یه روز میفهمی بیشتر حسرتهای زندگی ، نتیجهی انتخابهای دیگران نبود ؛ نتیجهی ترسهایی بود که اجازه دادی به جای تو تصمیم بگیرن .
اما عزیز من،
من به تو بارها فرصت دادم تا رنجاندنم را جبران کنی؛
اما تو همان فرصت ها را هم صرف رنجاندن دوباره ام کردی.
کاش در پایان این بغضها، خستگیها، اندوهها، چیزی باشد که ارزش این همه دوام آوردن را داشته باشد.
مثلا یکی باشه سرتو بگیره بالا و بهت بگه:
منو نگاه کن. کی اذیتت کرده؟ فقط اسمشو بهم بگو.
هر چیزی، که اذیتت می کنه، داره صبر کردن رو بهت یاد میده؛ هر کسی که ترکت میکنه داره ایستادن رو پای خودت رو، بهت یاد میده؛ چیزی که عصبانیت میکنه داره بخشش رو بهت یاد میده، هیچ چیز بدون نتیجه نمیمونه.