eitaa logo
𝑺𝒆𝒍𝒘𝒚𝒏²
11 دنبال‌کننده
72 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 𝑺𝒆𝒍𝒘𝒚𝒏(ورژن درسخوان همچو سگ-که داره پاره میشه)
از کسایی که وقتی ته یه چاهی میفتن برای کمتر بدبخت به‌نظر رسیدن خودشون بقیه رو هم میکشن ته چاه بدم میاد
+باید چیکار کنیم؟ -باید فکر کنیم
اگه خیلی فلش بک بزنم عقب احتمالا اولین خاطراتم از دهه فاطمیه وقتایی بود که تاتی تاتی از اتاق خالم میومدم بیرون و میدیدم همه جا سیاهه و صدای عجیب مداحی و گریه مردم میاد.بعد مامانم میومده بغلم میکرده و تلاش میکرده دوباره بخوابونتم تا بدخواب نشم و اذیتش نکنم. دیگه چی یادمه؟یه بچه سه ساله که میکروفونو برمیداشته و چون میدونسته خاموش بوده خودش با اکو حرف میزده. بعدترازون یادمه حول و حوش پنج سالگی که میکروفونو برمیداشتم و هرسوره ای بلد بودم میخوندم. و بعد از اون شبایی که هرسال خونه بابابزرگ صبح میشده و صبحایی که زود شروع میشدن و دختر بچه ی کوچولویی که با نیم وجب سبدای نون هزار کیلویی رو برمیداشت و جابجا میکرد.آره راستش کار مورد علاقش تا کردن نون ها بود.و دیگه یکی ازپررنگ ترین خاطره هاچیه؟دعوا های فراوان با بچه فامیل و شاید تا حدود زیادی کتک زدنشون چون خواهری داشتم که جدی در پی محافظت ازش برمیومدم. اصولا متنایی که مینویسم بی هیچ هدفی با یه کلمه شروع میشن و هیچ سمت و سوی خاصی ندارن درست مثل این یکی که حالا درنهایتش میخوام بگم شاید از ده سالگی بود که فهمیدم من از این یک هفته روضه ها فقط بازیشو درک کردم و تلاش کردم ادای آدم بزرگارو دربیارم و اشک بریزم که هیچوقت موفق هم نبود.زمانی که بیشتر از همیشه بزرگ شدنو تو خودم میدیدم و شاید آماده عزاداری بودم یک ماه شومی که بخاطر حماقت خودم مریض بودم مصادف بود با فاطمیه و بازهم عزاداری رو از دست دادم.امیدوارم با تمام عشقم به درس خوندن امسالو دیگه حسرت نکنم برا حودم هرچند که مفهومش شب بیداری های بیشتر و خستگی وحشتناک تر باشه.
dear fall is that you?