته است و تو نميداني. اگر در باره جهان، و تحوّلات روزگار مشكلي براي تو پديد آمد آن را به عدم آگاهي ارتباط ده، زيرا تو ابتدا با ناآگاهي متولّد شدي و سپس علوم را فرا گرفتي، و چه بسيار است آنچه را كه نميداني و خدا ميداند، كه انديشهات سرگردان، و بينش تو در آن راه ندارد، سپس آنها را ميشناسي. پس به قدرتي پناه بر كه تو را آفريده، روزي داده، و اعتدال در اندام تو آورده است، بندگي تو فقط براي او باشد، و تنها اشتياق او را داشته باش، و تنها از او بترس. بدان پسرم هيچ كس چون رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم از خدا آگاهي نداده است، رهبري او را پذيرا باش، و براي رستگاري، راهنمايي او را بپذير، همانا من از هيچ اندرزي براي تو كوتاهي نكردم، و تو هر قدر كوشش كني، و به اصلاح خويش بينديشي، همانند پدرت نميتواني باشي. پسرم اگر خدا شريكي داشت، پيامبران او نيز به سوي تو ميآمدند، و آثار قدرتش را ميديدي، و كردار و صفاتش را ميشناختي، امّا خدا، خدايي است يگانه، همانگونه كه خود توصيف كرد، هيچ كس در مملكت داري او نزاعي ندارد، نابود شدني نيست، و همواره بوده است، اوّل هر چيزي است كه آغاز ندارد، و آخر هر چيزي كه پايان نخواهد داشت، برتر از آن است كه قدرت پروردگاري او را فكر و انديشه درك كند. حال كه اين حقيقت را دريافتي، در عمل بكوش آن چنانكه همانند تو سزاوار است بكوشد، كه منزلت آن اندك، و توانايياش ضعيف، و ناتوانياش بسيار، و اطاعت خدا را مشتاق، و از عذابش ترسان، و از خشم او گريزان است، زيرا خدا تو را جز به نيكوكاري فرمان نداده، و جز از زشتيها نهي نفرموده است.
۷ ضرورت آخرت گرايي
اي پسرم من تو را از دنيا و تحوّلات گوناگونش، و نابودي و دست به دست گرديدنش آگاه كردم، و از آخرت و آنچه براي انسانها در آنجا فراهم است اطّلاع دادم، و براي هر دو مثالها زدم، تا پند پذيري، و راه و رسم زندگي بياموزي، همانا داستان آن كس كه دنيا را آزمود، چونان مسافراني است كه در سر منزلي بي آب و علف و دشوار اقامت دارند و قصد كوچ كردن به سرزميني را دارند كه در آنجا آسايش و رفاه فراهم است.
پس مشكلات راه را تحمّل ميكنند، و جدايي دوستان را ميپذيرند، و سختي سفر، و ناگواري غذا را با جان و دل قبول ميكنند، تا به جايگاه وسيع، و منزلگاه أمن، با آرامش قدم بگذارند، و از تمام سختيهاي طول سفر احساس ناراحتي ندارند، و هزينههاي مصرف شده را غرامت نميشمارند، و هيچ چيز براي آنان دوست داشتني نيست جز آن كه به منزل أمن، و محل آرامش برسند. امّا داستان دنيا پرستان همانند گروهي است كه از جايگاهي پر از نعمتها ميخواهند به سرزمين خشك و بي آب و علف كوچ كنند، پس در نظر آنان چيزي ناراحت كنندهتر از اين نيست كه از جايگاه خود جدا ميشوند، و ناراحتيها را بايد تحمّل كنند.
۸ معيارهاي روابط اجتماعي
اي پسرم نفس خود را ميزان ميان خود و ديگران قرار ده، پس آنچه را كه براي خود دوست داري براي ديگران نيز دوست بدار، و آنچه را كه براي خود نميپسندي، براي ديگران مپسند، ستم روا مدار، آنگونه كه دوست نداري به تو ستم شود، نيكوكار باش، آنگونه كه دوست داري به تو نيكي كنند، و آنچه را كه براي ديگران زشت ميداري براي خود نيز زشت بشمار، و چيزي را براي مردم رضايت بده كه براي خود ميپسندي، آنچه نميداني نگو، گر چه آنچه را ميداني اندك است، آنچه را دوست نداري به تو نسبت دهند، در باره ديگران مگو، بدان كه خود بزرگ بيني و غرور، مخالف راستي، و آفت عقل است، نهايت كوشش را در زندگي داشته باش، و در فكر ذخيره سازي براي ديگران مباش، آنگاه كه به راه راست هدايت شدي، در برابر پروردگارت از هر فروتني خاضعتر باش.
