بمرانی داره میخونه : تو خیلی دوری .. اتاقم نور داره و فکر کنم همین باعث بشه بلند بشم از سرجام.
عاشق فعل های جمعم. باهم بریم. باهم بخونیم. باهم ببینیم. باهم اوکیش میکنیم. باهم میگذرونیم. باهم گریه کنیم. باهم بخندیم. باهم سریال شروع کنیم. باهم پادکست گوش بدیم. اصلا باهم بمیریم.