eitaa logo
لئو
33 دنبال‌کننده
204 عکس
4 ویدیو
0 فایل
-کی اهمیت میده؟ -تنهایی. باور کن. -ادعایی نیست. -پرحرف و بذله‌گو. -فاقد هویت مستقل.
مشاهده در ایتا
دانلود
بیا ای مرگ جانم بر لب آمد، آخه خب چون کسی با قصه‌ی من آشنا نیست. درین عالم ندارم هم‌زبانی، به صد اندوه می‌نالم، روا نیست. شبم طی شد، کسی بر در نکوبید، به بالینم چراغی کس نیافروخت. به‌هر‌حال زندگی ناعادلانه‌ست. یه وقتایی مجبوری به جای آهنگای گوبس‌گوبسی و رقصیدن های جنون‌وار توی اتاق، فریدون‌مشیری بخونی و سعی کنی غمت رو مقدس کنی. دنیای عجیبیه.
دوباره این سردردا؟ are you kidding me؟ واقعا؟ دوباره؟
از نهاییا متنفرم. کش اومدن تا کجا، تا کی، تموم شید، برید، بمیرید دیگه.
چقدر ذوق کورشده توی قبرستون سینه‌م نهفته‌ست، خدا کمکم کنه.
بر باعث‌و‌بانیان تک‌تک ذوق‌های کور‌شده‌م لعنت واقعا. الان چی بهتون اضافه‌ شد با این حرکاتتون، دیدن سقوط من چی به زندگیتون اضافه کرد که نداشتید؟ چتونه خدایی؟ اصلا همه‌تان یک‌مشت عقده‌ای ازخودبیخود‌شده‌ی بی‌همه‌چیز هستید.
میدونم اینجا خیلی فاز ناله‌س و واقعا ببخشید ولی همینه که هست.
من با همین یه "بچه پررو که باخت نمیده" دارم زندگی رو ادامه میدم.
چهارساعت سهم امروز. *دلم می‌خواد بزارمش کنار، حتی والیبال، دیگه هیچی برام معنی‌ای نداره. نا‌امیدی تو هسته‌ی تک‌تک سلولام رخنه کرده. پوچم، زندگیم خالیه، خالی از زندگی. حالا تنها چیزی که حس می‌کردم نجاتم می‌ده هم برام خالیه، کاش می‌شد که ادامه ندم، کاش می‌شد که دیگه نباشم. انگیزه‌ای نیست دیگه پشت دویدنا و پریدنام. هدفی ندارم از درس‌خوندن‌های طولانیم. چی‌میشه که زندگی یهو تصمیم می‌گیره با یه نفر اینطوری کنه؟ اونی که اون همه ذوق داشت، می‌خندید، می‌خندوند، حالا چی‌شده؟ تهش چی؟ ببین آخه. من بگم چی.
و در نهایت هم قربانی این جبرم.
ایامی‌ست ناجور. عالم و بیرون برایم خاموش شده و پرده اش را کشیده‌ام. این‌روزها آنقدر در درون خودم فریاد سر داده‌ام که اگر به چشمانم نگاه کنی احتمالا در پسش گوش‌هایت تا ابد آرزوی شنیدن را به گور خواهند برد. این من دیگر من نیست، مثل قبل قدم‌هایش را طوری استوار روی زمین نمی‌گذارد که انگار صاحب تمام دنیاست و مقصدش بهشت. این من خودش را توی گل می‌غلتاند، این من خر است، خری که همواره در پی گیر کردن در گل است. چه می‌گویم؟ دیوانه شده‌ام؟ شاید هم.