eitaa logo
حسینیه مقتل
5.5هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
381 ویدیو
64 فایل
تماس با مدیر : @mostafapi1 حسینیه مقتل در تلگرام: https://t.me/hosenih_maghtal حسینیه مقتل در ایتا: eitaa.com/hosenih_maghtal 🔻 پیج حسینیه مقتل در اینستاگرام : https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh_maghtal
مشاهده در ایتا
دانلود
📚پی‌نوشت‌ها: .23 «ای کربلا! بدنی را در تو به ودیعه گذاردیم که بدون غسل و کفن مدفون شد؛ ای کربلا ! کسی را به یادگار در تو نهادیم که او روح احمد و وصی اوست» . 24.الدمعة الساکبة 5/ .163 25.قمقام زخار .583، این اشعار را صاحب قمقام نقل کرده است و می‌گوید: نسبت دادن این اشعار به آن حضرت با روایت کامل بهایی که گفته ام‌کلثوم در دمشق وفات یافت، خالی از اشکال نیست. ولی ما در همین کتاب از مسعودی مؤلف مروج الذهب نقل کردیم که امام علی بن ابی‌طالب دو فرزند به نام ام کلثوم داشته و کنیت زینب عقیله نیز ام‌کلثوم بوده است؛ بنابراین ممکن است مراد از ام کلثوم بر فرض صحت نقل کامل بهایی، زینب(س) باشد، به علاوه ممکن است که مراد همان ام‌کلثوم باشد که همراه اهل بیت به مدینه آمده و سپس به شام مراجعت کرده و در آنجا وفات یافته است و بعضی بر این عقیده‌اند. .26 «ای مدینه جد ما! نپذیر ما را، که ما با حسرت و اندوه ها بازگشتیم؛ از تو با همه خویشان بیرون رفته، و چون بازگشتیم نه مردان و نه کودکانی با ماست؛ در هنگام خروج جمع ما کامل بود و اکنون در بازگشت برهنه و غارت شده‌ایم؛ در ظاهر در امان خدا بودیم و اکنون که بازگشتیم هنوز بر ستم ظالمان و بریدن پیمانشان بیمناک هستیم؛ انیس ما مولایمان حسین بود و چون آمدیم حسین را در کربلا گرو گذاردیم؛ ماییم که سرگردان و بدون کفیل شدیم، ماییم که بر برادر خود نوحه کردیم؛ و ماییم که بر شتران حمل شدیم، و ما را بر شتران درشت خوی سوار کردند؛ ما دختران یاسین و طاهاییم، و ماییم که در سوگ پدر خود گریستیم؛ پاکان بدون خفا ماییم، و مخلصان و برگزیدگان ماییم؛ ما بردباران بر بلا هستیم، و ما راستگویان ناصحیم؛ ای جد ما! دشمنان ما به آرزویشان رسیدند، و تشفی یافتند به سبب قتل ما؛ حرمت زنان را هتک کردند و تمام آن‌ها را بر جهاز شتران به قهر حمل کردند» . 27.مرحوم مجلسی این اشعار را زیاده بر آنچه ما آوردیم، ذکر کرده است؛ به بحار الانوار 45/197 مراجعه شود. 28.شعر از محمد جواد غفورزاده کاشانی (شفق) است. 29.تاریخ طبری 5/ .233 .30 «ای مردم مدینه! دیگر اینجا جای اقامت شما نیست، که حسین کشته شد و اشک من در سوگ او روان است؛ پیکر مطهرش در کربلا به خاک و خون آغشته است، و سر منورش را بر روی نیزه از شهری به شهر دیگر می‌برند». 31.نفس المهموم .467 .32 «خبر دهنده‌ای، خبر مرگ بزرگ و سالار مرا داد و دلم را به درد آورد، و با دادن آن خبر مرا بیمار کرد؛ ای چشمان من! اشک بریزید و بسیار بگریید، باز هم اشک بریزید و باز هم بگریید، در سوگ آن کسی که مصیبت او عرش خدا را به لرزه در آورد، و شکوه و جلالت دین را کاست؛ (گریه کنید) بر پسر پیامبر و فرزند وصی او، اگر چه منزل و جایگاه او از ما دور است» . 33.قمقام زخار .581 34.سوره ص: .7 35.الملهوف .84 36.تفسیر المیزان 20/163 «و بنینا فوقکم سبعا شدادا» ای سبع سماوات شدیدة فی بنائها . 37.الدمعة الساکبة 5/ .427 38.پدرش صعصعة بن صوحان، مردی بلند مرتبه و بلند قدر و از اصحاب امیر المؤمنین(ع) است، از امام صادق(ع) نقل شده است: کسی از اصحاب امیرالمؤمنین علی(ع) نبود که حق امام علی(ع) بشناسد مگر صعصعه و اصحاب و یاران صعصعه.او دارای مناقب بسیاری است و ابن عبدالبر او را از اصحاب رسول خدا دانسته، صعصعه از کسانی است که عهدنامه امیرالمؤمنین(ع) را به مالک اشتر نقل کرده است. (تنقیح المقال 2/98) 39.الملهوف .85 40.الدمعة الساکبة 5/ .164 41.الدمعة الساکبة 5/ .162 42.بحار الانوار 45/ .198 ع س س @hosenih_maghtal
