eitaa logo
حاج صابر🇮🇷 | کارشناس رسانه
1.2هزار دنبال‌کننده
668 عکس
304 ویدیو
35 فایل
اِلهى وَرَبّى مَنْ لى غَیْرُک ⚡نویسنده کتاب افسر جنگ نرم و ۷ کتاب دیگر ⚡مدرس و پژوهشگر اوسینت ⚡کارشناس و پژوهشگر رسانه ⚡ پژوهشگر جنگ نرم ✨یا مهدی (عج) ✨اللهم عجل لولیک الفرج
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿۶۱﴾ وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ ﴿۶۲﴾ و اگر دشمنان به صلح گرایند، تو هم به صلح گرای، و بر خدا توکل کن، که یقیناً او شنوا و داناست. و اگر بخواهند [در زمینه صلح و آشتی] تو را بفریبند، یقیناً خدا تو را بس است؛ اوست کسی که تو را با یاری خود و به وسیله مؤمنان نیرومند ساخت.
متنی پنج بخشی در تشریح آن چه اتفاق افتاده و آینده رخ خواهد آماده شده و ساعت ۱۹ قرار خواهد گرفت.
بسم‌الله الرحمن الرحیم 🌿 نکته اول: از ابتدای این جنگ، در تجمعات، رسانه‌ها و فضاهای مختلف، با هیجان به مردم گفته شده که این جنگ تا نابودی اسرائیل ادامه دارد و اسرائیل در این مسیر نابود خواهد شد. شاید بد نباشد یک لحظه مکث کنیم و این سؤال را از خودمان بپرسیم : مگر ما با بمباران اسراییل نابود شدیم که آنها با موشک باران ما نابود شوند؟ همان‌طور که رهبر شهید اشاره کردند، نابودی اسرائیل به دست مردم فلسطین رقم می‌خورد. بدین ترتیب این جنگ موجب نابودی اسراییل نیست، بلکه بیشتر باعث تغییر معادله میدان، تضعیف رژیم صهیونیستی و تقویت روحیه و شجاعت در میان مردم فلسطین و گروه‌های مقاومت می‌شود. نکته دوم: از ابتدای جنگ، در برخی فضاها این‌طور القا شد که آتش‌بس نوعی خیانت است و هر کسی از آن صحبت کند، خائن محسوب می‌شود. در عین حال، می‌بینیم که از همان روزهای ابتدایی جنگ از طریق ایتالیا پیشنهادی از سوی آمریکا ارائه شد که پذیرفته نشد، و در ادامه هم این پیشنهادها از کانال‌های مختلف تکرار شد و باز هم پذیرفته نشد، چون آتش بس در آن زمان به نفع آمریکا و بالا به پایین به سمت آنها بود نه ما، اما الان قضیه فرق کرده است. مورد بعدی این است که هیچ جنگی تا ابد ادامه پیدا نمی‌کند. برای مثال، جنگ ایران و روسیه در دوره قاجار پس از ده سال پایان یافت و جنگ ایران و عراق هم بعد از هشت سال تمام شد. ممکن است دشمنی و خصومت ادامه‌دار باش که در موضوع ایران و اسرائیل همینطور است که دلایل خاص خودش را دارد و مشکل هم از ما نیست، خصومت ها ادامه دار است، اما خودِ جنگ، در نهایت به پایان می‌رسد. آمریکا با یک سری اهداف جنگ را آغاز کرد که ترور رهبر شهید و سایر سران ابدا اهداف اصلی نبود، بلکه آسان کردن مسیر برای رسیدن به اهداف اصلی از جمله فروپاشی نظام و نابودی تاسیسات هسته ای با استفاده از حملات هوایی و اغتشاشات و گروهک های تجزیه طلب بود. ترامپ با گزینه های متعدد وارد جنگ شد، از جمله گروهک های تجزیه طلب، اغتشاش، ناو هواپیما بر، جنگنده های پیشرفته و اقدام به جنگ زمینی. که گروهک های تجزیه طلب همان روز های اول مورد هدف قرار گرفته و به دلیل حضور مردم در خیابان و گرفته شدن ابتکار عمل از آن ها این کارت بازی سوخت. کارت دوم یعنی ناو هواپیمابر پس از موشک باران های متعدد آنها کاملا از بازی خارج و این ناو از دور جنگ خارج شد. کارت سوم یعنی جنگنده های فوق پیشرفته نیز