اینقد هر سال از چند وقت قبل محرم، استرس میکشم که نکنه نرسم به محرم ، وقتی محرم میشه تا من باورم بشه و هضمش کنم، دهه تموم میشه و فقط غصهش میمونه.
بیاهمیتی از جانب کسایی که دوستشون دارم، یهچیزی رو توی وجودم خاموش میکنه؛ یه نوری، یه شوقی، یه حسی که تا قبلش فکر میکردم خاموشنشدنیه. چیزی که دیگه بعدش بهراحتی روشن نمیشه.