eitaa logo
مهندسی ذهن استاد نیلچی زاده
12.6هزار دنبال‌کننده
31.2هزار عکس
30.6هزار ویدیو
475 فایل
دست خدا عیان شد خامنه‌ای جوان شد
مشاهده در ایتا
دانلود
یک‌خسته نباشید هم بگوییم به بروبچه‌های ‎پدافند. خدا قوت قهرمان! دم شما گرم! آسمان این مملکت به شما سپرده شده و شما چه دلیرانه دفاع می‌کنید. نان پدر و شیر مادر حلال‌تان. ایران یعنی شما و شما یعنی ایران. الهی ما به فدای خستگی پلک‌هایتان. غبار پوتین‌هایتان، سرمه‌ی چشمان‌مان.
شاهدی دیگر مبنی بر اینکه جنگ اصلی در دنیا است. آویوا کلومپاس، فعال سیاسی فرهنگی : «برای هر موشک# که ایران شلیک کند، ما ۱۰۰ یهودی به دنیا خواهیم آورد. این بزرگ‌ترین است.» این رو بخونید و برید همین امشب فکر کنید برای هر سرداری که شهید شد و برای هر موشکی که شلیک شد ، ما چند بچه به دنیا بیاریم تا جبران بشه ؟؟؟ هر سردار رو با چند بچه میشه جبران کرد ؟ https://eitaa.com/farzandane_mahdi_bakeri
♦️نعش روی نعش/ صبح بخیر تل‌آویو! @AkhbareFori
♦️اذعان رسانه های اسرائیلی به اعمال سانسور در پوشش خبری رسانه‌های اسرائیلی: 🔹ارتش اسرائیل، انتشار اخبار و تصاویر حوادثی را که در دوشب گذشته رخ داده است را ممنوع اعلام کرد/ الجزیره @AkhbareFori
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️تصویری کامل‌تر از وضعیت محل اصابت موشک ایران به بت یام در جنوب تل‌آویو @AkhbareFori
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاشید همه دو رکعت نماز شکر بخونید ⚠️ دیشب معادلات منطقه با حمله عجیب و مهیب ایران عوض شد الحمدلله رب العالمین 🎥 بازتاب جهانیِ حملۀ موشکیِ ایران به سرزمین‌های اشغالی 🔹تل‌آویو لرزید، گنبد آهنین شکست خورد.
✨بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم ✨ 🔹یاد حرف های مادر در شهرهای گیلان افتادم😔 🌷مادری با این سن و سال و دلی پر از داغ که ملتمسانه به مردم گیلان فرمود: 👈کف پاهای شما را میبوسم که فرزند بیاورید و در امر قدم بردارید💔 😓این غم انگیز است که هم آقای ما بارها تاکید دارند و هم مادران شهدا ملتمسانه درخواست دارند تا با آوردن فرزند لاله ای جای شهیدان بکاریم در این سرزمین عزیز 🌷به نیت هر شهیدی که با آن رفیقیم یک فرزند به اهداف و آرمانش هدیه بیاوریم.. رفقای بسم الله✋ رفقای بسم الله✋ رفقای بسم الله ✋ رفقای بسم الله✋ رفقای بسم الله✋ رفقای بسم الله✋ رفقای بسم الله✋ دختران بسم الله✋ رفقای بسم الله✋ رفقای بسم الله✋ رفقای بسم الله✋ رفقای بسم الله✋ رفقای بسم‌الله ✋ رفقای بسم الله✋ رفقای بسم الله ✋ رفقای بسم الله ✋ رفقای بسم الله ✋ رفقای بسم الله ✋ رفقای بسم الله ✋ رفقای بسم‌الله ✋ رفقای بسم الله ✋ رفقای بسم الله✋ https://eitaa.com/farzandane_mahdi_bakeri
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺احکام جنگ 🔹استاد عابدی نکته دقیقی را میفرماید: 🔹در زمان جنگ، تعریف از دشمن هم حرام شرعی است هم حرام عقلی. 🔹بیان ضعف مسلمانان، هم حرام فقهی است هم حرام عقلی.
