eitaa logo
𝖬𝖺𝗋𝗌𝗁𝖺𝗅𝗅
108 دنبال‌کننده
441 عکس
76 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز به صبحونه نرسیدیم و حتی ضد آفتابم رو هم درست فید نکردم. همون سر صبح بچها بهم گفتن که شبیه کارآگاهیَم که میخواد بره سر صحنه قتل. وقتی رفتیم الماس شرق تمام پولم رو ریختم توی جوب و کلی خرت و پرت خریدم. (پاسور، جای پاسور، عطر، گردنبند، کتاب، عروسک برای رها و دف سماع برای مامان) کل ملت وقتی دیدن سوغاتی برای مامان چی گرفتم خزان شدن، خصوصا خانم اسدی. بعد از یه قرن عکس گرفتم و کلی ازم تعریف کردن. گفتن فیس فوتوشات رو دارم و لباسا هم خیلی بهم میان. خانمی گفت مدل موهام خوشگله. بعدش با ساغر رفتیم آرکید و مثل گوسفند خندیدیم (یادمون رفت شرط سگ شدن ببندیم) قاب گوشیامونو ست خریدیم و بابتش دیر کردیم (تا رسیدن به اتوبوس رسما دوییدیم) جلوی در برج برفی ورلاین بغلم کرد. برخلاف تموم بغلای اخیر، طولانی و گرم و نرم بود و بازم میگم، این دختر واقعا pureترین آدم جهانه. چون زودتر از من رفت بالا منم پایین قهوه خریدم بخورم و البته که کردمش تو چشمش چون خب... داداش بزرگه قهوه نداشت و من داشتم. اون بالا به احمقترین ورژنای خودمون تبدیل شدیم و مثل احمقا روی زمین یخ‌زده میدوییدیم تاجایی که دوبار لیز خوردم و کمرم رو حس نمیکنم. من و ساغر روی تیوپ نشستیم، من و ورلاین آدم‌برفی کلاهدار درست کردیم و با السا و معصومه کلی همدیگه رو زدیم. به قدری یخ زدم که هنوز میلرزم. حتی رنگ پالتو و دستکشم امروز با مال ریمباد یکی بود‌‌. توی چاییم قند و نبات و عسل و همه باهم حل کردم تا شیرین شه. الانم اومدیم خونه ساغر اینا خاله بازی (فیلم ترسناک میبینیم)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داداش بزرگه منو ببخش☝🏻
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا