سـاواء𐙚
چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد . .
خدایِ سبحان حسین؛
رزق اشکمو بده به حق چشمای حسین . .
یه روزم از تمام آدمایی که تا حالا باهام ارتباط داشتن، اعتراف اجباری میگیرم با موضوع “اگه نباشم، با چیا یادم میوفتی؟” یا شایدم با این سوال که “تعریفت از من چیه؟”
سـاواء𐙚
«دیالوگهایی برای تو» اپیزود هفت | رادیو اغما.
«دیالوگهایی برای تو»
اپیزود هشت | رادیو اغما.
-این حرف آخر نیست-
به ارتفاع ابدیت دوستت دارم
حتی اگر به رسم پرهیزکاریهای صوفیانه
از لذت گفتنش امتناع کنم .