آدمایی که با همه به یه شکل رفتار میکنن رو نمیپسندم؛ داشتن حد و مرز توی روابط بنظرم خیلی وقتا بجا و واجبه.
تو هیچوقت قرار نیست بفهمی من برای اینکه تورو ناراحت نکنم، چقدر خودم رو ناراحت کردم.
عصبانیت من کوتاهه، سطحیه و بسیار تبخیرپذیر، دلشکسته شدنم اما طولانیه، عمیقه و مقاوم، همیشه اگه ازت عصبانی بشم خیلی بهتره تا دلخور.
و من مدام از خودم میپرسم چرا سرنوشت تو را به من رساند و به من فرصتی برای زندگی با تو را نداد.
آدم از کسی که دوسش داره متنفر نمیشه. از چشم به راه موندنا، رها شدنا، اولویت نبودنا، نا امید شدنا، درک نشدنا و نادیده گرفته شدناس که متنفر میشه.
اگه کسیو پیدا کردی که روزشو با حرف زدن باهات شروع میکنه، شبشو با حرف زدن باهات تموم، ریز به ریز اتفاقات هر روزشو برات تعریف میکنه، به جزئیات چیزای که دوست داری توجه میکنه، اخلاقش با تو بهتر از همست، پای غر زدنات میشینه، برات صبوری میکنه، تا آخر شب باهات بیدار میمونه؛ هیچوقت گمش نکن. مثلش پیدا نمیشه.
تاحالا شده به پیوی یکی زل بزنی.
با اینکه میدونی نه تو میتونی پیام بدی.
نه امیدی هست که اون پیام بده . . .💔