-مشترک گرامی!
بستهی سی روزهی شما رو به اتمام است.
پس از پایان حجم باقی مانده، عبادات شما با نرخ عادی محسابه میشود.
-دیگر قرائت یک آیه از قرآن برابر با ختم کل قرآن نخواهد بود!!!!!
-دیگر نفسهایتان تسبیح پروردگار شمرده نمیشود!!
-دیگر خوابتان عبادت شمرده نمیشود!!!
-تمدید این بسته تا سال دیگر امکان پذیر نیست.
از فرصت باقی مانده استفاده کنید و هرگز ناامید نباشید.
-هیچکس تنها نیست،
همـراه اوّل و آخـر؛ خــدا.✨
-
_ بابابزرگ! اینجا که ما هستیم ایران است؟
_ زهرای من! اینجا بهشت و باغ رضوان است.
بابابزرگ از مادرم بشری خبر داری؟
_ زهرای من، او خادم صحن خراسان است.
آخر چه داری در همین مشت گره کرده؟
_ در مشت من خاک وطن، خاک شهیدان است.
پس کو عصایت؟ چفیهات؟ انگشتر دستت؟
_ در دفتر کارم در آن آوار تهران است.
این دختران را میشناسی؟ کوله بر دوشند.
_ این کولههای صورتی رنگِ دبستان است.
این دخترکهای بهشتی را چرا کشتند؟
_ از ظلم فرعونها نگو که سینه سوزان است.
همبازی اصغر شده این طفل، نامش چیست؟
_ طفل سه روزه، مجتبای جنگ رمضان است.
بابابزرگ آن زن چرا بیتاب و غمگین است؟
_ او حضرت زهراست، فکر شیرخواران است.
گفتی به دنیا باز میگردیم، یعنی چه؟
_ یعنی که رجعت بازگشت اهل ایمان است.
آن پیرمردِ فارسی هم آشنای ماست؟
_آری عزیزم، او همان آقای سلمان است.
بابابزرگ آیا خدای مهربان با ماست؟
_ آری، خدا با ماست، آری او نگهبان است..
حرفی اگر داری بگو با مردم ایران:
«ممنونم از این لشکری که در خیابان است...»
ـــ نجمهپورملکی🍃🦋