eitaa logo
مهندسی ذهن استاد نیلچی زاده
11.7هزار دنبال‌کننده
27.5هزار عکس
26.6هزار ویدیو
444 فایل
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل لولیک فرج
مشاهده در ایتا
دانلود
📢📢📢📢 سلام علیکم بزرگواران ان شاالله روز یکشنبه فردا 👈 28 دی روز شهادت ام الحسنین ،حضرت زهرا سلام الله علیها قربانی جهت سلامتی وفرج امام زمان عجل الله فرجه ،صدقه سر سلامتی حضرت، سلامتی رهبرمان، مومنین و مومنات ویژه شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام انجام می شود. 👌 بیمه کنید خودتان و خانواده تان را . ما را یاری بفرمایید ولو به اندکی سهم خود را به این شماره ی کارت واریز فرمایید: 6037 9973 5313 3474 خدیجه مولوی 👇👇👇👇 ✅ قربانی ان شاالله از طرف مادر سادات ، ام الائمه سلام الله علیها هدیه می شود به بقیه الله الاعظم عج 👉 واریز تا 9 صبح یکشنبه 🏴🌾🏴🌾🏴🌾🏴🌾🏴🌾🏴🌾🏴🌾🏴
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرمانده ... خیلی دلتنگتیم.. دومین بدون شما.. و شما مهمان مادر پهلو شکسته 🖤
می‌گویند یک دست صدا ندارد ◾️ می‌گویند یک دست صدا ندارد ولی من از ماجرای شهادت شما آموختم صدای دستی که برای یاری امام زمان بلند شود در گوش زمین و زمان می‌پیچد حتی اگر شکسته باشد.
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با حال معنوی گوش دهید. مادر ...😭😭
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 رهبر انقلاب بعد از منبر آقای رفیعی به وی چه تذکری دادند؟!
زنی از خاک، ‌از خورشید، از دریا قدیمی‌تر زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمی‌تر زنی از خویشتن حتی از أعطینا قدیمی‌تر زنی از نیّت پیدایِش دنیا قدیمی‌تر که قبل از قصۀ قالوا بلی این زن بلی گفته‌ست نخستین زن که با پروردگارش یا علی گفته‌ست ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه به سوی جانمازش می‌رود سلانه سلانه شبی در عرش از تسبیح او افتاد یک دانه از آن دانه بهشت آغاز شد ریحانه ریحانه نشاند آن دانه را در آسمان، با گریه آبش داد زمین خاکستری بود اشک او رنگ و لعابش داد زنی آنسان که خورشید است سرگرم مصابیحش که باران نام او را می ستاید در تواشیحش جهان آرایه دارد از شگفتی های تلمیحش جهان این شاه مقصودی که روشن شد ز تسبیحش ابد حیران فردایش ازل مبهوت دیروزش ندانم های عالم ثبت شد در لوح محفوظش چه بنویسم از آن بی‌ابتدا، بی‌انتها، زهرا زمین زهرا، زمان زهرا، قدر زهرا، قضا زهرا شگفتا فاطمه! یا للعجب! واحیرتا! زهرا چه می‌فهمم من از زهرا و ما أدراک ما زهرا! مرا در سایۀ خود برد و جوهر ریخت در شعرم رفوی چادرش مضمون دیگر ریخت در شعرم مدام او وصله می‌زد، وصلۀ دیگر بر آن چادر که جبرائیل می‌بندد دخیل پَر بر آن چادر ستون آسمان‌ها می‌گذارد سر بر آن چادر تیمّم می‌کند هر روز پیغمبر بر آن چادر همان چادر که مأوای علی در کوچه‌ها بوده‌ست کمی از گرد و خاکش رستخیز کربلا بوده‌ست (حمیدرضا برقعی)
✍خاطره ای شنیدنی از آیت الله وحید خراسانی در زمان میرزای شیرازی طلبه ای با لباس کهنه بر درخانه اش آمد و گفت میرزا را کاردارم مردم گفتند میرزا بر مجتهدین وقت ندارد آن موقع تو آمده ای و میگویی میرزا را کار دارم؟ گفت عیبی ندارد من میروم اما به میرزا بگویید فلانی آمده بود خبر به میرزای شیرازی رسید، ناگهان میرزا سرو پای برهنه دوید و طلبه را درآغوش گرفت .دفتردار میرزا تعجب کرد. وقتی آن طلبه رفت، میرزا گفت: دوست داشتم ثواب این همه مجتهد که تربیت کردم برای این طلبه باشد و ارزش یک کارش را به من بدهد، گفتند میرزا کار این طلبه مگر چه بوده ؟ میرزا گفت: این طلبه به یکی از دهات های سنی نشین رفت و گفت بچه هایتان را بیاورید قرآن یاد می دهم بدون پول سنی ها گفتند خوب است بدون پول است این طلبه از اول که قران یاد این بچه ها می داد بذر محبت امیرالمؤمنین را دردل این بچه ها کاشت این ها بزرگ که شدند شیعه شدند و پدرانشان را از مذهب باطل به مذهب حق راهنمایی کردند دیری نگذشت که این دهات تماما شیعه شد 💥این طلبه ۱۵سال شب ها بردر خانه ها می رفت و یواشکی نانی که آن ها بیرون می انداختند را می خورد ۱۵سال اینگونه زحمت کشید تا توانست یک روستا را شیعه کند ." 📚 مصباح الهدی، آیت الله وحید خراسانی ‌
امام صادق علیه السلام فرمود: او صدیقه کبری است که قرن های گذشته بر محور شناخت او دور زده است سبحان الله👆👆👆 از ابتدای خلقت افرینش بر محور شناخت فاطمه سلام الله علیها میگردد انجا که خداوند میفرماید هرچه در اسمان زمین است مرا تسبیح میکند انجا که میفرماید خلقت اسمانها و زمین جزبا عدل پایدار نیست انجا که میفرماید اگر فاطمه نبود جهان را نمی افریدم و ... علتش این است که عالم وجود به دور محور شناخت این مادر هجده ساله میگردد و هنوز هم بدان موفق نگردیده و نخواهد گردید سوادی ندارم اما سنگین ترین حدیثی بود که در شان ایشان دیده ام تا به حال چه کسی را در میان کوچه ها زدند ؟ بشر با خودش چه کرد قصه ی کوچه ی باریک سرش معلوم است حرف کوچه که بیاید خطرش معلوم است خوب پیداست زمین خورده کسی در کوچه جای زانو زدن رهگذرش معلوم است این زمین خورده زنی بوده جوان ،تقریبا رد پای پسری دور و برش معلوم است یک نفر مرد ،نه،نامرد از اینجا رفته این مغیره که برایم هنرش معلوم است خبرآمد که به یک ضربه زمین افتاده فاطمه رفتنی است از خبرش معلوم است جای سیلی دو سه روزی به سرو رو باقی است گاه حتی دو سه هفته اثرش معلوم است هرچه هم روی بگیرد ز علی می فهمد قصه از حال و هوای پسرش معلوم است