داشتم فکر میکردم چه حیف که ادما از مهر و محبت کلانی که میتونم بهشون داشته باشم و پتانسیلی که توی دوست داشتن دارم محرومن. واقعا دلم به حالشون سوخت. حیف این حجم مهربونی و احساسات پنهان توی دلم، که دارن کپک میزنن و میپوسن و من رو هم به کشتن میدن ولی ابراز نمیشن. چند وقت پیش داشتم فکر میکردم آدم وقتی دوستداشته نشه میمیره، درست فکر میکردم. امروز فهمیدم آدم وقتی کسی رو دوست نداشته باشه هم میمیره، بازم درست فهمیدم. ولی پسر، یعنی تو این هشتمیلیارد و اندکی نفر یک نفر آدم درست پیدا نمیشه من بهش مهر بورزم؟ عجب دنیای زشت و ناپاکی شده خداوکیلی.
امروز داشتم فکر میکردم من که مردن روحم رو تجربه کردم، شاید تجربهی مردن جسمم هم تجربهی جالبی باشه. ولی خب متاسفانه ایدهی بالکن شکست خورد.