eitaa logo
لئو
30 دنبال‌کننده
205 عکس
4 ویدیو
0 فایل
-کی اهمیت میده؟ -تنهایی. باور کن. -ادعایی نیست. -پرحرف و بذله‌گو. -فاقد هویت مستقل.
مشاهده در ایتا
دانلود
بعضی از این آدم‌ها هم دیگر آنقدر زخم‌م زده‌اند که هر چه در این تن پاره‌پاره‌ی احساساتم به دنبال بستری دگر برای فرو کردن خنجرهاشان می‌گردند چاره‌ای جز عقب‌نشینی و دوری‌ از آفتاب لب گوری چون من نمی‌بینند. حق هم دارند، خب کدام آدم عاقل اندرصفیحی حاضر است خود را به عنوان مقصر همچین جنایت بزرگی معرفی کند؟ کیست که جسارت به گردن گرفتن صحنه‌ی‌ قتل را داشته باشد؟ این آدم‌های ترسو؟ این آدم‌های بزدل تنها هنرشان شکستن است، فرار کردن است، از زیر تقصیراتشان در رفتن است، که مبادا روزی بشوند آن‌ آدم‌بده‌ی داستان، که مبادا خدشه‌ای بر صفت وفادار و بشردوست بودنشان وارد شود. عجیبند این آدم‌ها، اذیتم می‌کنند، بدجوری آزارم می‌دهند.
اصلا کاش دایناسور بودم، یا آدم‌فضایی، یا یه موجود ماورائی پیکسلی، چمیدونم، به هر حال انقدر از انسان‌ها متنفر هستم که دلم بخواد هر چیزی باشم به‌جز آدم.
احساس تنهایی‌ به جایی رسیده که احساس بیگانه بودن می‌کنم، احساس غریبگی.
و ما همان فرزندان آواره و مجنون تاریخ بودیم که دگرباره از قافله‌ی عشق جا ماندند. همان مدعیان راه‌بلدی که راه گم کردند و هر چه تاختند به مقصد نرسیدند، ما همان جاماندگان و واماندگان همیشگی کاروان حسینی بودیم. همان ها که با حسرت در نگاهشان دیگران را بدرقه می‌کنند و فرجامشان می‌شود تنهایی و نرسیدن، می‌شود جا ماندن. آری، ما همان بیچارگانیم، همان‌ها که سهمشان بیشتر از قاب دور تلوزیون نبود، همان ها که مرام‌شان نه با رسیدن، که با خون گریستن آشکار می‌شد. همان ها که برایشان نه دیدار اولی میسر بود و نه دیدار آخری. انگار دلتنگی را مهر زده بودند در همان صفحه‌ی اول شناسنامه‌شان. دست سرنوشت با این جماعت خونین دشمنی بود که خدا داند. که خدا داند. دیدار به قیامت بزرگ‌مرد، دیدار به قیامت.
بار این‌ روزا انقدر داره روی دوشم سنگینی می‌کنه، که این حجم سنگینی برام تازگی داره، یعنی تا حالا هیچوقت به این حدش نرسیده بود. هیچوقت تا این حد احساس شکستن و ناتوان بودن بهم دست نداده بود، احساس عاجز بودن. می‌گم اوس‌کریم صبر ایوب و مقاومت فولادم باید بهم بدی در پی این مشکلات و جریان‌ها، در جریانی که قربونت برم؟
رابطه‌ی من و درس خوندن شبیه رابطه‌ی خیار و رنده می‌مونه.
از این‌جا به بعد ماهم دیگر شما را نمی‌بینیم، ولی دوستتان داریم.
بلد نیستم که چطور باید حس فخر و غرور رو به اشتراک گذاشت پس لطفا خودتون این پیام رو با اضافه کردن مقدار کمر‌شکن و زیادی افتخار و غرور بخونید. شکرا‌لله و شکرا‌لله و شکرا‌لله به سبب این شیعه‌بودن. بله، من با افتخار شیعه‌ی بزرگ‌ترین و گرامی‌ترین و با‌صلابت‌ترین آفریده‌ی خدا بر روی زمین، حضرت امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام هستم. آره مشتی، من شیعه‌ی علی‌ام، علی.