eitaa logo
𝑯𝒐𝒑𝒆
110 دنبال‌کننده
547 عکس
126 ویدیو
0 فایل
سمیرا و دراماهاش /(^o^)\
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ...𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐻𝒶𝓋𝑒𝓃...
زندگیم اینجوریه که Spring time sadness Summer time sadness Fall time sadness Winter time sadness
هدایت شده از ...𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐻𝒶𝓋𝑒𝓃...
How did I become just something to remember?
هدایت شده از ریشه در خاک؛
این روزها که داریم به روز دختر نزدیک می‌شویم در فضای مجازی پر می‌شود از پیام هایی با مضمون این که دخترها روز نمی‌خواهند، حقش را دارم در رابطه با آن چند کلمه پشت هم سوار کنم هرچند اگر وقت گیر باشد؟ شاید فقط ۶ یا ۷ سال سن بیشتر نداشتم که از این و آن درمورد متوقف شدن برنامه های تلویزیونی محبوبم می‌شنیدم آن هم به دلیل آن که بزرگان تشخیص داده بودند صدای زن به کار رفته در آن برای این محتوای آموزشی مناسب نیست، بزرگتر که شدم بعد از مدتی متوجه شدم که دوستانم دیگر اجازه ندارند که با من دوچرخه سواری بیایند درحالی که برادرانشان روز به روز دروازه فوتبالشان وسیع تر می‌شد و خطوط لی لی شان پر رنگ تر. باز بزرگتر شدم، سنم دو رقمی شد، در میان حرف های بزرگتر ها از خاطره مادرم در رابطه با خودسوزی دوست صمیمی‌اش شنیدم، شنیدم که می‌گفت چطور فریادش را از کوچه شنید، شنیدم که می‌گفت چطور آخر سر در میان صحبت‌های آدم‌های در و همسایه حکم مقصر بودن آن دختر خورده شد، چطور آن‌ها بی آبرو شدند چون دختری کشته شد، چطور از آنجا هجرت کردند درحالی که هنوز صدای فریاد دختر در آن کوچه بود. بزرگتر که شدم، وقتی که دیدم گسترش یافت، متوجه شدم که جهان فقط با من و برنامه های تلویزیونی مورد علاقه ام و دوستانم و دوچرخه سواری سر لج ندارد، بلکه با بخشی از بشریت مشکل داشت، آن بخشی که همه چیزش دردسر ساز است، برق ناخن‌های شان، مدرسه و سوادآموزی شان، صدای خنده های شان، عقل شان، احساسات شان، مخلوقات شان، آوازشان، آرزوهای شان، قدرت‌شان، آزادی شان، هرچیزی که برای آن دسته‌ی دیگر عیب نداشت، خارج از چهارچوب نبود، چون آنها عاقل بودند، همینطوری که براساس عواطفی که عاری از آنند و باد هوا که تصمیم نمی‌گیرند، پشت هر حرفشان ساعت‌ها تفکر و تعقل است، مانند دسته اول نیستند که حالا همه چیز زده زیر دلشان و می‌خواهند برخلاف قوانین طبیعت و ماورای آن کمی این چهارچوب‌ها که نفس برای شان نگذاشته را آزاد تر کنند، گیس بریده‌ها! تا وقتی خطایی ازشان سر زد باید هوار کشان پرتشان بکنند در همان نقطه امن، پشت اجاق گاز، که هم به صلاح ماست هم شما، چه معنی می‌دهد که زنی تلاش کند شبیه به مردان رفتار کند؟ حقیقتا راست گفته اند، دختر روز نمی‌خواهد که فقط صرف بودنش با موجودیتی که نقشی در آن نداشته برایش دست بزنند و کِل بکشند، دختر آسودگی خاطر می‌خواهد به وقت سوار شدن در تاکسی شخصی.
با همکارم چند شب پیش داشتم حرف می‌زدم*خانوم
𝑯𝒐𝒑𝒆
با همکارم چند شب پیش داشتم حرف می‌زدم*خانوم
گفت اون اولا که اومدی با ما اصلا گرم نمیگرفتی. همه سوالا رو تک کلمه ای جواب میدادی و خودتو می‌گرفتی
𝑯𝒐𝒑𝒆
گفت اون اولا که اومدی با ما اصلا گرم نمیگرفتی. همه سوالا رو تک کلمه ای جواب میدادی و خودتو می‌گرفتی
یهو همه‌چیز اومد جلوی چشمام سمیرایی که با همه می‌گفت و میخندید‌ بدون اضطراب اجتماعی. بدون فکر کردن به عاقبت حرفام. دختری که همیشه اول سر صحبتو با بقیه باز میکرد
باید محتاط می‌شدم باید کم حرف می‌شدم باید سرسنگین می‌شدم اینا جمله هایی بود که مدام تو سرم تاب می‌خورد خیلیا منتظر آتو از منن نباید هم آتو دستشون بدم
سمیرای الان آدمای دورش خیلی کمتر شدن ولی یاد گرفته قبل حرف زدن دوبار فکر کنه
هدایت شده از ...𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐻𝒶𝓋𝑒𝓃...
خدایا من که هیچ ولی داماد مادرم اینجوری باشه