هدایت شده از ذریه طیبه
🌸 بسم الله الرحمن الرحیم 🌸
🍃 استاد میرباقری 🍃
☀️ نباید فریب حرف بعضی را خورد که می گویند این عشق آبا و اجدادی است و به دردی نمی خورد. اولا این ارادت فقط آبا و اجدادی نیست و در عالم میثاق و عالمهای قبلی که ما در آن بودهایم امتحان شده و آن را قبول کردهایم. حتی این که انسان در دنیا از کدام نسل باشد بیحساب و کتاب نیست و به جوابی که در عالم ذر به خدا داده بر می گردد.
☀️ ثانیا خیلی از این ارادت هم مربوط به عبادات و زحماتی است که والدین ما انجام دادهاند؛ چطور اگر پدری زحمت بکشد و ثروت عظیمی به فرزندش برسد او آن را دور نمی ریزد و نمیگوید که این آبا و اجدادی است و به درد نمیخورد؟! چطور اگر پول از پدر به ارث برسد خوب است اما ایمان و اعتقادات نه!
☀️ این شبههای که این روز ها راه انداختند خیلی شیطانی است. بنابراین ایمان به ائمه [علیهم السلام] گوهری قیمتی است که هیچ چیز با آن قابل مقایسه نیست و اگر کسی مؤمن به ائمه [علیهم السلام] نبود نماز و روزه و حج و دیگر عباداتش قبول نیست و این یکی از مسلمات است؛
☀️ البته مستضعفین و کسانی که حق به آن ها نرسیده است و از اختلاف بین ائمه [علیهم السلام] و جبهه باطل مطلع نیستند عذر دارند و بحث درمورد آن ها نیست، بلکه بحث درباره کسانی است که از این اختلاف آگاه هستند ولی طرفداری اهل بیت [علیهم السلام] را نکردند.
#هویت_مستقل
🌐 mirbaqeri.ir
9.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرزتان را با اینها مشخص کنید!
تلاش دشمن و منافقان: تردیدافکنی و ترویج «ما نمیتوانیم» ؛ از صنعت هستهای تا جبههی مقاومت
رهبرانقلاب: با کسانیکه دشمن را تزئین میکنند با قوت و با صراحت حرف بزنید و مرز خود را مشخص کنید.
⁉️ چقدر به فکر عاقبت به خیری، فرزندان مون هستیم؟!
موقع ازدواج، آقای نبی لو ۲۳ سال داشت، من ۱۹ سال. همیشه می گفت، ما دیر ازدواج کردیم. خانم حیف نبود؟ این زندگی، به این خوبی رو، ما چهار سال زودتر می تونستیم شروع کنیم. چرا دیر ازدواج کردیم؟!
همیشه می گفتن وقتی انسان می تونه زندگی خوبی داشته باشه، چرا دیر؟!
بعد شاید باورتون نشه، دخترم مون که ۱۴ سالش بود، خود آقای نبی لو واسطه ازدواج دامادم با دخترم شدن ...
اصغر آقا یه طلبه ساده، از روستا های استان همدان بودن و پسر دایی بنده، که در قم در حال تحصیل بودن، یه روز در حرم، همسرم به ایشون گفته بودن، چرا شما ازدواج نمی کنی؟!
گفته بود، من شرایط ازدواج ندارم...
گفته بودن، حالا اگر من یه خانواده ای رو پیدا کنم که حاضر باشن با شرایطی که داری به شما دختر بدن، شما چکار می کنی؟!
ایشون گفته بود، اصلا محاله یه همچین چیزی... من یه طلبه ساده ام... هیچی ندارم... پدرم خوب یه کشاورزه... محاله کسی به من دختر بده...
گفته بودن، نه من یه خانواده ای رو می شناسم که شما رو می شناسن، من شما رو بهشون معرفی کردم...
برای من خیلی سخت بود. چون فامیل هم بودیم.. گفتم برای من وجهه خوبی نداره، بری و پیشنهاد بدی... آقای نبی لو می گفتن، نه روی شناختی که من از این جوون دارم، دوست ندارم همچین پسری رو از دست بدیم. بعد من می گفتم، اصلا، مگه دختر ما چقدر سن داره، که ما خودمون بخوایم اقدام کنیم برا ازدواجش؟! خلاصه ایشون تونست منو قانع کنه برای این کار ...
