بجز زانو زدن و اشک ریختن کاری ازم بر نمیاد ،
نکنه بخاطر این دستی که به سمتت دراز کردم رو نمیگیری که گستاخیه؟
صلیبی که بهش چنگ میزنم امن نیست، دعاهام امن نیستن، حتی گوشهی حرم هم امن نیست.
خدایا، نزار گم بشم.
من قرار بود پناهگاه باشم اما حق با داداش بزرگهست، "بعضیا فقط اومدن تا طوفان بوجود بیارن. تو یکی از اونایی."
هدایت شده از 𝖯𝗂𝖺𝗇𝗈𝗆𝖺𝗇🧩
ضحی شبت بخیر یادت نره تو جزو قوی ترین دوستایی هستی که تاحالا داشتپ