✋ السلام علیک یااباعبدالله... ✅ @hosenih_maghtal
رهبر معظم انقلاب: به نظر من اوج مصیبت در کربلا، شهادت علی‌اصغر و این طفل شش ماهه در آغوش پدر است. ✅ @hosenih_maghtal
🔺 هدف قیام امام حسین - ۱ 📔 کتاب #انسان_250_ساله ✅ @hosenih_maghtal
🏴 آیت‌الله بهجت قدس‌سره: 🔸فردای قیامت که هیچ چیز از انسان نمیخرند، اشک بر سیدالشهدا علیه‌السلام را مثل دانۀ درّی برایش نقد میکنند. رحمت واسعه، ص٢٧١ ✅ @hosenih_maghtal
❓ #چرا_امام_حسین_تنها_ماند ؟! 💠 والوتر الموتور 🔸در زیارت عاشورا امام حسین (علیه السلام) را این گونه خطاب می کنیم : «والوتر الموتور» علامه طباطبائی (ره) فرمود: همه کتاب وسایل الشیعه را از اول تا آخر مطالعه کردم تا ببنیم چند روایت فقهی از سیدالشهدا (ع) نقل شده سه روایت بیشتر پیدا نکردم»! معنای این حرف این است که سبط پیامبر (ص) به قدری تنها شده که مردم اباعبدالله را در حد یک مسئله گو هم قبول نداشتند در حالی که ابوهریره ها به اسم صحابی صاحب فتوا شده بودند. تاریخ گواهی می دهد که ولی خدا به یکباره تنها نشده است برنامه ریزی و نقشه ای سازمان دهی شده سیدجوانان اهل بهشت را در این دنیای خاکی تنها کرده بوده است. کربلا به ما یاد می دهد بشناسیم نقشه های شیاطین، منافقین و کفار را که ولی خدا را تنها می کند. ✅ @hosenih_maghtal
4_5925030860846793131.mp3
14.77M
🔷اللهم الرزقنا حرم حرم حرم... @hosenih_maghtal
گفتم که عمر ماه صفر رو به آخراست دیدم شروع محشرکبرای دیگراست گرد ملال بررخ اسلام ومسلمین اشک عزا به دیده زهرای اطهراست. ✅ @hosenih_maghtal
✅فاطمه تو اولین نفر از عترتم هستی که به من ملحق می شوی! 🔹پس از اینکه بیماری پیغمبر شدت پیدا كرد و وفات او نزدیك شد، در آخرین لحظات حیات به على بن ابى طالب علیه السّلام فرمود: 🔸اینك سرم را روى دامن خود بگذار زیرا امر خداوند نزدیك شده و آخرین دقائق زندگى من در این جهان در رسیده است. 🔹هر گاه جان از كالبدم بیرون شد او را در دست بگیر و به صورت خود بكش پس از این مرا بطرف قبله برگردان و غسل و تكفین مرا خود انجام ده، و بر من نماز بگذار، و تا آنگاه كه بدن مرا در زیر خاك پنهان نساختهاى از من مفارقت نكن، و در همه این امور از خداوند استعانت بجوى. 🔸در این هنگام امیر المؤمنین علیه السّلام سر مبارك حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله را در دامن خود گذاشت، و آن جناب از فشار مرض از حال رفت، حضرت زهرا سلام اللَّه علیها در چهره پدرش مینگریست و گریه میكرد و این شعر را قرائت می نمود: ▪️«و أبیض یستسقى الغمام بوجهه  ▪️ثمال الیتامى عصمة للأرامل» 🔹حضرت رسول دیدگان مباركش را باز كرد و با صوت ضعیف گفت: اى دخترك من این بیت گفته عمویت ابو طالب است، شما به جاى او این آیه را از قرآن قرائت كنید: وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ. 🔸در این هنگام حضرت زهراء سلام اللَّه علیها مدتى گریه كرد پدر بزرگوارش او را نزدیك خود طلبید و مطالبى را در نهانى با او در میان گذاشت كه در اثر آن چهرهاش از هم باز شد و آثار خوشحالى در وى ظاهر گردید. 