۹ تلاش در جمع آوري زاد و توشه
بدان راهي پر مشقّت و بس طولاني در پيش روي داري، و در اين راه بدون كوشش بايسته، و تلاش فراوان، و اندازه گيري زاد و توشه، و سبك كردن بار گناه، موفّق نخواهي بود، بيش از تحمّل خود بار مسئوليّتها بر دوش منه، كه سنگيني آن براي تو عذاب آور است. اگر مستمندي را ديدي كه توشهات را تا قيامت ميبرد، و فردا كه به آن نياز داري به تو باز ميگرداند، كمك او را غنيمت بشمار، و زاد و توشه را بر دوش او بگذار، و اگر قدرت مالي داري بيشتر انفاق كن، و همراه او بفرست، زيرا ممكن است روزي در رستاخيز در جستجوي چنين فردي باشي و او را نيابي. به هنگام بينيازي، اگر كسي از تو وام خواهد، غنيمت بشمار، تا در روز سختي و تنگدستي به تو باز گرداند، بدان كه در پيش روي تو، گردنههاي صعب العبوري وجود دارد، كه حال سبكباران به مراتب بهتر از سنگين باران است، و آن كه كند رود حالش بدتر از شتاب گيرنده ميباشد، و سرانجام حركت، بهشت و يا دوزخ خواهد بود، پس براي خويش قبل از رسيدن به آخرت وسائلي مهيّا ساز، و جايگاه خود را پيش از آمدنت آماده كن، زيرا پس از مرگ، عذري پذيرفته نميشود، و راه باز گشتي وجود ندارد.
۱۰ نشانههاي رحمت الهي
بدان، خدايي كه گنجهاي آسمان و زمين در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است. تو را فرمان داده كه از او بخواهي تا عطا كند، درخواست رحمت كني تا ببخشايد، و خداوند بين تو و خودش كسي را قرار نداده تا حجاب و فاصله ايجاد كند، و تو را مجبور نساخته كه به شفيع و واسطهاي پناه ببري، و در صورت ارتكاب گناه در توبه را مسدود نكرده است، در كيفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عيب نگرفته است، در آنجا كه رسوايي سزاوار توست، رسوا نساخته، و براي بازگشت به خويش شرائط سنگيني مطرح نكرده است، در گناهان تو را به محاكمه نكشيده، و از رحمت خويش نا اميدت نكرده، بلكه بازگشت تو را از گناهان نيكي شمرده است. هر گناه تو را يكي، و هر نيكي تو را ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روي تو گشوده است. هر گاه او را بخواني، ندايت را ميشنود، و چون با او راز دل گويي راز تو را ميداند، پس حاجت خود را با او بگوي، و آنچه در دل داري نزد او باز گوي، غم و اندوه خود را در پيشگاه او مطرح كن، تا غمهاي تو را بر طرف كند و در مشكلات تو را ياري رساند.
۱۱ شرائط اجابت دعا
و از گنجينههاي رحمت او چيزهايي را درخواست كن كه جز او كسي نميتواند عطا كند، مانند عمر بيشتر، تندرستي بدن، و گشايش در روزي. سپس خداوند كليدهاي گنجينههاي خود را در دست تو قرار داده كه به تو اجازه دعا كردن داد، پس هر گاه اراده كردي ميتواني با دعا، درهاي نعمت خدا را بگشايي، تا باران رحمت الهي بر تو ببارد. هرگز از تأخير اجابت دعا نا اميد مباش، زيرا بخشش الهي باندازه نيّت است، گاه، در اجابت دعا تأخير ميشود تا پاداش درخواست كننده بيشتر و جزاي آرزومند كاملتر شود، گاهي درخواست ميكني امّا پاسخ داده نميشود، زيرا بهتر از آنچه خواستي به زودي يا در وقت مشخّص، به تو خواهد بخشيد، يا به جهت اعطاء بهتر از آنچه خواستي، دعا به اجابت نميرسد، زيرا چه بسا خواستههايي داري كه اگر داده شود مايه هلاكت دين تو خواهد بود، پس خواستههاي تو به گونهاي باشد كه جمال و زيبايي تو را تأمين، و رنج و سختي را از تو
دور كند، پس نه مال دنيا براي تو پايدار، و نه تو براي مال دنيا باقي خواهي ماند.
