eitaa logo
حوض خون ؛روایتی اصیل از نقش آفرینی بانوان ایثارگر درپشتیبانی جبهه های نبرد ۸ سال دفاع مقدس
139 دنبال‌کننده
549 عکس
199 ویدیو
11 فایل
⭕ حوض خون : @houzekhoon ⭕ روایتی اصیل از رخت‌شویی بانوان مبارز و ایثارگر در سال‌های دفاع مقدس و پشتیبانی جبهه ⭕ با حضور بانوی ایثارگر صغری بستاک ( از راویان اثر ) 🆔️ 🆔️ @Bostak1337
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از سرباز ولایت
💬 | با لباس خونی شهدا راز و نیاز میکردیم... 👈🏻 هشت روایت از پشتیبانی پرستاران و کادر درمان از رزمندگان اسلام 🌸 رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اخیر، یکی از دلایل عظمت دفاع مقدس را پشتیبانی عموم ملت و حضور لایه‌های گوناگون اجتماعی در آن دانستند و گفتند: «در دفاع مقدس در بخشهای گوناگون پشتیبانی، خانواده‌ها، زنان خانه‌دار و دیگران هم بودند؛ در قسمت پشتیبانی از رزمندگان، شست‌وشوی لباسهای خونی رزمندگان ــ حوض خون که کتابش نوشته شد... و از این قبیل، اصلاً همه‌ی ملّت درگیر بودند. نمیگویم همه‌ی آحاد ملّت بودند امّا در سطح عموم مردم و لایه‌های گوناگون اجتماعی این حرکت حضور داشت؛ مخصوص یک جمعی نبود که از پادگانها راه بیفتند بروند بجنگند و برگردند. عظمت یک حادثه را از این ناحیه خوب میشود فهمید». 🌹 به همین مناسبت بخش ریحانه‌ رسانه‌ی KHAMENEI.IR برای روایت دقیقتر از حضور لایه‌های گوناگون جامعه در دفاع مقدس برای نسل امروز، به سراغ یکی از پرستاران باسابقه رفته که در دوران دفاع مقدس و ماجرای فداکارانه‌ی شست‌وشوی لباس‌های رزمندگان در پشت جبهه حضور داشته است. 🔎 ادامه را بخوانید: khl.ink/f/53951
هدایت شده از آرشیو تولید محتوای حوض خون
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 نماهنگ | حوض خون ❤️ روایت رهبر انقلاب از خدماتی که بانوان در قسمت پشتیبانی از رزمندگان، شست‌وشوی لباسهای خونی رزمندگان در دوران دفاع مقدس انجام میدادند ❤️ @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از آرشیو تولید محتوای حوض خون
روایت گری رزمنده دفاع مقدس به مناسبت هفته دفاع‌مقدس در باغکمیش شهرستان پردیس مدرسه شهید بزرگوار حسین شکاری
هدایت شده از آرشیو تولید محتوای حوض خون
📚 «حوض خون» اثر فاطمه سادات میرعالی کتاب حوض خون شامل خاطرات و روایت‌های ۶۴نفر از بانوان اندیمشکی درباره فعالیت‌شان در بخش رخت‌شویی البسه رزمندگان دفاع مقدس است که فاطمه‌سادات میرعالی، زهرا بختور، سمانه نیکدل، سمیه تتر، نسرین تتر، مهناز الفتی‌پور، آمنه لهراسبی و نرگس میردورقی تحقیق و گردآوری آن‌ها را بر عهده داشته‌اند. در بخشی از کتاب آمده است: "شوهرم چند ماه یک بار از جبهه می‌اومد خونه، بیچاره مرا با دست‌های زبر و زخم شده می‌دید. تازه بوی وایتکس هم می‌دادم. خدا رحم کرد طلاقم نداد! اول مصاحبه‌ها درد و زجرشان توی ذهنم پررنگ بود، اما انتهای مصاحبه وقتی متوجه می‌شدم هنوز حاضر هستند پای انقلاب جان بدهند، وقتی تلاش می‌کردند راهی برای شستن لباس‌های رزمندگان جبهۀ مقاومت پیدا کنند و بعضی از آنها از من می‌پرسیدند »راهی سراغ نداری بریم سوریه لباس رزمنده‌ها رو بشوریم؟«، معادلات ذهنم دربارۀ اینکه افرادی زجرکشیده هستند به هم می‌خورد. خانم‌های رختشویی با وجود همۀ سختی‌ها و دردهایی که دیده‌اند و از نزدیک تکه‌های بدن شهدا را لمس کرده‌اند، روح زینبی دارند و با بیان تمام تلخی‌ها، از شستن لباس رزمنده‌ها به زیبایی یاد می‌کنند. ا گر غیر از این بود، اکنون با وجود ناتوانی، باز پای ثابت فعالیت‌های انقلاب نبودند. یادم هست برای هشتمین جشنوارۀ عمار در اندیمشک، همین خانم‌ها پای کار آمدند و روز افتتاحیه، خودجوش برای افراد شرکت کننده آش درست کردند.😊 پای دیگ‌های آش صلوات می‌فرستادند و شعار می‌دادند و این حس وحال، تجلی روزهای رختشویی بود."
هدایت شده از آرشیو تولید محتوای حوض خون
📚 «نعمت جان» نویسنده سمانه نیکدل کتاب نعمت جان از سمانه نیکدل، خاطرات صغری بُستاک، امدادگر بیمارستان شهید کلانتری اندیمشک، پرستار و امدادگر دفاع مقدس، است. صغری بستاک در کتاب نعمت جان از روزهای زندگی‌اش صحبت می‌کند و خاطراتی سخن می‌گوید که در زمان امدادگری در بیمارستان شهید کلانتری اندیمشک، شاهدشان بوده است. بخشی از متن کتاب نعمت جان دست تنها بودم. همه پرستار‌ها سرشان شلوغ بود و کسی نبود کمکم کند. تا آن موقع چنین کاری نکرده بودم. خیلی می‌ترسیدم. زیرلب صلوات می‌فرستادم تا آرام شوم. به امام زمان(عج) توسل کردم. گازاستریل و قیچی و باند و پنس و بتادین و چند تا وسیله دیگر را برداشتم. تلفن زنگ خورد. آقای عسکری از تبلیغات پشت خط بود. پرسید: «توی بخش کمک می‌خواید؟» گفتم: «خدا خیرت بده. زود بلند شو بیا.» رفتم بالای سر مجروح. بهش گفتم: «مجبوریم همین جا ترکش رو دربیاریم. نمی‌تونم بیهوشت کنم. تحمل درد رو داری؟» چشم‌هایش بی‌رمق بود. نگاهی انداخت بهم و گفت: «آره... فقط درش بیارید... سینه‌ام داره می‌سوزه.»