eitaa logo
‹ حجره ›
746 دنبال‌کننده
246 عکس
125 ویدیو
0 فایل
اینجا ؟ برای تخلیه افکار و کمی عکاسی . و من ؟ آغشته به رنج . نوشتن انفجار قلب است در سکوت ، با قلب خود جملات را بخوانید . - کپی ؟ خیر .
مشاهده در ایتا
دانلود
صلوات .
آروم اشک می‌ریخت و با بی‌رمقی می‌گفت : ابی‌عبدالله این دستایی که میبینی ، که ول شدن و دستای شما نگرفتتشون ، دستایین که باهاش تو هیئتاتون به سینه کوبیدم ، بیا و این دستارو بگیر ..
شهادت .
‹ حجره ›
برس به دادم .
اگه کسی می خواد نجات پیدا کنه، باید روی فضل و لطف خدا حساب باز کنه، نه روی اعمال خودش .
و شب شد و باز این بغض بی انتها دل رها کردن ندارد این ویرانه را :)
‹ حجره ›
- اتاق‌مورد‌علاقم :
رفتند تا بمانیم .. اینبارم می‌سپرم به خودتون ( :
کاش نمازامون رو ، از سر ِ عادت نخونیم واقعا حس کنیم که جلوی اَللّٰه تعالیٰ ایستادیم .
مرا یک کربلا ببر، نبری گریه میکنم (((:
+ خدایا ؛ نزار قلب من به چیزهایی که برای من نیست ، پیوند بخوره .
ولی یادش بخیر چندین هفته‌قبل غروبِ‌جمعه خودمونُ به آب و آتیش می‌زدیم که ، - آهای فلانی نمیخای بری حرم ؟ - تو چی ؟ توعم حرم نمیری ؟ - سادات‌خانوم ؟ شب‌جمعه‌اس حرم نمیری ؟ هرکی از راه می‌رسید می‌پرسیدیم حرم نمیری ؟ هرکی یه بهونه می‌آورد و .. ما تو کربلا بودیم ولی حرم نبودیم ؛ هی می‌گفتم آقا ؟ قربونت برم دلت میاد ؟ زائرت تو کربلاباشه ولی توی‌بین‌الحرمینت نباشه ؟ اونقدر التماس می‌کردیم که بلاخره یکی از راه می‌رسید و با تمومِ ناامیدی ها می‌پرسیدم شما چی ؟ شمام حرم نمیرید ؟ می‌گفت چرا قراره برم اون موقع بود که اون لبخندخوشکلایِ بی‌جون و خسته شکل می‌گرفت و امیدی جوونه می‌زد .. [ چه خوبه کربلا ، مخصوصا غروبِ کربلا .. 💔 ]