حقّ عظیم حضرت صدّیقۀ طاهره سلام الله علیها
آیةالله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی قدّس سرّه:
اگر از فضائل آن خاتون (حضرت فاطمه سلام الله علیها) جز آنچه (روایاتی که) در شفاعت او نسبت به محبّان او و محبّان ذریّۀ او؛ بلکه [شفاعت] دوستانِ دوستان او وارد شده نبود، هر آینه شیعه را در اثبات حق تعظیم ولادت او به قدر وُسع و طاقت کفایت مینمود و بندهی مراقِب پس از این اعمال (تلاش برای بزرگداشت ایشان) باید که بر تقصیر خویش اعتراف کند؛ چه پارهای از حقوق (مثل شفاعت ایشان در روز فقر قیامت و فزع اکبر)؛هر چند مجاهده و کوشش در ادای آن به منتهای امر برسد باز ادای آن حق نشده است.
«المراقبات» ص ۱۰۲
نقل خاطره ای از علامه طباطبایی توسط مرحوم شیخ یحیی انصاری شیرازی:
به درب منزل علامه رفتم و ایشان خودشان جلوی در آمدند من عرض کردم بنده را نصیحتی بفرمایید علامه فرمودند داخل تشریف بیاورید بنده عرض کردم مزاحم نمیشوم همینجا نصیحتی بفرمایید مرخص میشوم علامه فرمودند به جدم بیا داخل که داخل رفتیم و علامه پذیرایی کردند و علامه معمولاً سیگار را نصف میکردند و با چوب سیگار میکشیدند؛ این سیگار روشن شد و ایشان به نقطه ای از اتاق خیره شدند و این سیگار میسوخت و میریخت بدون اینکه ایشان تکانی بخورد نزدیک به یک ساعت طول کشید که ایشان فقط به نقطه ای خیره بودند و اصلاً در حال خودشان نبودند و بنده یکی دو بار عرض کردم اگر اجازه بفرمایید مرخص بشویم که اتفاقی نیفتاد و یکباره ایشان بخود آمدند و فرمودند چه میفرمایید؟؟؟...
توکل زیستن را به یک روز باز آوردن است و اندیشه فردا پاک بر انداختن .
سلطان بایزید بسطامی قدس سره العزیز
علتی بتّر ز پندار کمال
نیست اندر جان تو ای ذو دلال
(مثنوی/دفتر اول)
از نظر مولانا بیماری خودبینی سخت ترین و بدترین مرض است.
عیب های خود را ندیدن و خود را بهترین و کاملترین فرد دانستن، نقطه ی سقوط هر انسانی است.
این بیماری در هر شکل که در وجودِ ما ظاهر شود از خودبزرگ بینی و تکبر، تا دیگران را دونِ خود دانستن و حق و حقیقت را فقط نزد خود پنداشتن، بیماری مهلکی است که زهرِ جان است و سرانجام موجب هلاک آدمی می شود.
📙احترام و محبت نسبت به پیروان ادیان دیگر...
«..مولانا این ویژگی بارز را داشت که در عین إعتقاد استوار به آیین أحمدی و تعبّد و تهجّد دائمی ، با پیروان همه ی مذاهب و أدیان دیگر به حرمت و محبّت زندگی کند و کسی را به خاطر نوع عقیده و مذهبش نرنجاند. و همین شرحِ صدر و تَوَسّع نظرِ او بود که محبوب عام و خاص و مسلمان و غیر مسلمان شد...»
میناگر عشق ص۹۹۰
📘استاد کریم زمانی
صد هزاران فضل داند از علوم
جان خود را مینداند آن ظلوم
داند او خاصیت هر جوهری
در بیان جوهر خود چون خری
که همیدانم یجوز و لایجوز
خود ندانی تو یجوزی یا عجوز
این روا و آن ناروا دانی ولیک
تو روا یا ناروایی بین تو نیک
قیمت هر کاله میدانی که چیست
قیمت خود را ندانی احمقیست
سعدها و نحسها دانستهای
ننگری سعدی تو یا ناشستهای
جان جمله علمها اینست این
که بدانی من کیم در یوم دین
آن اصول دین بدانستی ولیک
بنگر اندر اصل خود گر هست نیک
از اصولینت اصول خویش به
که بدانی اصل خود ای مرد مه
﷽
مسلمانی چیست ؟
جز مخالفت با هوای نفْس که همه بنده آنند ؟
آزادی در چیست ؟
جز در بی آرزویی، در حالی که همگان اسیر آرزوها و قربانی شهوت های خویش اند ؟
و خداپرستی چیست ؟
جز رهایی از خویشتن پرستی ؟
جناب شمس تبریزی
آقاجان اینکه منقوله یکی از اسبابی که سبب دستگیری از مرحوم انصاری قدس سره شد
اهتمام به شرعیات بوده
اولا این درسته؟
ثانیا وجهش چیست؟
با تشکر
قاسم:
اهتمام به شرعیات مهمه ولی دلیل کامل دستگیری نیست خیلی از غیر متشرعین در معرض نفحات الهی قرار میگیرند ووارد راه میشوند در حالیکه اکثر متشرعین وارد این راه نمیشوند علت اصلی به نوع شاکله در عالم امر برمیگردد که از دسترس ما بدور است قل کل یعمل علی شاکلته هر چند در مراتب نازله ارتباطی میان اعمال ونیات صالحه با دستگیری وورود در طریق سیر وسلوک هست ولی هی
کدام علت تامه نیست ولی بی ربط هم نیست
لا يمكن تعليم درس العشق برسائل الفلسفة وعلم الكلام والمنطق؛ لأنّ العشق ليست له أبجديّة، وكلّ سعي إلى بيان العشق وإيضاحه وتفسيره لا طائل منه.
#جلال_الدين_الرومي
درس عشق را با حرفهای فلسفی و علم کلام و منطق نمیتوان آموزش داد؛
چون عشق الفبایی ندارد و هر تلاشی برای شرح عشق و تشریح و ترجمان آن بیهوده است.
✍ترجمه: ف نظری
@AladabAlketab