"رهبر و زدن یعنی کل مردم کشور و تحقیر کردن،رئیس جمهور ونزوئلا رو دزدیدن کل ونزوئلا تحقیر شد دیگه"
<اقای خوشچشم>
هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
امام رفت آقای امیرخانی امام رفت. آقای امیرخانی بلند شو ما به یک ارمیای دیگر نیاز داریم، بلند شو. اگر بلند شدی و نوشتی یک ارمیای دیگر رو، و من خریدمش و خوندمش، قراره بسوزم، آتش بگیرم، قراره تکه تکه بشم، چون خودم دیدم، شنیدم، بودم. آقای امیرخانی بلند شو و ارمیای این زمان رو بنویس، بلند شو و ما رو بنویس.
_روایت دردِ مصلی_
خیابان های خالی،ماهی که خوشرقصی میکرد وسط آسمان،پیاده رسیدیم و آخرین دیدار؟مگر ممکن است؟!ما آمدیم مصلی که تو را ببینیم و با تو نماز بخوانیم مگر غیر از این است؟
مصلی خالی است.مردم جمع شدهاند دور یخچالی که تابوتت در آن بود.تابوت؟!نه نه زنده ای تو هنوز در مصلی نفس میکشی مطمئنم.