۱۲ ضرورت ياد مرگ
پسرم، بدان تو براي آخرت آفريده شدي، نه دنيا، براي رفتن از دنيا، نه پايدار ماندن در آن، براي مرگ، نه زندگي جاودانه در دنيا، كه هر لحظه ممكن است از دنيا كوچ كني، و به آخرت در آيي. و تو شكار مرگي هستي كه فرار كننده آن نجاتي ندارد، و هر كه را بجويد به آن ميرسد، و سرانجام او را ميگيرد. پس، از مرگ بترس نكند زماني سراغ تو را گيرد كه در حال گناه يا در انتظار توبه كردن باشي و مرگ مهلت ندهد و بين تو و توبه فاصله اندازد، كه در اين حال خود را تباه كردهاي. پسرم فراوان بياد مرگ باش، و به ياد آنچه كه به سوي آن ميروي، و پس از مرگ در آن قرار ميگيري. تا هنگام ملاقات با مرگ از هر نظر آماده باش، نيروي خود را افزون، و كمر همّت را بسته نگهدار كه ناگهان نيايد و تو را مغلوب سازد. مبادا دلبستگي فراوان دنيا پرستان، و تهاجم حريصانه آنان به دنيا، تو را مغرور كند، چرا كه خداوند تو را از حالات دنيا آگاه كرده، و دنيا نيز از وضع خود تو را خبر داده، و از زشتيهاي روزگار پرده برداشته است.
۱۳ شناخت دنيا پرستان
همانا دنيا پرستان چونان سگهاي درنده، عو عو كنان، براي دريدن صيد در شتابند، برخي به برخي ديگر هجوم آورند، و نيرومندشان، ناتوان را ميخورد، و بزرگترها كوچكترها را. و يا چونان شتراني هستند كه برخي از آنها پاي بسته، و برخي ديگر در بيابان رها شده، كه راه گم كرده و در جادّههاي نامعلومي در حركتند، و در وادي پر از آفتها، و در شنزاري كه حركت با كندي صورت ميگيرد گرفتارند، نه چوپاني دارند كه به كارشان برسد، و نه چرانندهاي كه به چراگاهشان ببرد. دنيا آنها را به راه كوري كشاند. و ديدگانشان را از چراغ هدايت بپوشاند، در بيراهه سرگردان، و در نعمتها غرق شدهاند، كه نعمتها را پروردگار خود قرار دادند. هم دنيا آنها را به بازي گرفته، و هم آنها با دنيا به بازي پرداخته، و آخرت را فراموش كردهاند. اندكي مهلت ده، بزودي تاريكي بر طرف ميشود، گويا مسافران به منزل رسيدهاند، و آن كس كه شتاب كند به كاروان خواهد رسيد. پسرم بدان آن كس كه مركبش شب و روز آماده است همواره در حركت خواهد بود، هر چند خود را ساكن پندارد، و همواره راه ميپيمايد هر چند در جاي خود ايستاده و راحت باشد.
۱۴ ضرورت واقع نگري در زندگي (ارزشهاي گوناگون اخلاقي)
به يقين بدان كه تو به همه آرزوهاي خود نخواهي رسيد، و تا زمان مرگ بيشتر زندگي نخواهي كرد، و بر راه كسي ميروي كه پيش از تو ميرفت، پس در به دست آوردن دنيا آرام باش، و در مصرف آنچه به دست آوردي نيكو عمل كن، زيرا چه بسا تلاش بي اندازه براي دنيا كه به تاراج رفتن اموال كشانده شد. پس هر تلاشگري به روزي دلخواه نخواهد رسيد، و هر مدارا كنندهاي محروم نخواهد شد. نفس خود را از هر گونه پستي باز دار، هر چند تو را به اهدافت رساند، زيرا نميتواني به اندازه آبرويي كه از دست ميدهي بهايي به دست آوري. برده ديگري مباش«»، كه خدا تو را آزاد آفريد، آن نيك كه جز با شر به دست نيايد نيكي نيست، و آن راحتي كه با سختيهاي فراوان به دست آيد، آسايش نخواهد بود. بپرهيز از آن كه مركب طمع ورزي تو را به سوي هلاكت به پيش راند، و اگر توانستي كه بين تو و خدا صاحب نعمتي قرار نگيرد، چنين باش، زيرا تو، روزي خود را دريافت ميكني، و سهم خود بر ميداري، و مقدار اندكي كه از طرف خداي سبحان به دست ميآوري، بزرگ و گراميتر از (مال) فراواني است كه از دست بندگان دريافت