نمیدونم چطور بگم ولی فکر میکنم تو وضعیت فعلیم، حرم برام از آب و خوراک و اکسیژن حیاتیتره.
اگه خدا نبودی، بهت میگفتم این وضعیت بیشتر شبیه تاثیرات تروماهای سخت کودکیه ولی خب تو همیشه بزرگ بودی و هستی.
هدایت شده از ‹ مُتَلاشي ›
معمولا فرصت میدم آدما تا حد
امکان منو ناامید کنن تا لحظهی حذف
کردنشون هیچ شکی به دلم نمونه .