🔹بعد از این مذاكرات كه با حضرت زهراء سلام اللَّه علیها انجام پذیرفت جان پاكش از كالبد شریفش بیرون شد و در این حال دست امیر المؤمنین علیه السّلام در زیر گلوى آن جناب قرار داشت و جان شریف او در دست علی علیه السّلام قرار گرفت و آن حضرت او را بالاى سر خود بردند و پس از آن بصورت خود كشیدند پس از اینكه حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله از دنیا رفتند امیر المؤمنین علیه السّلام طبق وصیت آن جناب بدن مبارك او را بطرف قبله كشیدند و تشریفات تغسیل و تكفین او را فراهم كردند. 🔸از حضرت زهرا سؤال شد پدرت در نهانى چه موضوعاتى با شما در میان نهاد؟ 🔹فرمود: پدرم بمن اطلاع داد كه من اول كس از اهل بیت او خواهم بود كه بوى ملحق میگردم، و این قضیه در همین نزدیكیها انجام خواهد گرفت، و بهمین جهت من خوشحال شدم. 🔸متن عربی: ▪️ثمّ ثقل رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و حضره الموت، فلمّا قرب خروج نفسه قال له: «ضع رأسی یا علیّ فی حجرك فقد جاء أمر اللّه عزّ و جل، فإذا فاضت نفسی فتناولها بیدك و امسح بها وجهك، ثمّ وجّهنی إلى القبلة، و تولّ أمری، و صلّ علیّ أوّل الناس، و لا تفارقنی حتّى توارینی فی رمسی، و استعن باللّه عزّ و جل». ▪️و أخذ علیّ رأسه فوضعه فی حجره فاغمی علیه، و أكبّت فاطمة علیها السلام تنظر فی وجهه و تندبه و تبكی و تقول: ▪️«و أبیض یستسقى الغمام بوجهه ▪️ثمال الیتامى عصمة للأرامل» ▪️ففتح رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم عینیه و قال بصوت ضئیل: ▪️«یا بنیّة هذا قول عمّك أبی طالب لا تقولیه، و لكن قولی: وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ »- آل عمران 3: 144- فبكت طویلا، فأومأ إلیها بالدنوّ منه، فدنت إلیه، فأسرّ إلیها شیئا هلل له وجهها. ▪️[فصل فی وفاة رسول الله (ص) و دفنه] ▪️ثمّ قضى [صلّى اللّه علیه و آله و سلّم] و ید أمیر المؤمنین الیمنى تحت حنكه، ففاضت نفسه علیه السلام فیها، فرفعها إلى وجهه فمسحه بها، ثمّ وجّهه و غمّضه و مدّ علیه إزاره و اشتغل بالنظر فی أمره. ▪️فسئلت فاطمة علیها السلام: ما الذی أسر إلیك رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فسرى عنك؟ قالت: «أخبرنی أنّی أوّل أهل بیته لحوقا به، و أنّه لن تطول المدّة بی بعده حتّى أدركه، فسرى ذلك عنّی». 📚منابع: ▪️ارشاد المفید 1: 181 ▪️إعلام الورى، الطبرسی،ج1،267 ▪️بحار الأنوار 12: 465/ 19 ✅ @hosenih_maghtal
✅روز پایانی حیات رسول اکرم(ص) 🔹روز بعد مرض حضرت رسول شدت پیدا كرد و مردم را از ورود به منزل منع كردند و به كسى اجازه ندادند تا از آن جناب عیادت كند، امیر المؤمنین علیه السّلام همواره در خدمت پیغمبر بودند و از وى مفارقت نمیكردند مگر براى انجام كارهاى لازم و ضرورى. 🔸امیر المؤمنین علیه السّلام براى انجام كارى از منزل بیرون شدند، و در این هنگام حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله كه از شدت تب بیحال شده بودند به خود آمدند و علی علیه السّلام را در كنار خود ندیدند، فرمودند برادر و یارم را بگوئید نزد من حاضر شود، پس از این بار دیگر ضعف بر او مستولى شد. 🔹عائشه گفت: ابو بكر را طلب كنید او را در خدمت پیغمبر حاضر كردند، هنگامى كه دیدگان مباركش بر ابو بكر افتاد چهرهاش را از وى برگردانید ابو بكر نیز فورا از منزل بیرون شد، بار دیگر پیغمبر فرمود: برادر و یار مرا نزدم طلب كنید. 