ميداري، گرچه همه از طرف خداست. آنچه با سكوت از دست ميدهي آسانتر از آن است كه با سخن از دست برود، چرا كه نگهداري آنچه در مشك است با محكم بستن دهانه آن امكان پذير است، و نگهداري آنچه كه در دست داري، پيش من بهتر است از آن كه چيزي از ديگران بخواهي، و تلخي نا اميدي بهتر از درخواست كردن از مردم است. شغل همراه با پاكدامني، بهتر از ثروت فراواني است كه با گناهان به دست آيد، مرد براي پنهان نگاه داشتن اسرار خويش سزاوارتر است، چه بسا تلاش كنندهاي كه به زيان خود ميكوشد، هر كس پر حرفي كند ياوه ميگويد، و آن كس كه بينديشد آگاهي يابد، با نيكان نزديك شو و از آنان باش، و با بدان دور شو و از آنان دوري كن. بدترين غذاها، لقمه حرام، و بدترين ستمها، ستمكاري به ناتوان است. جايي كه مدارا كردن درشتي به حساب آيد به جاي مدارا درشتي كن، چه بسا كه دارو بر درد افزايد، و بيماري، درمان باشد، و چه بسا آن كس كه اهل اندرز نيست، اندرز دهد، و نصيحت كننده دغل كار باشد. هرگز بر آرزوها تكيه نكن كه سرمايه احمقان است، و حفظ عقل، پند گرفتن از تجربههاست، و بهترين تجربه آن كه تو را پند آموزد. پيش از آن كه فرصت از دست برود، و اندوه ببار آورد، از فرصتها استفاده كن. هر تلاشگري به خواستههاي خود نرسد، و هر پنهان شدهاي باز نميگردد.
از نمونههاي تباهي، نابود كردن زاد و توشه آخرت است. هر كاري پاياني دارد، و به زودي آنچه براي تو مقدّر گرديده خواهد رسيد. هر بازرگاني خويش را به مخاطره افكند. چه بسا اندكي كه از فراواني بهتر است نه در ياري دادن انسان پست چيزي وجود دارد و نه در دوستي با دوست متّهم، حال كه روزگار در اختيار تو است آسان گير، و براي آن كه بيشتر به دست آوري خطر نكن. از سوار شدن بر مركب ستيزه جويي بپرهيز.
۱۵ حقوق دوستان
چون برادرت از تو جدا گردد، تو پيوند دوستي را بر قرار كن، اگر روي برگرداند تو مهرباني كن، و چون بخل ورزد تو بخشنده باش، هنگامي كه دوري ميگزيند تو نزديك شو، و چون سخت ميگيرد تو آسان گير، و به هنگام گناهش عذر او بپذير، چنان كه گويا بنده او ميباشي، و او صاحب نعمت تو ميباشد. مبادا دستورات ياد شده را با غير دوستانت انجام دهي، يا با انسانهايي كه سزاوار آن نيستند بجا آوري، دشمن دوست خود را دوست مگير تا با دوست دشمني نكني. در پند دادن دوست بكوش، خوب باشد يا بد، و خشم را فرو خور كه من جرعهاي شيرينتر از آن ننوشيدم، و پاياني گواراتر از آن نديدهام. با آن كس كه با تو درشتي كرده، نرم باش كه اميد است به زودي در برابر تو نرم شود، با دشمن خود با بخشش رفتار كن، زيرا سرانجام شيرين دو پيروزي است (انتقام گرفتن يا بخشيدن) اگر خواستي از برادرت جدا شوي، جايي براي دوستي باقي گذار، تا اگر روزي خواست به سوي تو باز گردد بتواند، كسي كه به تو گمان نيك برد او را تصديق كن، و هرگز حق برادرت را به اعتماد دوستي كه با او داري ضايع نكن، زيرا آن كس كه حقّش را ضايع ميكني با تو برادر نخواهد بود، و افراد خانوادهات بد بختترين مردم نسبت به تو نباشند، و به كسي كه به تو علاقهاي ندارد دل مبند، مبادا برادرت براي قطع پيوند دوستي، دليلي محكمتر از برقراري پيوند با تو داشته باشد، و يا در بدي كردن، بهانهاي قويتر از نيكي كردن تو بياورد، ستمكاري كسي كه بر تو ستم ميكند در ديدهات بزرگ جلوه نكند، چه او به زيان خود، و سود تو كوشش دارد، و سزاي آن كس كه تو را شاد ميكند بدي كردن نيست.
