🗓 زمان برگزاری دوره آموزشی:
از ۲ آبان تا ۲۲ آبان
در روزهای مختلف (شنبه تا جمعه) در بازهی زمانی ۸ صبح تا ۱۹ عصر و به صورت مجازی برگزار می شود.
هدایت شده از محصولات دست ساز طبیعی " معکم"
الحمدلله کما هو اهله
با سپاس از درگاه احدیت و دعا برای خادمین گروه جهادی معکم و شما خوبان خریدار #محصولات خانگی معکم
این اندک به وساطت همراهی و همدلی شما مقدور شد و له الحمد و المنه
48.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم کامل بیانات صبح امروز رهبر انقلاب در دیدار قهرمانان و مدالآوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی. ۱۴۰۴/۰۷/۲۸
صوت کامل
هدایت شده از محسن عباسی ولدی
#شب_بخیر | شبت بخیر آقای مهربانم!
🍁عاشقهایت وقتی میفهمند تو چیزی را دوست داری، شده خودشان را بکُشند، میکُشند تا آن را محقق کنند.
🍁 اگر نتوانند، خودشان را شکستخوردۀ عالم میدانند، حتی اگر همه پیروزشان بخوانند.
🍁عاشقهایت وقتی میفهمند تو چیزی را دوست نداری، زمین و زمان را به کار میگیرند تا نگذارند آن چیز محقق شود.
🍁اگر نتوانند، خودشان را به زمین میکوبند و از شرم نگاهشان را به زمین میدوزند و همنوا با زمین و آسمان از تو عذر میطلبند.
🍁کسانی که دنبال دوستداشتنیهای خودشان هستند و کاری به خوشامدهای تو ندارند و از چیزهایی فرار میکنند که خودشان بدشان میآید و کاری به بدآمدهای تو ندارند، نامشان هر چه باشد، عاشق نیست.
🍁دیدی دوباره حرف عشق و عاشقی شد و معلوم شد که من عاشق نیستم. به خاطر این همه عاشق نبودن ببخش مرا آقا!
🍁شبت بخیر آقای مهربانم!
#بهانه_بودن
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔖 این غذاها رو بخورید تا در بدن شما تولید شادی کنند !
#استاد_شجاعی
منبع #کلیپ: جلسه ۳۴ از مبحث سبک زندگی شاد
@ostad_shojae | montazer.ir
مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء از بزرگترین فقیهان عالَم تشیع بوده است، در حدی که علمای بزرگ شیعه از قول او نقل کردهاند که فرموده بود: اگر تمام کتابهای فقهی شیعه را در رودخانه بریزند و به دریا برود و شیعه دیگر یک ورق فقه دستش نباشد، من از اول تا آخر فقه شیعه را در سینهام دارم، همه را بیرون میدهم تا دوباره بنویسند. مرجع هم شده بود.
اهل علم و اصحاب سرّش فهمیدند که همسرش در خانه بداخلاقی میکند ولی خیلی هم خبر از داستان نداشتند. اینقدر در مقام جستوجو برآمدند تا به این نتیجه رسیدند که این مرد بزرگ الهی، این فقیه عالیقدر گاهی که به داخل خانه میرود، همسرش حسابی او را کتک میزند.
یک روز چهار پنج نفر جمع شدند و خدمتش آمدند و گفتند: آقا ما داستانی شنیدهایم از خودتان باید بپرسیم. آیا همسر شما گاهی شما را میزند؟! فرمود: بله، عرب است، قدرتمند هم هست، قویالبنیه هم هست، گاهی که عصبانی میشود، حسابی مرا میزند. من هم زورم به او نمیرسد. گفتند: او را طلاق بدهید.گفت: نمیدهم. گفتند: اجازه بدهید ما زنهایمان را بفرستیم ادبش کنند. گفت: این کار را هم اجازه نمیدهم. گفتند: چرا؟ گفت: این زن در این خانه برای من از اعظم نعمتهای خداست چون وقتی بیرون میآیم و در صحن امیرالمومنین میایستم و تمام صحن، پشت سر من نماز میخوانند، مردم در برابر من تعظیم میکنند. گاهی در برابر این مقاماتی که خدا به من داده، یک ذرّه هوا مرا برمیدارد. همان وقت میآیم در خانه کتک میخورم، هوایم بیرون میرود! این چوب الهی است، این باید باشد.
