مثلِ اِستکانِ چای روضه
دوست دارم فقط مالِ شما بشم
مثلِ این کتیبهها سیاهیا
وَقفِ هر هفتهی هیئتا بشم
آرزو به جَوونا عِیب که نیست
دوست دارم فرشِ تو کربلا بشم
نتیجه میگیریم که
من واقعا به ماه معتادم :) به خدا و تمام آفریده هاش
به مامانم
به تمیزی
به صدای اذون
به هوای طلوع
به آفتاب غروب
به دستای بابام
به لبخند داداشم
به صدای سرخ شدن غذای ناهار
به بوی خوب پرده های شسته شدمون
به راه رفتن روی چمنا
به خوندن کتاب سر صبح
به تمام حسای ِ خوب، به خودم و افکارم :>
خدایا شکرت :) 🫂