هدایت شده از 𝖯𝖺𝗍𝗋𝗂𝗈𝗍𝗂𝖼 𝖲𝖺𝗏𝗂𝗈𝗋
من ترجیح میدم بگم "پسربچهای توی دههی نود انگلستان که مادرش تصمیم گرفته توی تعطیلات بهاری بفرستتش توی ادارهی پست کار کنه تا کمتر شیطونی کنه؛ اما اون پسر یواشکی یکی از نامهها رو میخونه و از قتلی که توی حاشیهی شهر اتفاق افتاده خبردار میشه"
هدایت شده از ماوی .
تو مهم بود بمانی ، که نماندی و رفتی
جان که باید برود ، سفت به من چسبیده .