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
✅کانال رسمی #میثم_تمار 👇
https://eitaa.com/joinchat/4187095234C31181dd1f9
22.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اغلب فرودگاه های دنیا سعی میکنند به دغدغه مسافرین اهمیت بدن، مث فرودگاه تازه تاسیس پکن که در اون فضای مخصوصی برای راحت تر شدن سفر مادر و کودک ایجاد کردند، این اهمیت دادن به مادر باید در کشور ما هم عملی باشه، قصد من از این تولید محتوا تشویق به ایجاد نمونه های مشابه در کشور خودمونه
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺رانندههای تریلی و جرثقیل؛ قهرمانان گمنام جنگ ۱۲روزه
ـــــــــــــــــــــــ
#گفتگو
عطر مکتوب چای دارچین (۱)
فاطمه اقوامی
این هفته ما به مناسبت روز ۲۴ آبان که روز کتاب و کتابخوانی در تقویم ما نام گرفته به سراغ خانم «زهرا اسعد بلنددوست» نویسنده خوش آتیه نسل جوان رفتیم تا از دنیای نویسندگی برایمان سخن بگوید. به شما پیشنهاد می کنم خواندن این مصاحبه را از دست ندهید. در بخش اول این گفتگو میخوانیم:
🔸زهرا اسعد بلنددوست را برای ما معرفی کنید و بگویید این روزهای او چگونه می گذرد؟
🔹من، زهرا، متولد اسفند ۶۸ ،لیسانس الهیات، نویسنده، عاشق چایی دارچین و پاییز و بارون و رشت... این روزها در تلاش برای اتمام رمان سوم، مواجهم با عدم همکاری روحِ بازیگوشم.
🔸آیا در دوران کودکی و نوجوانی به نویسندگی فکر می کردید و در خیالتان خود را در قامت یک نویسنده می دیدید یا شغل دیگری آرزوی آن روزهای شما بود؟
🔹راستش من بچگی آرامی نداشتم. به شدت شیطان و پرانرژی بودم. کنجکاوی، کارهای عجیب و خطرناک. با اینکه سال ها از آن دوران می گذرد، هنوز هم هر کدام از دوستان و اطرافیان، مرا جایی ببینند، گریزی به خاطرات کودکی ام و احیانا بلاهایی که سرشان آوردم می زنند. البته این را هم بگویم که به من می گفتند شیطان مؤدب. ذهنم خیالبافی زیاد می کرد. یعنی لحظه ای ساکت نمی شد. مثلا بعدازظهرهای تابستان که بزرگ ترها مجبورمان می کردند، یک گوشه بخوابیم، اگر موفق به فرار نمی شدم، در ذهنم داستان سازی می کردم تا داغ این اسارت قابل تحمل تر شود. البته این خیالبافی ها فوق العاده برایم لذت بخش بود و هنوز هم ادامه دارند. آن وقت ها دوست داشتم فضانورد بشوم، خیلی به آسمان و ستاره ها علاقه داشتم، می خواستم با آدم فضایی ها طرح رفاقت بریزم. از طرفی، عاشق بازیگری هم بودم. در دوران نوجوانی علاوه بر بازیگری، دیوانه وار خبرنگاری و دوبله را دوست داشتم. از ۱۵ـ۱۶ سالگی به فیلمنامه نویسی علاقمند شدم . چون حس می کردم تنها راهی است که می توانم تصویر تخیلاتم را ببینم. یک مدت با صداوسیما همکاری داشتم که هنوز هم گاهی این همکاری انجام می شود. اما خب نشد آنچه که می خواستم بشود. یک مدت خیلی کوتاه در کار صدا سرک کشیدم، مدتی مقاله نویسی خبری و... تا اینکه آخرش از نوشتن رمان سردرآوردم. دقیقا چیزی که هیچ علاقه ای به آن نداشتم. اما آن را هدیه خدا می دانم.
@zane_ruz
ارتباط با ادمین:
@zaneruz97