حُرقهءَ؛
من گرفتارم ولی یارم گره وا میکند ، یك رقیه گویم صد مشکلم حل میشنود.
کاش جون بدیم امشب براتون خانوم رقیه.
به هرچیزی که از او مانده ، دائم عشق میورزم ؛
کجا دیدی که مجروحی ببوسد جای ِ زخمش را ؟