مغازه خودکشی؛
دارم با تیتراژش گریه میکنم باورم نمیشه
این همون تیتراژیه که یه زمون ساعت پنج صبح باهاش بلند بلند میخوندم ، میرقصیدم و خونه رو میذاشتم رو سرم
اینکه با تموم شدنِ یه سریال حس کنی یکی از عزیزانت رو از دست دادی خیلی حس بدیه
چون اون لحظه کسی رو نداری بپری تو بغلش، بگی "من بهترین دوستم رو از دست دادم!" و اون درکت کنه.
کسی که بفهمه وابستگی به آدمایی که هیچوقت ندیدیشون یا حسِ امنیت توی جایی که هیچوقت نرفتی چجوریه