شهید نبی لو به دامادم گفته بود، من با خانواده این دختر صحبت می کنم. اونها هم با دخترشون مطرح کنن، اگر بتونم موافقت همه شون رو بگیرم، حتما میام بهت میگم.
حالا من مونده بودم، چطوری این موضوع رو با دخترم مطرح کنیم. به همسرم گفتم، حالا چطور می خوای به طیبه بگی؟! گفت خانم، اونم راهش رو بلدم. من خودم یه جوری میگم.
ایشون نشستن شروع کردن به صحبت کردن با دخترم، که چقدر ازدواج خوبی داره، و چقدر باعث دوری از گناه میشه و اینکه اگر پسر مومن با تقوایی باشه و ... اینها رو توضیح داد برای دخترم، خیلی با بچه ها راحت بود.
بعد گفت حالا اگر من به عنوان پدرت، یه پسری رو معرفی کنم که تمامی این خصوصیاتی که گفتم، داشته باشه، تو چکار میکنی؟ نظرت چیه؟! دخترم بنده خدا همین جور مونده بود... همسرم به دخترم گفت: نه حالا نمی خوام جواب بدی، خوب فکرات رو بکن، بعد جواب بده...
من به عنوان پدر تو، خوشبختی تو رو می خوام. اگر یه روزی چنین پیشنهادی بدم، نظرم رو می پذیری؟!
بعد از مدتی مجدد موضوع رو با دخترم مطرح کردیم و دخترم هم موافقت کرد.
وقتی مجدد با پسر داییم مطرح کرده بودن، ایشون گفته بودن، من حتما باید این خانواده رو ببینم، پدرش رو ببینم، مادرش رو ببینم، رو چه حسابی با این شرایط من، حاضرن به من دختر بدن؟!
گفته بودن باشه من هماهنگ می کنم، بیا حرم، بگم پدرش هم بیاد، با هم صحبت کنید.
می گفت رفتیم نشستیم، اصغر آقا هم هی نگاه می کرد، با یه حالت نگرانی می گفتن نیومدن، نمی خواید یه تماس بگیرین، ببینید چرا نیومدن؟!
گفته بودن: الان من پدر اون دختر، چی می خوای بهش بگی؟!
خندید گفت: نه حالا بیان، من بهشون میگم.
گفته بودن، اومدن دیگه... من الان پدر اون دختری هستم که گفتم، من طیبه رو برای شما در نظر گرفتم.
دامادم تعریف می کنه که وقتی بابا این حرف رو زد، از یه طرف واقعا تو دلم یه همچین چیزی رو می خواستم و دوست داشتم چنین ازدواجی انجام بشه، همیشه می گفتم، کاش این دختر سه چهار سال بزرگ تر بود، من جراتش رو داشتم، که مطرح کنم. از اون طرف می گفتم، کاش زمین دهن باز می کرد من می رفتم داخلش، چقدر راحت بابا گفت، من پدر اون دخترم...
خلاصه با هم صحبت کرده بودن و آقای نبی لو گفته بودن از نظر من مسئله ای نیست. به لحاظ مالی هم حاضرم از حقوق خودم، یه کمکی به شما بکنم، ولی راستش رو بخواید، نمی خوام پسری مثل شما رو از دست بدم. من با خانواده هم صحبت کردم و هماهنگ هستند.
الحمدالله دختر من ۱۴ سالگی ازدواج کرده... تا به امروز، حتی یکبار هم نگفتم، کاش دوسال دیرتر این ازدواج انجام می شد. الحمدالله هم خودش تونسته عاقلانه با این موضوع برخورد کنه، هم خدا رو شکر، انتخابی که همسرم کرده بود، مناسب و شایسته بود. و تا به امروز هم واقعا خیلی راضی هستیم.
دخترم الان یه وقتایی که در فراق پدرش گریه می کنه، میگه، بابا دستت درد نکنه، واقعا عاقبت به خیری منو می خواستی...