🔸حفصه گفت: عمر را طلب كنید هنگامى كه عمر در پیش آن جناب حاضر شدند حضرت از دیدن عمر ناراحت شد و صورت خود را از او برگردانید، مرتبه سوم فرمود: برادر و یارم را نزد من بخوانید، ام سلمه گفت: على بن ابى طالب را طلب كنید تا در نزد وى حاضر شود زیرا اكنون پیغمبر جز على دیگرى را اراده نكرده است هنگامى كه امیر المؤمنین در نزد حضرت حاضر شد، او را در نزد خود مكان داد و با او در نهانى به گفتگو پرداخت، بعد از مذاكرات چندى امیر المؤمنین از خدمت پیغمبر برخاست و در گوشهاى نشست، در این هنگام حضرت رسول به خواب رفتند و علی علیه السّلام از منزل بیرون شدند. 🔹مسلمانان كه در بیرون اجتماع كرده بودند گفتند: یا ابا الحسن پیغمبر در نهانى با شما چه مطالبى را در میان گذاشت فرمود: حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله هزار باب از علم را بروى من گشود، كه از هر درى هزار درب دیگر گشوده میگردد، و در ضمن وصایا موضوعاتى را به من تذكر داد كه من همه آنها را ان شاء اللَّه انجام خواهم داد. 🔸سپس مرض پیغمبر شدت پیدا كرد و وفات او نزدیك شد، در آخرین لحظات حیات به على بن ابى طالب علیه السّلام فرمود: اینك سرم را روى دامن خود بگذار زیرا امر خداوند نزدیك شده و آخرین دقائق زندگى من در این جهان در رسیده است. 🔹هر گاه جان از كالبدم بیرون شد او را در دست بگیر و به صورت خود بكش پس از این مرا بطرف قبله برگردان و غسل و تكفین مرا خود انجام ده، و بر من نماز بگذار، و تا آنگاه كه بدن مرا در زیر خاك پنهان نساختهاى از من مفارقت نكن، و در همه این امور از خداوند استعانت بجوى. 🔸در این هنگام امیر المؤمنین علیه السّلام سر مبارك حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله را در دامن خود گذاشت، و آن جناب از فشار مرض از حال رفت، حضرت زهرا سلام اللَّه علیها در چهره پدرش مینگریست و گریه میكرد و این شعر را قرائت می نمود: ▪️و أبیض یستسقى الغمام بوجهه ▪️ثمال الیتامى عصمة للأرامل 🔹حضرت رسول دیدگان مباركش را باز كرد و با صوت ضعیف گفت: اى دخترك من این بیت گفته عمویت ابو طالب است، شما به جاى او این آیه را از قرآن قرائت كنید: وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ. 🔸در این هنگام حضرت زهراء سلام اللَّه علیها مدتى گریه كرد پدر بزرگوارش او را نزدیك خود طلبید و مطالبى را در نهانى با او در میان گذاشت كه در اثر آن چهرهاش از هم باز شد و آثار خوشحالى در وى ظاهر گردید. 🔸بعد از این مذاكرات كه با حضرت زهراء سلام اللَّه علیها انجام پذیرفت جان پاكش از كالبد شریفش بیرون شد و در این حال دست امیر المؤمنین علیه السّلام در زیر گلوى آن جناب قرار داشت و جان شریف او در دست علی علیه السّلام قرار گرفت و آن حضرت او را بالاى سر خود بردند و پس از آن بصورت خود كشیدند پس از اینكه حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله از دنیا رفتند امیر المؤمنین علیه السّلام طبق وصیت آن جناب بدن مبارك او را بطرف قبله كشیدند و تشریفات تغسیل و تكفین او را فراهم كردند. 🔹از حضرت زهرا سؤال شد پدرت در نهانى چه موضوعاتى با شما در میان نهاد؟ 🔸فرمود: پدرم بمن اطلاع داد كه من اول كس از اهل بیت او خواهم بود كه بوى ملحق میگردم، و این قضیه در همین نزدیكىها انجام خواهد گرفت، و بهمین جهت من خوشحال شدم. 🔹 از ام سلمه روایت شده كه وى گفت: در روزى كه حضرت رسول وفات كردند من دست خود را در سینه او قرار دادم و اكنون كه مدتى از آن زمان می گذرد و با اینكه من همواره طعام میخورم و وضوء میگریم هنوز بوى مشك از دست استشمام میشود. 🔸حضرت زهرا سلام اللَّه علیها در آن هنگام كه مرض پدر بزرگوارش شدت كرده بود فریاد میزد، اى پدرى كه همواره با جبرئیل سخن میگفتى و از پروردگارت دورى نگزیدى، و اكنون در بهشت خداوند جاى گزیدهاى و دعوت پروردگارت را اجابت كردى. 🔹حضرت باقر علیه السّلام فرمود: هنگامى كه وفات حضرت نزدیك شد جبرئی