با هدف قرار گرفتن اف۳۵، اف۱۸، اف۱۵، اف ۱۵ و آ۱۰، سوخت رسان های متعدد، بالگرد بلک هاوک و... سوخت و از دور جنگ خارج شد. کارت چهارم یعنی اقدام زمینی با آنچه که در اصفهان اتفاق افتاد، یعنی همان زمان که برای استخراج اورانیوم غنی شده ۶۰ درصد ایرانی آمده بودند و افتضاحی که به بار آمد و ۱۲ هواگرد سنگین و گران قیمت آنها مورد هدف قرار گرفت و لاشه هایی در که ایران به جا ماند از دور جنگ خارج شد. اگر این جمله موفق می شد، حمله زمینی قطعی می بود، اما پس از افتضاحی که به بار آمد عملا فکر کردن درباره جنگ زمینی به حاشیه رفت تا شرایط بیشتر بررسی و نقشه عوض شود. بدین ترتیب کارت های ترامپ برای عملیات روانی و نظامی در ایران هیچ کدام به نتیجه نرسید، بدین ترتیب ادامه این جنگ، ادامه یک جنگ بدون گزینه بود. از طرفی بهتر است به این بپردازیم که نقشه شش مرحله ای که در جنگ دوازده روزه طراحی شده بود، که شامل ایجاد اغتشاشات، ورود گروهک های تجزیه طلب، بمباران گسترده زیرساخت ها مثل سوریه پس از بشار اسد، در جنگ دوازده روزه شکست خورد، سپس مجدد در ۱۸ و ۱۹ دی ماه شکست خورد و آمریکا با نقشه ای که دو بار شکست خورده بود وارد جنگ مجدد و باز هم اغتشاشات نشد و این نقشه شکست خورد، و ادامه این جنگ، ادامه یک جنگ گسترده با نقشه ای بود که سه بار شکست خورده بود. 1/
نکته چهارم: آیا آتش‌بس به رهبری تحمیل شده؟ اگر قرار باشد در مسائل مهم کشور، تصمیم‌ها به رهبری «تحمیل» شود، اساساً سؤال پیش می‌آید که نقش رهبری در این ساختار چیست؟ واقعیت این است که رهبر جامعه اسلامی در چارچوب قانون اساسی و موازین شرعی تصمیم‌گیری می‌کند، و در چنین جایگاهی، مفهوم «تحمیل» عملاً معنا ندارد. از طرف دیگر، کسی که در این موقعیت قرار دارد، طبعاً از تجربه و درک سیاسی بالایی برخوردار است؛ به‌طوری که اگر قرار بود به‌راحتی چیزی به او تحمیل شود، اساساً در چنین جایگاهی قرار نمی‌گرفت. در کنار این‌ها، یک سؤال ساده هم وجود دارد: بر اساس کدام سند، مدرک یا خبر معتبر گفته می‌شود که چنین تحمیلی صورت گرفته؟ 🤔 اگر فرض کنیم امکان تحمیل وجود داشته باشد، موضوعات بسیار بزرگ‌تر و مهم‌تری هم هست که سال‌هاست تلاش می‌شود تحمیل شود اما نشده. این خودش نشان می‌دهد چنین ادعایی تا چه حد محل تردید است. نکته پنجم: چرا با وجود نقض آتش‌بس توسط اسرائیل، ما پاسخ مشابه نمی‌دهیم؟ اینجا اتفاقاً محل سؤال و نقد هم هست. وقتی طرف مقابل آتش‌بس را نقض می‌کند، پاسخ متقابل یک واکنش قابل انتظار است. اگر این اتفاق نیفتد، و توضیح قانع‌کننده‌ای هم ارائه نشود، می‌تواند به‌عنوان یک خطای راهبردی مطرح شود. این موضوعی است که نیاز به شفاف‌سازی دارد و نمی‌شود به‌سادگی از کنار آن گذشت. ⚖️ نکته ششم: آیا پشت لبنان را خالی کرده‌ایم؟ اگر حمایت را فقط به «حمله موشکی مستقیم» محدود کنیم، پاسخ ممکن است ساده به نظر برسد؛ اما واقعیت این است که حمایت، ابعاد مختلفی دارد. جمهوری اسلامی ایران در طول سال‌ها، از لبنان در حوزه‌های مختلف حمایت کرده: از ارسال تجهیزات و کمک‌های تسلیحاتی گرفته، تا پشتیبانی اطلاعاتی و استفاده از اهرم‌های راهبردی در منطقه از جمله تنگه هرمز که بلافاصله پس از مورد حمله قرار گرفتن لبنان بسته شد قیمت نفت مجددا ۱۴ دلار بالا رفت و اقتصاد جهانی را دچار بحران کرد و این افزایش قیمت ها و تضعیف و فشار اقتصاد جهانی ادامه دارد. این‌ها بخشی از همان حمایتی است که انجام شده و همچنان ادامه دارد. بنابراین، صرف این که در یک مقطع حمله مستقیمی انجام نشده، لزوماً به معنای رها کردن لبنان نیست. در عین حال، باید یک نکته دیگر را هم در نظر گرفت : لبنان و نیروهایش از جمله حزب‌الله دارای استقلال و توان تصمیم‌گیری هستند. این‌طور نیست که به‌عنوان یک مجموعه ناتوان در نظر گرفته شوند که در هر شرایطی نیاز به مداخله ایران داشته باشند. البته حمله به لبنان، نقض آتش‌بس محسوب می‌شود و طبیعتاً بی‌پاسخ نمی‌ماند؛ پاسخی درخور حال طراحی است و در زمان خودش داده خواهد شد. 🌱 2/
خب یک نکته مهم را باید روشن کنیم: این جنگ را ما آغاز نکردیم؛ طرف مقابل شروع‌کننده بود و با اهداف مشخصی وارد شد. حالا اگر نتیجه را نگاه کنیم، یک نشانه واضح جلوی چشم است : جمهوری اسلامی ایران همچنان پابرجاست. یعنی به هدف اصلی و راهبردی شان نرسیدند،‌ همان هدفی که جنگ را برایش آغاز کردند. از طرف دیگر، وقتی جنگ به ما تحمیل شد، از همان ابتدا قرار بر این نبود که این جنگ بی‌انتها ادامه پیدا کند. بنابراین، چارچوب این بود که وقتی به خواسته‌ها و نتایج مورد نظر خودمان رسیدیم، جنگ پایان پیدا کند. این خواسته‌ها همان مواردی است که در قالب آن ده بند منتشر شد و حتی بیشتر از آن که رسانه‌ای نشده. حالا سؤال اصلی 👇 چرا آتش‌بس کردیم؟ اول یک سوءبرداشت را باید کنار بگذاریم: عملاً چیزی به اسم آتش‌بس به معنای رایجش اتفاق نیفتاده. آنچه اتفاق افتاده، یک فرصت حدوداً ۱۵ روزه است؛ فرصتی برای این که طرف مقابل بیاید خواسته‌های ما را بررسی کند، بپذیرد و اجرا کند. یعنی این «تنفس دوطرفه» نیست، بیشتر شبیه یک مهلت برای تصمیم‌گیری روی شروط است. یک نکته مهم هم این وسط هست: در همان شب آتش، حوالی ساعت ۲ بامداد، از طریق پاکستان به ایران اطلاع داده شد که آمریکا خواسته‌های ایران را پذیرفته است،. اما ایران این موضوع را نپذیرفت. گفت این باید علنی و رسمی اعلام شود آن هم توسط خود ترامپ در سطح بین‌المللی و در شبکه بین المللی. این خواسته از سر اهمیت ترامپ نبود، بلکه برای این بود که دنیا صدای خرد شدن استخوان های آمریکا و اعتراف به شکست آمریکا از زبان خود ترامپ بشنود. این اتفاق هم افتاد؛ ترامپ علناً اعلام کرد که خواسته‌های ایران پذیرفته شده. و این، در سطح بین‌المللی، معنای مشخصی دارد: پذیرش یک شکست مفتضحانه. مثلاً وقتی یکی از شروط، خروج کامل نیروهای آمریکایی از منطقه است، حتی پذیرفتن لفظی چنین چیزی هم در فضای جهانی تصورات مردم جهان را نسبت به قدرتمندترین ارتش‌جهان تغییر می دهد. حالا یک عده می‌گویند: «آمریکا به تعهداتش عمل نمی‌کند، پس این مسیر به جایی نمی‌رسد.» خب، این حرف دور از انتظار نیست. اما اگر این اتفاق بیفتد چه؟ طبیعی است که مسیر دوباره برمی‌گردد به درگیری و جنگ حتی شدیدتر از قبل. چون ما نه صلح کرده‌ایم، نه تضمین آتش‌بس بلندمدت داده‌ایم، حتی آمریکا گفت مهلت ۴۵ روزه باشد و ایران گفت نه ۱۵ روز بیشتر فرصت نمی‌دهیم. این فقط یک مهلت است: یا شروط پذیرفته می‌شود، که در این صورت امتیازاتی گرفته شده که خیلی‌ها حتی تصورش را هم نمی‌کردند؛ یا پذیرفته نمی‌شود، که در این صورت، ادامه جنگ تا جایی پیش می‌رود که هزینه حمله دوباره برای طرف مقابل بسیار بالا برود و امنیت ایران با زبان زور تضمین شود. حالا یک سؤال منطقی 🤔 این خواسته‌ها چطور باید عملی شود؟ قرار است بگوییم: پول‌ها را با منجنیق برای ما پرتاب کنید؟ یا مثلاً نیروهایتان را از پایگاه های منطقه‌ بیرون کنید و کلید پایگاه را بگذارید در باغچه کنار پایگاه؟ طبیعتاً نه. این مسائل باید در قالب مذاکره، متن رسمی، سند و توافق مکتوب مشخص شود. حتی اگر طرف مقابل بعداً زیرش بزند، باز هم این اسناد اهمیت دارد : برای ثبت در تاریخ، برای استناد در فضای بین‌المللی، و برای این که دست ایران در مواجهه‌ های بعدی دست خالی نباشد. علاوه بر این قطعنامه های ضد ایرانی در سازمان ملل کشور های جهان را قانونا مجبور به ورود مستقیم به جنگ می کند، چنین اسنادی موجب جلوگیری از تصویب این قطعنامه ها می شود. 📌 این اسناد باعث می‌شود که فضا علیه ایران شکل نگیرد؛ و کشورها به‌راحتی نتوانند در قالب قطعنامه یا اجماع جهانی وارد تقابل با ایران شوند، حتی اگر طرف مقابل بدعهدی کند. 3/
نکته هفتم: بنده به نحوه اعلام آتش‌بس نقد جدی دارم. آتش‌بس یک اتفاق یک‌دقیقه‌ای نیست؛ یک فرآیند است که نیاز به آماده‌سازی، توضیح و تبیین دارد. وقتی رسانه‌ها برای مردم این موضوع را درست تشریح نمی‌کنند، تریبون‌داران فضا را صرفاً هیجانی جلو می‌برند، و مسئولین هم درباره ابعاد ماجرا توضیح کافی نمی‌دهند، طبیعی است که در چنین فضایی، اگر ناگهان خبر آتش‌بس اعلام شود، واکنش مردم شوک و عصبانیت باشد. مخصوصاً وقتی قبلش این‌طور در ذهن‌ها جا افتاده باشد که: این جنگ قرار است به نابودی اسرائیل منجر شود، و هر نوع آتش‌بس هم خیانت محسوب می‌شود— در حالی که تا اینجا درباره این برداشت‌ها توضیح داده شد که دقیق و منطقی و علمی نیستند. پس واکنش احساسی مردم در این شرایط، قابل درک است. ⚠️ اما مسئله اصلی «خودِ مسئله آتش‌بس» نبود. بحث این بود که این جنگ قرار نیست تا ابد ادامه داشته باشد، و قرار بر این است که ابتدا خواسته‌ها به طرف مقابل تحمیل شود و بعد جنگ به پایان برسد. این هم بدون ایجاد یک فرصت محدود و کوتاه، عملاً ممکن نیست. یک نکته قابل توجه هم اینجاست : ترامپ از قبل می‌دانست چنین آتش بسی را قبول خواهد کرد، چون خودشان به ایران درخواست آتش بس داده بودند. برای همین، در رسانه‌ها جمله‌ای مطرح کرد مبنی بر این که «تمدن ایران را نابود می‌کند» و کمی بعد از آن، آتش‌بس انجام شد. اگر واقعاً چنین توانی وجود داشت، در آن ۳۸ روز جنگ که در اختیار داشت، می‌توانست اقدام کند. پس این رفتار، بیشتر از جنس عملیات روانی قابل تحلیل است تا یک تهدید واقعی. هدف چه بود؟ ایجاد شکاف: بین مردم و مسئولین، بین مردم و سیستم نظامی، و حتی بین مردم و رهبری. چرا؟ چون انسجام داخلی، مهم‌ترین مانع در برابر مهم ترین سناریو و محور اصلی پیروزی در نقشه شش مرحله ای آمریکا بود یعنی اغتشاش و عملکرد گروهک های تجزیه طلب که با انسجام مردم و راهپیمایی های متعدد این نقشه شکست خورد. وقتی این انسجام—در قالب حضور مردم و همراهی آن‌ها—مانع از پیشبرد برخی نقشه‌ها شده، طبیعی است که تلاش شود این انسجام دچار فروپاشی شود. حتی برخی اقدامات خشن مثل حمله به مناطق غیرنظامی هم در همین چارچوب تحلیل می‌تواند تحلیل شود یعنی ایجاد فشار روانی و عصبی روی جامعه. در واقع، هدف تحریک احساسات و ایجاد واکنش‌های احساسی بود. و باید قبول کرد که در بخشی از این هدف، موفق شد و احساسات را تحت تأثیر قرار داد. اما در عین حال، آن هدف بزرگ‌تر—یعنی از بین بردن انسجام—به نتیجه نرسیده است. 🌱 با توضیح درست و شفاف‌سازی، این فضا هم قابل مدیریت است و از شدت واکنش‌های احساسی کم می‌شود. در نهایت باید به این نکته برگردیم: جنگ تمام نشده. فقط یک فرصت کوتاه برای بررسی خواسته‌ها و گرفتن امتیازات ایجاد شده است. اگر این خواسته‌ها پذیرفته شود، یک نتیجه قابل توجه به دست آمده؛ و اگر پذیرفته نشود، مسیر دوباره به سمت درگیری برمی‌گردد. 4/
نکته بعدی: یک مسئله‌ای که این روزها دیده می‌شود، این است که برخی شروع کرده‌اند به فحاشی به افرادی مثل رییس جمهور پزشکیان، عباس عراقچی و دیگران. بد نیست اینجا یک نکته روشن شود: در موضوعاتی مثل آتش‌بس، صلح و جنگ، تصمیم‌گیری بر اساس قانون اساسی در اختیار رهبری است و دیگران در این سطح نقش مشورتی دارند. در ضمن بنا به گفته رهبر شهید وزارت امورخارجه یک نهاد تصمیم گیرنده نیست، صرفا یک نهاد ابلاغ کننده تصمیمات نظام است. بنابراین، فحاشی به آن‌ها بیشتر یک واکنش احساسی است تا یک برخورد منطقی. این به این معنا نیست که عملکردها قابل نقد نیست—اتفاقاً در موضوعاتی مثل نحوه اعلام آتش‌بس یا مدیریت اطلاع‌رسانی، می‌توان نقد جدی داشت. اما در این موضوع خاص نقشی ندارند ⚖️. موضوع بعدی: آیا می‌شود تصور کرد که چنین تصمیمی بدون بررسی و محاسبه گرفته شده باشد؟ طبیعتاً نه. نکته بعدی این است که یک سری شروع کرده اند و به پزشکیان و عراقچی و... فحش می دهند، دوستان توجه داشته باشید که این ها در موضوع آتش بس کاره ای نیستند، بنا بر قانون اساسی آتش بس، صلح، جنگ با فرمان شخص رهبری است و هیچ کس جز ایشان نقشی جز مشاور ندارد. بنابراین فحش دادن به پزشکیان و... در واقع یک عمل احساسی و بدون منطق است، بلکه نقد جدی به عملکرد مسئولین در نحوه اعلام آتش بس و موارد دیگر وجود دارد اما در این موضوع فحش دادن به آن ها جز توهین و تهمت نیست. موضوع بعدی این است که فکر میکنید مقام معظم رهبری همینطور کشکی یک آتش بس را قبول می کند؟ ایشان با کارشناسان مختلف نظامی، اقتصادی، سیاسی مشورت های جدی انجام می دهند و با کوه تجربه ای که از تحقیقات خودشان و همراهی با پدرشان دارند اقدام می کنند، بنابراین آتش بس توسط ایشان امری کاملا قابل اعتماد است.🌱 کلام آخر: چیزی که روشن است این است که هیچ تضمینی برای پایان جنگ داده نشده؛ و در صورت نپذیرفتن خواسته‌های ایران، آغاز مجدد جنگ قطعا اتفاق خواهد افتاد. 5/
متن پنج بخشی در تشریح آن چه اتفاق افتاده و آینده رخ خواهد👆
یک سری سوال می کنن یعنی چی حاج مرصاد، حاج صابر، حاج رضوان و... همتون یکی هستید؟😐 دوستان این پیشوند «حاج» یک مکتبه که از «حاج قاسم» گرفته شده. همون زمان هم حاج عماد/رضوان(عماد مغنیه)، حاج قاسم و... رو در جبهه مقاومت داشتیم. برادر خونی نیستیم، اما برادری همه ما با هم(حاج مرصاد، حاج صابر، حاج رضوان و...) با خونمون تضمین شده. 1405/01/21