هدایت شده از دوبیتی و رباعی آیینی(حسینیه)
#امیرالمومنین_ع_ضربت_خوردن
ای خواب به چشمی که نمیخفت بیا
ای خنده به غنچهای که نشکفت بیا
دیوار و درِ کوفه زبان شد که مرو
اما چه کنم فاطمه میگفت بیا
✍ #علی_انسانی
↳ @hosseinieh_net
↳ @dobeity_robaey
هدایت شده از دوبیتی و رباعی آیینی(حسینیه)
#شب_قدر
حقیقتِ شب قَـدْر است حضـرت زهـرا
برای درک شب قَـدْر، مادرم کافیست
✍ #مصطفی_محمدی
↳ @dobeity_robaey
هدایت شده از دوبیتی و رباعی آیینی(حسینیه)
#شب_قدر
قرآن و عترتاند، نجاتِ دَمِ لَحَد
قرآن به سر بگیر و بگو: یاعلی مدد
✍ #مهران_قربانی
↳ @dobeity_robaey
هدایت شده از دوبیتی و رباعی آیینی(حسینیه)
#مناجات_با_خدا_در_شب_قدر
ای کاش که نوری به نهادم برسد
زاد سفری بهر معادم برسد
با این همه کولهبار عصیان، شب قدر
من آمدهام خدا به دادم برسد
✍ #سیدهاشم_وفایی
↳ @hosseinieh_net
↳ @dobeity_robaey
#امیرالمومنین_ع_شهادت
#شب_قدر
صحرا شده سوگوار، ماتم دارد
باران شده بی قرار، ماتم دارد
نوروز، عزادار شب قدر شدهست
از داغ علی، بهار ماتم دارد
✍ #محسن_ناصحی
↳ @hosseinieh_net
↳ @dobeity_robaey
#اخلاقی_و_اندرز
دلا معاویگی تا کی؟ دو روز مثل علی باشیم
در این زمانهی بیآغاز، چه میشود ازلی باشیم؟
بیار غیرت مالک را، ببین نزول ملائک را
بیا "الستُ بِرَبِّک" را، جواب "قالَ بلی" باشیم
دوباره کعبهی جانت را، امیر بتشکنی باید
به جای "حبّ علی" تاکی، پر از بت "هُبَلی" باشیم؟
بسوز "طلحهی عصیان " را ، بزن رگِ "جملِ نان" را
در این جنون خفی تا چند، اسیر شرک جلی باشیم؟
در ازدحام خیابانها و عصر قحطی انسانها
کمی شبیه علی باشیم. کمی شبیه علی باشیم
✍ #محمد_مرادی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امیرالمومنین_ع_غربت
#امیرالمومنین_ع_ضربت_خوردن
گاهِ جنگ است، به مرکب همه زین بگذارید
آب در دست اگر هست، زمین بگذارید
وقت تنگ است و حرام است تعلّل کردن
صحبت از مزرعه و گلّه و آغل کردن
وقت آن است که در سینه نفس تند شود
تیغ، آن تیغ که صیقل نخورَد کند شود
تا کمین بر در و دروازه نکردهست هنوز،
تا معاویه نفس تازه نکردهست هنوز،
نوبتی کوفته بر طبل سحر، برخیزید
پایتان خواب نرفتهست اگر، برخیزید
هر که جا ماند در آماج بلا میماند
با کلاهی که پس معرکه جا میماند
گفت مولا که چنین است و چنان با آن ایل
ایل صد رنگتر از ایل بنیاسرائیل
این یکی گفت: مطیعیم، ولی دربندیم
بگذر از ما که گرفتار زن و فرزندیم
خانه بی مَرد، پر از خوف حرامی باشد
این چراغیست که بر خانه روا میباشد
ما چه داریم به جز پای فلج؟ میترسیم
فصل سرما شده، از عُسر و حرج میترسیم
رعد و برق است که با عطسۀ ابر آمده است
هان علی! دست نگهدار که صبر آمده است
آن یکی گفت: علیلیم! خودت میبینی
بدتر از ابنسَبیلیم! خودت میبینی
ما مگر مثل تو دنیای مرفّه داریم؟!
زیر کشت است زمین، عذر موجّه داریم
آن یکی گفت: ملولیم! کمی حوصله کن
گوشمان پر شده از موعظه! کمتر گله کن
خالی از معرفت و مردی و رندی بوده
کوفه تا بوده پر از «اَشعثِ کِندی» بوده
کوفه شهری که پر از وسوسۀ خنّاس است
دستپروردۀ سعد بن ابیوقّاص است
این جماعت همه اشباح رجالاند همه
گاهِ پیکار ملولاند و ملالاند همه
میرود قصّۀ ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصّه ورق میخورد آرام آرام...
::
سهلتر سادهتر از قافیهای باختیاش
ننگ بادا به تو ای دهر! که نشناختیاش
چه برایش به جز اندوه و ملال آوردی
جان او را به لبش شصت و سه سال آوردی
باغ میساخت و در سایهٔ آن باغ نبود
یک نفس قافلهاش در پی اُتراق نبود
درد باید که بفهمیم چه گفتهست علی
که شبی با شکم سیر نخفتهست علی
از سر سفرهٔ اسلام چه برداشت امیر
نان دندانشکنی را که نمیخورد فقیر
::
آه، از آن شبِ آخر که علی غمگین بود
سفرهٔ دخترش از شیر و نمک رنگین بود
شب آخر که فلک، باد، زمین، دریا، ماه
میشنیدند فقط از علی "إنّا لله"
باد برخاست و از دوش عبایش افتاد
مهربان شد در و دیوار، به پایش افتاد
مرو از خانه، به فریاد جهان گوش مکن
فقط امشب، فقط امشب به اذان گوش مکن
شب آخر، شب آخر، شب بیخوابیها
سینهزن در پی او دستهٔ مرغابیها
از قدمهای علی، ارض و سما جا میماند
قدم از شوق چنان زد که عصا جا میماند
با توأم ای شب شیون شده! بیهوده مکوش!
