eitaa logo
لئو
30 دنبال‌کننده
205 عکس
4 ویدیو
0 فایل
-کی اهمیت میده؟ -تنهایی. باور کن. -ادعایی نیست. -پرحرف و بذله‌گو. -فاقد هویت مستقل.
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی حالم خوبه، این وسط نقاشیامم زشت میشه، چه‌خبرته دنیا، چه‌خبرته؟
کم بدبختی و دردسر داشتم، حالا این زندگی هم دستش را به خرخره‌‌ام گرفته و یک‌طوری گریبانم به دیوار چسبانده که انگار دستم به خون پدرش آغشته است. درد در تک‌تک‌ اعضا و جوارحم جولان می‌دهد و مرا به تنگ آورده این اوضاع نابسامان،اه.
یجوری بدن‌درد دارم که اگه سه‌تا‌ساشه منیزیم بخورمم به تمرین فردا نمی‌رسم.
چیه این احساس تنهایی و بغض فشرده‌شده‌ی تو گلو؟
به ابوالفضل خبر بدید دیگه کم اوردم، حالمو اون میفهمه، بگید زمین خوردم..
درس خوندن؟- نقاشی کشیدن+
من از زندگیم متنفرم مامان، من دلم می‌خواد بمیرم مامان، چی داری میگی؟
ولی مردای غریبه که مهربون ترن...
دخترک شکست‌خورده‌ی بیچاره‌ای که نه گریه‌های شبانه اش به دادش می‌رسید و نه امید‌های عبث و بیهوده‌اش کار به جایی می‌برد. او هم دلش می‌خواست پوسته‌اش را بکشند، ولی این تن رنجور جنسش از پولاد بود. غرش‌های گاه‌و‌بی‌گاه مردان و ذهن بی‌مبالات آن زن او را به این روز انداخته بود. دستان شکننده‌اش را بلند می‌کرد و به دنبال مثقالی عطوفت و دلگرمی می‌گشت، ولی دریغا، دریغ.غم هر روز در آیینه نگاهش می‌کرد و داغش را می‌دید. داغ نادیده گرفته شدن و خفه ماندن صدایش در گلو را. درد کهنه می‌شد و غم رختخواب همیشگی‌اش بود، گاهی هم به فریاد و صداهای بلند می‌رسید. در سکوت خانه به مثال یک تکه گوشت و استخوان افتاده بود و قدم های دور شدن را می‌شمرد، فکر می‌کرد اگر از این ارتفاع خودش را پرتاب کند، نهایت که چه؟ تا اینکه یک شب، خوابید و دیگر بیدار نشد. مرگ تنها چیزی بود که نتوانست نادیده اش بگیرد.
تو فقط دست بر شانه‌هایم بگذار، خودت ببین که چطور سقوط می‌کنم و پانصد تکه می‌شوم. دیگر آن تفنگ از برای چست؟ گلوله را به چه کار آورده‌ای؟ اینجا دنیاست یا آوردگاه؟ این زندگی‌ست یا جنگ یک‌تن به هزارتن؟ چه‌ خبر است اینجا؟