eitaa logo
هیـرش】
174 دنبال‌کننده
240 عکس
71 ویدیو
0 فایل
رایت‌العباس | هیرش : اشک https://daigo.ir/secret/3844675374
مشاهده در ایتا
دانلود
با خودش فکر می‌کرد لحظه‌ی‌ِدیدار چطور می‌توانست باشد .. حتی امکان می‌داد روح‌ِمهبوط‌ش ، مبهوت‌ِهیبت‌‌ِحسین شود و هوش از سر بِدوانَد . در تمام‌ِشب از خیالش می‌خواست که لحظه‌یِ‌تلاقی‌ِنگاهش با ارباب را تصویر کند اما آنچنان نمی‌توانست که انگارنه‌انگار عمری در فراق‌ِهمین دیدار گریسته و عکس‌هایش را با اشک‌ِچشم شسته . از بُهت‌وشوق بود که زبان‌ِذهنش بند آمده بود ! انگار غم ، بغضش را فروخورده بود و در دلش فریاد می‌زد : من ؟ من قرار است به شاه‌ِدنیا سلام دهم و به دست‌ِادب دخیل ببندم ؟ (: باور نمی‌کنم .. باور نمی‌کنم !
خلاصه .. عازمم ، حلال کنید (:
هدایت شده از  هیـرش】
دیدم آغوش باز شد ؛ پریدم !
دیشب بعدِچهارسال فراق گنبد‌ِآقام ابالفضل و دیدم (: دیدمش من دیدمش (::
این اسمش چیه که همون‌موقه که گنبدو می‌بینی دلت تنگه واسش ؟ ..
خواست‌شیطان بد کندبامن ولی احسان نمود از بهشتم برد بیرون بسته‌یِ‌جانان نمود
خواست از فردوس بیرونم کند خوارم کند عشق پیدا گشت از ملک و ملک پرّان نمود
ساقی آمد تا زِ جام‌ِباده بیهوشم کند بی‌هُشی از ملک بیرونم نمود و جان نمود
پرتوِحسنت به جان افتاد و آن‌را نیست کرد عشق آمد دردها را هر چه بُد درمان نمود
غمزه‌ات در جان‌ِعاشق برفروزد آتشی آنچنان کز جلوه‌ای با موسی‌ِعمران نمود
ابن‌ِسینا را بگو در طورِسینا ره نیافت آنکه را برهان‌ِحیران‌سازِتو حیران نمود ..
-دیوان‌ِامام .