او سراپا همه رفتن شده، بیهوده مکوش!
بیشک این لحظه کم از لحظهٔ پیکارش نیست
دست و پاگیر مشو! کوه جلودارش نیست
زودتر میرسد از واقعه حتی مولا
تا که بیدار کند قاتل خود را مولا
تا به کی ای شب تاریک زمین! در خوابی؟!
صبح برخاسته، بیدار شو ای اَعرابی!
عرش، محراب شد از "فُزتُ و ربّ الکعبه"
کعبه بیتاب شد از "فُزتُ و ربّ الکعبه"
آه از مردم بیدرد، امان از دنیا
نعمتِ داشتنت را بِسِتان از دنیا
میرود قصهٔ ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق میخورَد آرام آرام
✍ #سیدحمیدرضا_برقعی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امیرالمومنین_ع_مدح_و_مناجات
مُلقّبی تو اگر چه به بوتراب، علی
بلندمرتبهای! مثل آفتاب، علی
تو باشتاب علیجان نمیروی به بهشت
بهشت سوی شما میکند شتاب، علی
بهشتِ بی ولیالله را نمیخواهم
بهشت بی تو مرا چیست جز عذاب؟ علی
هنوز خطبهٔ بینقطهٔ تو حیرت ماست
هدایتی تو و لارَیب فی کتاب، علی
غم بزرگ تو از شقشقیهات پیداست
جدال توست چه احسن! چه مستطاب! علی
نه چاه میرود از خاطر ولاییِ ما
نه هم ز خاطر ما گردن و طناب، علی
که کوفه نقطهٔ آغاز کربلای شماست
محاسن تو اگر شد به خون خضاب، علی..
✍ #مریم_بسحاق
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امیرالمومنین_ع_بستر_شهادت
حیدر به بستر خود، حالی غریب دارد
دختر کنار بابا، «امن یُجیب» دارد
خون، کرده ارغوانی، گلچهرۀ علی را
زینب نگاه بر این، «شیب الخضیب» دارد
اشک حسن چکیده، از چشم خونفشانش
حسین در دل خود، غمی عجیب دارد
آوای واعلیا، پُر کرده آسمان را
هر کودک یتیمی، در دل لهیب دارد
پیداست که دوایی، غیر از شهادتش نیست
وقتی نگاهِ حسرت، بر او طبیب دارد
گرفته محسنش را، بر روی دستْ زهرا
حبیبه شوق وصلِ، روی حبیب دارد
دنیا نداشت پاسِ، این رحمت خدا را
بعد از علی جهانی، "حسرت" نصیب دارد
از غربت علی و، از دعوت حسینش
پیداست کوفه نسلی، مردمفریب دارد
ای کاش بر «وفایی»، گویند عندلیباش
گرچه به باغ وصفش، بس عندلیب دارد
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امیرالمومنین_ع_ضربت_خوردن
#امیرالمومنین_ع_بستر_شهادت
امشب از محراب خون، شوق سفر دارد علی
خلوتی خوش با خدا، شب تا سحر دارد علی
با خدا نجوای او «فُزْتُ و رَبِّ الکعبه» است
در شب قدری که فرصت تا سحر دارد علی...
نخلهای کوفه را یک عمر در ماتم نشاند
داغهایی کز مدینه بر جگر دارد علی
بازتاب خاطرات آشیانی سوختهست
گوشۀ چشمی که بر دیوار و در دارد علی...
لالهزار سینۀ او چون نسوزد از فراق
وقتی از داغ دل زهرا خبر دارد علی...
بینوایان عرب، صد کاسه شیر آوردهاند
تا به دست مرحمت یک جرعه بردارد علی
::
با نگاهی مینوازد عاشقان خسته را
با کدامین اهل دل امشب نظر دارد علی
✍ #محمدجواد_غفورزاده
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امیرالمومنین_ع_غربت
دلی برای سپردن به آن دیار نداشت
برای لحظۀ رفتن دلش قرار نداشت
امیر هیچ بهجز زخم بیشمار نخورد
امیر هیچ بهجز درد بیشمار نداشت
شبانههای علی مثل روز روشن بود
اگر که پنجرهها پردۀ غبار نداشت
نه در خیال خلافت که پیش چشمش این
به قدر وصلۀ یک کفش اعتبار نداشت
و کینهها همه یک تیغ شد فرود آمد
که چیز دیگری از کوفه انتظار نداشت
✍ #محمدحسین_ملکیان
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
هدایت شده از دوبیتی و رباعی آیینی(حسینیه)
🏴همه در روز شهادت #امیرالمومنین عزاداریم
ای عید! بدان جهان گرفتار علیست
این کهنه و نو شدن فقط کار علیست
از سرخی چشم غنچهها فهمیدم
امسال بهار هم عزادار علیست
✍ #عباس_شاهزیدی
↳ @hosseinieh_net
↳ @dobeity_robaey