ل در خدمت آن جناب حاضر شد و عرض كرد یا رسول اللَّه میل دارى به دنیا رجوع كنى؟ فرمود میل دارم بطرف پروردگارم بروم و بدنیا نیازى ندارم. 📚منبع: ▪️ترجمه إعلام الورى،204،وفات حضرت رسول صلى الله علیه و آله ✅ @hosenih_maghtal
✅غسل و تدفین پیامبر(ص) توسط امیرالمومنین(ع) 🔹هنگامى كه امیر المؤمنین علیه السّلام اراده كردند آن جناب را غسل دهند فضل بن عباس را طلبیدند و از وى كمك خواستند تا پیغمبر را غسل دهند على علیه السّلام در موقع تغسیل چشمهاى خود را بستند و پیراهن خود را از جلو پاره كردند و بشستن بدن مبارك حضرت رسول پرداختند پس از این كه از تغسیل و تكفین فارغ شدند پیش آمدند و بر آن جناب نماز خواندند. 🔸ابان گوید: حضرت باقر علیه السّلام فرمود: مردم گفتند، باید چگونه بر پیغمبر نماز خوانده شود على علیه السّلام فرمود پیغمبر در حیات و ممات امام و پیشواى ما هستند مردم پس از این دسته دسته آمدند و بر آن حضرت نماز خواندند بدن مبارك پیغمبر روز دو شنبه و سه شنبه در زمین بود و مسلمانان از مدینه و نواحى آن مىآمدند و بر جنازه حضرت نماز میخواندند. 🔹بعد از این كه اراده كردند پیغمبر را دفن كنند در محل دفن اختلاف كردند، امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود خداوند در مكانى كه از پیغمبر خود قبض روح كرد همان محل را براى دفن وى اختیار میكند من اكنون بدن مبارك او را در حجره خودش دفن خواهم كرد مسلمین هم باین نظر راى موافق دادند. 🔸عباس بن عبد المطلب دنبال ابو عبیده جراح كه گوركن مخصوص اهل مكه بود فرستادند و هم چنین زید بن سهل را كه براى اهل مدینه گور میكند احضار كردند این دو نفر هر كدام بطریقى حفر قبور مىكردند عباس گفت خداوندا هر چه را كه براى پیغمبرت شایسته است پیش آور در این هنگام زید بن سهل را امر كردند تا بطریق مدنیان قبرى براى حضرت رسول مهیا سازد بعد از اینكه قبر كنده شد امیر المؤمنین و عباس و فضل بن عباس و اسامة بن زید جلو آمدند تا در دفن پیغمبر شركت كنند. 🔹انصار فریاد زدند: یا على براى خداوند و حقى كه ما داریم یكى از انصار را هم در دفن پیغمبر شركت دهید تا ما هم در این موضوع بهره و نصیبى داشته باشیم، علی علیه السّلام فرمود: اوس بن خولى كه مردى از بنى عوف بود و در جنگ بدر نیز شركت داشت پیش آید و در تشریفات دفن شركت كند. 🔸امیر المؤمنین به اوس بن خولى فرمود: اكنون داخل قبر شوید، این مرد پس از اینكه داخل در قبر شد امیر المؤمنین بدن پیغمبر را بطرف قبر سرازیر كرد و بدن مبارك در قبر جایگیر شد، و بعد از این به اوس فرمود: شما اكنون از قبر بیرون شوید، و خود حضرت داخل در قبر شد. 🔹پس از اینكه علی علیه السّلام داخل قبر شد كفن را از صورت پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله دور كرد و چهره مباركش را بر زمین گذاشت و بطرف قبله گردانید، بعد از این لحد گذاشت و خاك بر آن ریخت- و بدین وسیله تشریفات دفن پیغمبر نیز پایان یافت و عدل و تقوا و علم و دانش و فضیلت در دل خاك پنهان شد. 📚منبع: ▪️ترجمه إعلام الورى،207،وفات حضرت رسول صلى الله علیه و آله ✅ @hosenih_maghtal