eitaa logo
لئو
33 دنبال‌کننده
204 عکس
4 ویدیو
0 فایل
-کی اهمیت میده؟ -تنهایی. باور کن. -ادعایی نیست. -پرحرف و بذله‌گو. -فاقد هویت مستقل.
مشاهده در ایتا
دانلود
و در نهایت هم قربانی این جبرم.
ایامی‌ست ناجور. عالم و بیرون برایم خاموش شده و پرده اش را کشیده‌ام. این‌روزها آنقدر در درون خودم فریاد سر داده‌ام که اگر به چشمانم نگاه کنی احتمالا در پسش گوش‌هایت تا ابد آرزوی شنیدن را به گور خواهند برد. این من دیگر من نیست، مثل قبل قدم‌هایش را طوری استوار روی زمین نمی‌گذارد که انگار صاحب تمام دنیاست و مقصدش بهشت. این من خودش را توی گل می‌غلتاند، این من خر است، خری که همواره در پی گیر کردن در گل است. چه می‌گویم؟ دیوانه شده‌ام؟ شاید هم.
آدم با غم خو می‌گیره، با درد هم.
من این نفس کشیدنامم دیگه حکم جنگیدنه.
من راستش، دیگه چیزی برای پنهان کردن نیست، دیگه کم آوردم.
این‌بار دیگه حس تنها بودن نمی‌کنم، اینبار دیگه واقعا تنهام.
از قول دادن خستم دیگه، قول نمی‌دم دووم بیارم مامان، نه این‌بار.
من زدم دیگه قید این زندگیو.
از یک‌جایی به بعد سرت را بر‌می‌گردانی و می‌بینی افسار زندگی‌ات را سپرده‌ای به دست‌های سرد دنیا و کائنات، سپرده‌ای تا ببرندش به سرزمین‌های دور. یک‌جایی بالاخره خسته می‌شوی اسماعیل. از یک‌جایی به بعد تو دولا‌دولا می‌روی و زندگی بر روی دوشت سوار. وضعی‌ست تحمل‌نکردنی و حادثه‌ایست به تلخی خوردن یک لیوان روغن‌زیتون. البته همه‌ی این‌ها پیش‌زمینه‌اش زخم‌های غیرقابل انکاری‌ست که بالاخره، خواسته ناخواسته، آدم از همان کودکی کیسه‌ی سنگینش را به دوش می‌کشد؛ "حال در این میدان جاهل آن‌خریست که در‌جستن مقصر است‌ و معرکه در معرکه می‌سازد." اما راستش آنجا که می‌افتیم توی این گودال و اژدهای غم شروع می‌کند به دندان نشان دادن و سوزاندن روحمان، همان‌جا که یک‌مشت آدم اصطلاحا خوش‌بین و عاقل می‌آیند و می‌گویند، نه، باید خودمان را به نسخه‌های آماده و شعارهای امیدبخش بسپاریم، باید خود را به صلیب امید‌های‌تکراری بکشیم، باید آنجا بدانیم که نجات‌دهنده نه در میان این بشر است و نه در آن انگیزه‌های عبث. منجی ماییم، ما. همین ما، خستگان درمانده و سست‌توان. حالا یا یک‌طوری آرام‌آرام خودت از این باتلاق بیرون می‌کشی، و یا در آینده‌ای نه‌چندان دور می‌فهمی که دیگر باتلاق دور تو نیست، خود توست اسماعیل‌جان.