میگن وقتی اون ۷۰ نفر داشتن آرمانو میزدن، یه پیرزن که داشته رد میشده از اون جمع میپرسه:
چیشده؟!
ینفر میگه داریم بسیجی میزنیم
پیرزنم میگه برید کنار منم یه لگد بهش بزنم..🥀🍂
بین این همه متهم یه دختر هم بود
گفتن تو چجوری آرمان رو زدی؟!
گفت دیدم هرکی با یه چیزی میزنه
تو کیفمُ نگاه کردم دیدم یه ناخن گیر دارم،
با همون ناخن گیر گوشت تن آرمان رو ......💔