🔹خاطره همسر شهید مدافع حرم #شهید_نبی_لو از واسطه گری برای ازدواج دختر ۱۴ ساله اش در مصاحبه با رادیو معارف
#ازدواج_در_وقت_نیاز
#خانواده_مستحکم
💌
ذیقعده شد و فرصت دلخواه آمد
یاران ، دههٔ کرامت از راه آمد
ای ضامن آهو مددی کن که دلم
با زمزمهٔ "آمدم ای شاه" آمد
از بس که تو جذبهٔ خدایی داری
مشغول توام به خواب و در بیداری
تا گم نشود دلم در این آمد و شد
دادم به حرم ، بخش امانتداری
هر کس به ضمانت شما وام گرفت
از مسکن مهر دو جهان کام گرفت
درصحن شما که مملو از یاد خداست
هرکس که قدم گذاشت آرام گرفت
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ..
التماس دعا ..
❤️روزتون امام رضایی❤️
✅
🌷 امام صادق (علیه السلام) :
☘ مَنْ قَالَ : «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ كَمَا هُوَ أَهْلُهُ»
شَغَلَ اَللَّهُ كُتَّابَ اَلسَّمَاءِ قِيلَ وَ كَيْفَ يَشْغَلُ كُتَّابَ اَلسَّمَاءِ قَالَ يَقُولُونَ اَللَّهُمَّ إِنَّا لاَ نَعْلَمُ اَلْغَيْبَ فَقَالَ فَيَقُولُ اُكْتُبُوهَا كَمَا قَالَهَا عَبْدِي وَ عَلَيَّ ثَوَابُهَا.
🌿 هر كه ذکر: «الحمد لله كما هو اهله» گويد، نويسندگان آسمان (فرشتگان) از نوشتن پاداش او درمانده شوند.
عرض شد:
چگونه نويسندگان #آسمان درمانده شوند؟
👌 امام (عليه السلام) فرمودند: فرشتگان گويند: خداوندا ما از نهان آگاه نيستيم، و خداوند فرمايد:
✍ همان گونه كه بنده ام اين ذكر را می گويد بنويسيد و پاداش آن بر من است.
📚 ثواب الأعمال، ج۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
لفظ جلاله «والله» از زبان سه شخصیت
حسن روحانی رئیسجمهور
صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی
و شهید حاج قاسم سلیمانی
برداشت از شما ....
هدایت شده از علیرضا پناهیان
👈🏼 تحلیل علیرضا پناهیان دربارۀ سخنان اخیر رهبری:
🌀 هرجا مشکل اقتصادی و فرهنگی هست، آنجا دچار «مدیران فسیل» است
🌀 جوانگرایی، ما را از تحجّر و فسیلشدن نجات میدهد
🌀 حبّ مقام، مدیر را فسیل میکند و خلاقیت را از بین میبرد
💠 گفتگوی تلویزیونی: «مردی که جهان را تغییر داد» (۳)
🔹 علی(ع) به مدیران جامعه میفرماید: وقتی در کارها، میخواهید برنامهریزی کنید اول با جوانها مشورت کنید بعداً با پیرترها. اما برداشت عمومی جامعه این است که «جوان، ناپخته است!»
🔹 چرا باید با جوان مشورت کنیم؟حضرت توضیح میدهد؛ برای اینکه او حرفهای تازه به ذهنش میرسد و افق جدیدی باز میکند. ممکن است دو تا از نظراتش خیلی پرت باشد، اما دوتای دیگر، تو را از فسیل بودن در میآورد.
🔹 یکی از محسّنات جوانگرایی این است که انسان را از ایستایی و تحجّر نجات میدهد. اگر جایی دیدیم که مشکلات اقتصادی یا فرهنگی و...باقی مانده است، آنجا دچار مدیران فسیل هست. البته مدیران فسیل، ممکن است سنشان هم زیاد نباشد. مثلاً بعضیها در اثر ترسِ از دست دادن پست و موقعیت خودشان، دچار تحجّر میشوند.
🔹 چرا میگویند که مدیر باید زاهد باشد و حبّ دنیا و حب مقام نداشته باشد؟ چون حبّ مقام خلّاقیت او را میگیرد. حبّ مقام و موقعیت، او را فسیل میکند، قدرت تفکّر و برنامهریزی را از بین میبرد و دچار احتیاطهای بیجا میشود.
👤علیرضا پناهیان
🚩شبکه سه- ۹۹.۳.۱۷
👈🏼 متن کامل:
📎 Panahian.ir/post/6319
@Panahian_ir