دلتنگی مثل نفس کشیدن زیر پتو میمونه اولش باهاش کنار میای و سخت نیست ولی هرچقدر که میگذره نفست سنگین تر میشه
و حس خفگیت بیشتر .
هق هق میکرد و میگفت :
دوای دردم ! به جون خودم من هنوز
تو حرمت یه دل سیر گریه نکردم :) .
چه شبایی بود !
قدم زدن تو کوچه پس کوچه های کربلات ؛
و صدای مغازه دارات و بوی خاک نم خورده
رو میگم :)