هر بار ته صحبتامون داره با حرص بهم میگه “خب تو چرا نتونی شبیه اون باشی؟تو هم مثل فلانی رفتار کن”. وا؛ خب چون من فاطیمام عزیزم، نمیتونم ادا در بیارم و از خود واقعیم فاصله بگیرم.
نرمالترین رفتار بچههامون؟ از بالا اومده ما رو از زیر پتو بلند کرده و گفته بیاین حکم بازی کنین=)))
کاش میشد آدمای عزیزم شبیه خودم باشن؛ خیلی نامردیه که من اینجور باشم واسشون و اونا اونجور.
کاش من زودتر تموم شم اصلا؛ آدما ناراحتکننده و قلب درد آوردندهن؛ من واسه بیشتر آسیب دیدن زیادی خسته و طفلکی و مظلومم.
کاش حداقل میتونستم یه کوچولو شبیه خودشون رفتار کنم ولی حتی اینم نمیشه؛ من واسه شبیه اونا بودن زیادی مهربون و دلسوز و با رحمم.