۱۶ ارزشهاي اخلاقي
پسرم بدان كه روزي دو قسم است، يكي آن كه تو آن را ميجويي، و ديگر آن كه او تو را ميجويد، و اگر تو به سوي آن نروي، خود به سوي تو خواهد آمد، چه زشت است فروتني به هنگام نياز، و ستمكاري به هنگام بينيازي همانا سهم تو از دنيا آن اندازه خواهد بود كه با آن سراي آخرت را اصلاح كني، اگر براي چيزي كه از دست دادي ناراحت ميشوي، پس براي هر چيزي كه به دست تو نرسيده نيز نگران باش. با آنچه در گذشته ديده يا شنيدهاي، براي آنچه كه هنوز نيامده، استدلال كن، زيرا تحوّلات و امور زندگي همانند يكديگرند، از كساني مباش كه اندرز سودشان ندهد، مگر با آزردن فراوان، زيرا عاقل با اندرز و آداب پند گيرد، و حيوانات با زدن. غم و اندوه را با نيروي صبر و نيكويي يقين از خود دور ساز. كسي كه ميانه روي را ترك كند از راه حق منحرف ميگردد، يار و همنشين، چونان خويشاوند است. دوست آن است كه در نهان آيين دوستي را رعايت كند. هوا پرستي همانند كوري است. چه بسا دور كه از نزديك نزديكتر، و چه بسا نزديك كه از دور دورتر است، انسان تنها، كسي است كه دوستي ندارد، كسي كه از حق تجاوز كند، زندگي بر او تنگ ميگردد، هر كس قدر و منزلت خويش بداند حرمتش باقي است، استوارترين وسيلهاي كه ميتواني به آن چنگ زني، رشتهاي است كه بين تو و خداي تو قرار دارد. كسي كه به كار تو اهتمام نميورزد دشمن توست. گاهي نا اميدي، خود رسيدن به هدف است، آنجا كه طمع ورزي هلاكت باشد. چنان نيست كه هر عيبي آشكار، و هر فرصتي دست يافتني باشد، چه بسا كه بينا به خطا ميرود و كور به مقصد رسد. بديها را به تأخير انداز، زيرا هر وقت بخواهي ميتواني انجام دهي. بريدن با جاهل، پيوستن به عاقل است، كسي كه از نيرنگبازي روزگار ايمن باشد به او خيانت خواهد كرد، و كسي كه روزگار فاني را بزرگ بشمارد، او را خوار خواهد كرد. چنين نيست كه هر تير اندازي به هدف بزند، هر گاه انديشه سلطان تغيير كند، زمانه دگرگون شود. پيش از حركت، از همسفر بپرس، و پيش از خريدن منزل همسايه را بشناس. از سخنان بي ارزش و خنده آور بپرهيز، گر چه آن را از ديگري نقل كرده باشي.
۱۷ جايگاه زن و فرهنگ پرهيز
در امور سياسي كشور از مشورت با زنان بپرهيز، كه رأي آنان زود سست ميشود، و تصميم آنان ناپايدار است. در پرده حجاب نگاهشان دار، تا نامحرمان را ننگرند، زيرا كه سختگيري در پوشش، عامل سلامت و استواري آنان است. بيرون رفتن زنان بدتر از آن نيست كه افراد غير صالح را در ميانشان آوري، و اگر بتواني به گونهاي زندگي كني كه غير تو را نشناسند چنين كن.
كاري كه برتر از توانايي زن است به او وامگذار، كه زن گل بهاري است، نه پهلواني سخت كوش، مبادا در گرامي داشتن زن زياده روي كني كه او را به طمع ورزي كشانده براي ديگران به ناروا شفاعت كند. بپرهيز از غيرت نشان دادن بيجا كه درستكار را به بيمار دلي، و پاكدامن را به بدگماني رساند. كار هر كدام از خدمتكارانت را معيّن كن كه او را در برابر آن كار مسئول بداني، كه تقسيم درست كار سبب ميشود كارها را به يكديگر وا نگذارند، و در خدمت سستي نكنند.
خويشاوندانت را گرامي دار، زيرا آنها پر و بال تو ميباشند، كه با آن پرواز ميكني، و ريشه تو هستند كه به آنها باز ميگردي، و دست نيرومند تو ميباشند كه با آن حمله ميكني. دين و دنياي تو را به خدا ميسپارم، و بهترين خواسته الهي را در آينده و هم اكنون، در دنيا و آخرت، براي تو ميخواهم، با درود.