فکر میکنم کاری که هیچوقت ازش پشیمون نمیشم، “توضیح دادن” واسه افراد موردعلاقهمه؛ توضیح علت کارم، توضیح حالم، توضیح احساسم، توضیح برای رفع سوءتفاهم، توضیح دغدغهها، توضیح برای همهچیز، چون معتقدم که فرایند سختِ “توضیحدادن” بهترین نوعِ اهمیت دادن به طرف مقابله و حتی یجاهایی حق ملزم طرفه.
چرا بهترین نوعه؟ چون حتی دوست ندارم در حد یه فکر ساده هم اذیت بشه، چون اعصاب و روان و فکرش برام مهمه، همونجور که مال خودم برام مهمه.
همیشه هم سعیم بر اینه که با نهایت کنترل رو طریقهٔ بیانم، به بهترین نحو انجامش بدم.
نمیدونم؛ شایدم واقعا دوست داشتنو بلد باشم، امیدوارم آدمای لایقش تو زندگیم قرار گرفته باشن/بگیرن.
سـاواء𐙚
فکر میکنم کاری که هیچوقت ازش پشیمون نمیشم، “توضیح دادن” واسه افراد موردعلاقهمه؛ توضیح علت کارم، توض
الان که فکر میکنم، میبینم که صرفا نباید طرف، همین الانم فرد مورعلاقهم باشه؛ ممکنه قبلا تو زندگیم بوده باشه و الان نه ولی خب من در مواجهه باهاش بهخاطر اون احساسم یا اون فاطیمای قبلی، خودمو مسئول میدونم که اگه چیزی راجب اون تایم آزارش میده یا باعث درگیری ذهنیش میشه، براش دلیل و توضیحمو بگم.
مثلا اونروز داشتیم با زهرا صحبت میکردم درمورد یه موضوعی و یهجا بهش گفتم برو به فلانی -که چند ماه باهاش ارتباطش قطع شده- درمورد اون موضوع توضیح بده، درسته الان برات اهمیتی نداره ولی شاید اون طرف همیشه ذهنش درگیر این بمونه و این حقشه که بخواد درموردش مطلع باشه.