این روزها پشت سیستم پدافند و موشکی متولدین دهه ۶۰ و حتی ۷۰ نشسته اند. امر دفاع از ایران از متولدین دهه ۳۰ و ۴۰ به نسلی رسیده که روزهای انقلاب و خمینی بزرگ را از نزدیک ندیده اند. یادتان هست میگفتند: نسل جدید توان دفاع از ایران را ندارد! میگفتند: نسل جدید مثل گذشته ایستادگی نمی‌کند https://eitaa.com/Politicalhistory
«آخجون خانم، اسم‌ من هم امیرعلیه!» حدود ساعت ۱۴ بود که گوشی را چک کردم. هنوز وارد پیام‌رسان نشده بودم که اعلان پیامی را دیدم: سردار حاجی‌زاده هم... چشم‌هایم خشک شد، انگشتانم ایستادند. برای چند ثانیه به صفحه خیره ماندم. پذیرفتن این یکی سخت بود! در سکوت، گوشی را بستم و ذهنم به عقب برگشت... به شش ماه پیش... همان روزی که قرار بود نشانه‌ی «ک» را در کلاس آموزش دهم. بچه‌ها با چشم‌های کنجکاو و هیجان‌زده منتظر بودند. قرار نبود از روی کتاب بهشان درس یاد بدهم: ک مثل کیف یا ک مثل کفش! قرار بود یاد بگیرند: ک مثل موشک. گفته بودم مقوا بیاورند. قرار بود موشک درست کنند. از این موشک‌های ساده هم نه... از این موشک‌های اوریگامی که به قول خودشان «یک عالمه تا آسمان بالا می‌رود». مشغول تا زدن مقواها شدیم و گفتم؛ از چطور نوشتن موشک و از معنی موشک. با زبان کودکانه‌شان گفتم و گفتم تا رسیدم به این که موشک یعنی امنیت. من کودکانه گفتم، اما پسرانم اتفاقاً بزرگانه فکر می‌کردند! مثل پسرک باهوش میز دوم که بلند شد و گفت: خانم، ک مثل کسی. میشه دیگه، نه؟ پاسخ دادم: بله، ولی این کلمه به تنهایی ناقصه! پسرک ادامه داد: خب خانم، بگیم ک مثل کسی که موشک ساخت. حالا چی؟ با خنده و تعجب تأییدش کردم و آفرین گفتم. نقطه‌ی عطف مقوابازی‌ها و هدف من از این کار هم همین بود. «کسی که موشک ساخت» را که گفت، سریعاً بابای موشک‌ها را معرفی کردم. تصویرش را روی تخته نصب کرده بودم، اما تا آن لحظه بچه‌ها نمی‌شناختندش. اسمش را با احترام گفتم: شهید حسن طهرانی مقدم. این‌طور مواقع که قهرمانی در کلاس معرفی می‌کردم، همه سکوت می‌کردند. نمی‌دانم در ذهن این پسر‌بچه‌ها چه می‌گذشت، اما وقتی که کتاب بابای موشک‌ها را دست گرفتم و از کودکی به نام حسن داستان خواندم، حدس می‌زدم همذات‌پنداری کنند، اما اینجا مطمئن شدم؛ اینجا که هادی از انتهای کلاس بلند شد و گفت: خانم، میشه اسم ما هم حسن باشه؟ مامانای ماها چرا اسم‌مون رو حسن نذاشتن؟ بغض کردم، اما لبخند زدم و گفتم: مهم نیست اسمت حسن باشه پسرم. باید راهت شبیه راهشون باشه. داستان بابای موشک‌ها که تمام شد، کلاس در سکوت بود، ولی از آن سکوت‌هایی که بیش‌تر از هیاهو حرف دارند. گاهی به تخته نگاه می‌کردند و تصویر شهید، گاهی به کتاب داستان در دست من، و گاهی به موشک‌های‌شان. طوری نگاه می‌کردند که انگار باارزش‌ترین چیزی است که دارند! پسران هفت‌ساله زیادی فهمیده بودند؛ آن‌قدر حس گرفته بودند که انگار حسنِ قصه از دل کتاب بیرون آمده بود و جلوی تخته ایستاده بود... و حالا، امروز، بعد از دیدن این اعلان... دانستم از این به بعد قرار نیست برای دانش آموزان آینده ام تا همینجای قصه را بگویم. سال بعد، وقتی که باز به نشانه‌ی «ک» برسم، وقتی که چشم‌های بچه‌ها دنبال واژه‌ی تازه‌ای بگردد، این‌بار کنار عکس بابای موشک‌ها، عکسی دیگر می‌گذارم. لبخند گرم سرداری که چند ماه پیش افتخار دیدارش را داشتم، همان لحظه‌ای که قصه‌‌ی موشک‌های کلاسم را برایش گفتم، و او با لبخندی آرام، ساکت و پرمعنا نگاهم کرد؛ نگاهی که حالا بیشتر از همیشه در خاطرم مانده. کاش همه‌ی دانش‌آموزان می‌دانستند، قهرمان فقط داخل کتاب‌ها نیست. قهرمان، گاهی لبخند می‌زند، گاهی با شنیدن حرف‌های ساده‌ی دل یک معلم، سر تکان می‌دهد، و گاهی هم... بی‌صدا می‌رود. اما راه قهرمان‌ها، هیچ‌وقت تمام نمی‌شود. سال بعد، در کلاس اول، وقتی دوباره موشک بسازیم، وقتی «ک» را بنویسیم، می‌گویم: ک مثل کسی که آسمان را امن نگه داشت. ک مثل کسی که پیشمرگ مردم شد. ک مثل کسی که گفت برای مردم گردنش از مو باریک‌تر است. و شاید سال بعد، یکی از پسرهایم بگوید: «آخجون خانم، اسم‌ من هم امیرعلیه!» ✍نسترن حسنی، آموزگار پایه اول از استان البرز ✔ رستا، رسانهٔ تعلیم و تربیت ایران @rastakhabar_ir