شدیدا سستعنصرم، اهمالکار، سهلانگار. همهی کارام رو به آیندهای که وجود نداره موکول میکنم، همهی زندگیم رو نصفهونیمه رها میکنم. ناکافیام، ناموجودم، ناتمامم، ناجالبم، اصلا تمام نا های دنیا اینجا جمعن.
ولی خوشبختانه یا متاسفانه. با انگیزه یا بدون هدف. امیدوار یا ناامید. خوب یا بد. مشتاق یا با ذوق کور شده. انسان یا سایهای از انسان. به هر حال زندگی ادامه داره، و به هر حال یه غریزه و فطرتی داره منو مجاب به ادامه دادن میکنه. الان در اوجم، اوج پوچی، اوج خلا، اوج بطلان، اوج بیهودگی.
لطفا خوب باشید، برای خودتون گل بخرید، برید لب رودخونه ماهی بگیرید، با خرچنگای لب ساحل برقصید، ولی تو رو خدا ناراحت نباشید، وقتی اینجوری غمگینید من هم متاثر از غم شما تبدیل به یه آدم ناشاد میشم، لطفا خوب باشید. آقا اصلا حتما یه دلیلی داشته که گفتن بنیآدم اعضای یکدیگرند، که در آفرینش ز یک گوهرند. وقتی توی گودال حزنتون فرو میرید یادتون باشه من هم همراهتون دردم میگیره، پس لطفا خوب باشید، هرچند که من نیستم.