eitaa logo
لئو
30 دنبال‌کننده
205 عکس
4 ویدیو
0 فایل
-کی اهمیت میده؟ -تنهایی. باور کن. -ادعایی نیست. -پرحرف و بذله‌گو. -فاقد هویت مستقل.
مشاهده در ایتا
دانلود
انقدر آدم عکس‌‌پرسنی هستم، که از تک تک لحظه‌ها و اماکن و مسیرها و جالبیات و ناجالبیات زندگی خودم و حتی زندگی دیگران عکس دارم. و نکته‌ی عجیب قضیه اونجاست که وقتی توی گالریم بگردی، نودی از صدِ عکسا عکس دیوار‌های مختلفه که اغلبا هیچ چیز جالب یا دیدنی‌ام نداره.هیچی دیگه، فقط می‌تونم، لبخند ژکوند.
هر‌چه می‌دویدم، باز هم این عقربه‌های لعنتی از من جلو‌تر بودند.
امروز به طرز عجیب و یwithout no reason دوست‌نداشتنی بود.
خیلی حالم خوبه، این وسط نقاشیامم زشت میشه، چه‌خبرته دنیا، چه‌خبرته؟
کم بدبختی و دردسر داشتم، حالا این زندگی هم دستش را به خرخره‌‌ام گرفته و یک‌طوری گریبانم به دیوار چسبانده که انگار دستم به خون پدرش آغشته است. درد در تک‌تک‌ اعضا و جوارحم جولان می‌دهد و مرا به تنگ آورده این اوضاع نابسامان،اه.
یجوری بدن‌درد دارم که اگه سه‌تا‌ساشه منیزیم بخورمم به تمرین فردا نمی‌رسم.
چیه این احساس تنهایی و بغض فشرده‌شده‌ی تو گلو؟
به ابوالفضل خبر بدید دیگه کم اوردم، حالمو اون میفهمه، بگید زمین خوردم..
درس خوندن؟- نقاشی کشیدن+
من از زندگیم متنفرم مامان، من دلم می‌خواد بمیرم مامان، چی داری میگی؟
ولی مردای غریبه که مهربون ترن...
دخترک شکست‌خورده‌ی بیچاره‌ای که نه گریه‌های شبانه اش به دادش می‌رسید و نه امید‌های عبث و بیهوده‌اش کار به جایی می‌برد. او هم دلش می‌خواست پوسته‌اش را بکشند، ولی این تن رنجور جنسش از پولاد بود. غرش‌های گاه‌و‌بی‌گاه مردان و ذهن بی‌مبالات آن زن او را به این روز انداخته بود. دستان شکننده‌اش را بلند می‌کرد و به دنبال مثقالی عطوفت و دلگرمی می‌گشت، ولی دریغا، دریغ.غم هر روز در آیینه نگاهش می‌کرد و داغش را می‌دید. داغ نادیده گرفته شدن و خفه ماندن صدایش در گلو را. درد کهنه می‌شد و غم رختخواب همیشگی‌اش بود، گاهی هم به فریاد و صداهای بلند می‌رسید. در سکوت خانه به مثال یک تکه گوشت و استخوان افتاده بود و قدم های دور شدن را می‌شمرد، فکر می‌کرد اگر از این ارتفاع خودش را پرتاب کند، نهایت که چه؟ تا اینکه یک شب، خوابید و دیگر بیدار نشد. مرگ تنها چیزی بود که نتوانست نادیده اش بگیرد.