💠 نقد عالمانه استاد خسروپناه بر «پایتخت 6»
به نام حکیم مطلق و خالق هنر و زیبایی
دوستانی از بنده خواستند تحلیلی از پایتخت۶ داشته باشم و اینک بعد از مشاهده قسمت ۱۵، ضمن تشکر از دستاندرکاران این سریال و تبریک سال نو و اعیاد رجبیه و شعبانیه به نقدی کلیدی اشاره میکنم.
البته کارشناسان نقدهای واردی بر آن گرفتند؛ از جمله: اختلاط نامحرم، ترویج بیحدرقص و موسیقی، تعابیر بیادبانه مخصوصاُ نسبت به والدین و بزرگترها، بیاحترامی به نماز و حج و غیره ولکن نقد ریشهایتر این سریال به نظر بنده، رویکرد ایرانگریزی و ایران تضعیفی است که متاسفانه از دوره قاجار توسط مستشرقین و بعد روشنفکر نمایان داخلی دنبال میشود و کتابها در باب ناتوانی و مجمعالرذایل بودن ایرانیان نوشته میشود.
این سریال با نشان دادن ایرانیانی که یا قاچاقچی(ارسطو) هستند یا روانی(بهبود) یا مسئول ناتوان و بیعرضه و منفعل(نماینده مجلس) یا دارای کمبود شخصیت(بهتاش) یا نوجوانان غرق در اینستاگرام و فضای مجازی(دختران دوقلو) یا مدعیان پرادعای هیچکاره و فرصتطلب(نقی) یا مروج آرایشگری و رفتارهای نامناسب(رحمت و فهیمه) یا عقل کلی که در مواردی احساسی داوری میکند(هما) که برای بیننده مخصوصاً بیننده خارجی تصویر بسیار منفی علیه ایران میسازد.
سوال این است که چرا عدهای از نویسندگان و هنرمندان با هم تلاش میکنند تا ایرانی را با موفقیتها، مقاومتها و فرهنگ و تمدن بزرگ به ایرانی بیعرضه، ناکارآمد و احساسی و فاقد فرهنگ و تمدن معرفی کنند.
انتظار این بود لااقل واقعیتهای ایران اعم از ضعفها و قوتها به نمایش گذاشته شود تا ناامیدی در مخاطب تحقق نیابد.
نکته قابل تامل اینکه چرا پایتخت۶ بعد از پایتخت۵(مقابله با داعش) ساخته میشود؟ آیا نباید مدیران صدا و سیما در باب جریانشناسی سریالهای ایرانی دقت بیشتری نمایند.
عبدالحسین خسروپناه دزفولی حوزه علمیه قم ۱۶ فروردین ۹۹
@shahid _andarzgoo
🛑 در نقد «نقد پایتخت»
✍️احمد اولیایی
به عنوان یک شاگرد، نکاتی در مورد نقد حجت الاسلام خسروپناه به سریال پایتخت، بنظرم رسید؛ همانطور که ایشان نقدهای دیگر کارشناسان مانند اختلاط نامحرم و ... را صرفا نقل قول کرده اند، بنده نکته ای در این موارد ندارم و واضح است که با بعضی از آن ها نیز مخالفم.
اما پیرامون نقد ایشان تحت عنوان «ایران گریزی و ایران تضعیفی»؛
1. اساسا نقد و بررسی یک سریال یا تولید رسانه ای، بررسی یک مطلب عمیق علمی و فلسفی نیست که شاذگویی، ابداع و نوآوری در اظهار نظر، قابل ستایش باشد. در نقد یک فیلم یا سریال، باید آنچیزی را نقد کرد که نزد مخاطب ملموس باشد و حداقل تعدادی از مخاطبین برداشت کرده باشند. اگر آنچه شما برداشت کرده اید، پیام آن سریال یا بخشی از پیام آن بوده، حداقل باید به برخی مخاطبان نیز منتقل می شده است. بددهنی، دروغ، پرخاشگری، ضعف خط اصلی داستان و ... نقدهایی ست که عمده مخاطبین لمس کرده اند اما حقیقتا کدام مخاطب، از این سریال برداشت ایران گریزی کرده است؟!!!
2. از طرف دیگر، سریالی که پنج سال پخش شده و اتفاقات قسمت های قبلی در قسمت های بعدی هم امتداد داشته است، نباید تک قسمتی بررسی شود. شخصیت های داستان شخصیت های پانزده شبه نیستند، بکله شخصیت هایی شش ساله هستند. لذا نقی هیچ کاره، همان نقی ست که با داعش مبارزه کرد. پس شخصیت های چنین سریالی باید امتدادی ارزیابی شوند.
3. با توجه به شماره 2، ارسطو یک ایرانی خانواده دوست است که در عین اجباربه همکاری با قاچاقچیان، در نهایت نقی و نمیانده خوشنام مجلس را از قاچاق ناخواسته نجات می دهد. بهبود یک ایرانی وطن دوست و حافظ محیط زیست است که بیماری اخیرش بخاطر اسارت در سومالی بوده، زمانی که برای مأموریت و انجام وظیفه رفته بوده است. نقی یک ایرانی خانواده دوست دیگری است که علاوه بر حساس بودن به تربیت فرزندان، پرچم ایران را در مسابقات کشتی بالا می برد. بهتاش یک جوان پرشور و با استعداد ایرانی است که بدون امکانات و پول، توانست با تلاش خود را به عنوان یک لژیونر ورزشی معرفی و نام ایران را سربلند کند. فهیمه یک زن ایرانی وفادار است که پس از فوت شوهر، دو فرزند خود را با سختی بزرگ می کند و همچنان وفادار می ماند. دختران دوقلوی نقی دو دختر ایرانی هستند که هرچند خواسته های عرفی نوجوانانه دارند اما همیشه مطیع والدین خویش هستند. هما نیز به بهترین نحو یک زن ایرانی خانواده دوست، عاقل اما همچنان دارای احساسات زنانه و مدیر را نشان می دهد.
لازم به ذکر است این نکات نه به معنای تأیید کامل سریال پایتخت و نه به معنای غلط بودن نقد استاد خسروپناه است. بلکه صرفا اظهار دغدغه ذهنی یک طلبه شاگرد در مقابل دقت یک استاد بود تا این دغدغه، در معرض عموم، اصلاح شود.
#سریال_پایتخت
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian
🔰 گذار از علوم پزشکی مدرن
🔘 بخش ۱
✍️ احمد رهدار
🔸اسلام امروز در مواجهه تمدنی با غرب، در دو ساحت دست برتر دارد؛ یکی مسأله خانواده است، نه فقط به این علت که در چند قرن اخیر سیاستهای مربوط به خانواده در دنیای غرب غلط بوده، بلکه علاوه بر این، به این علت که محتوا و شکل مباحثی که اسلام در حوزه خانواده مطرح کرده، بسیار غنی و کارآمد است و دوم مسأله پزشکی است.
🔹عرصه پزشکی به دو علت، میتواند بستر مناسب همآوردی اسلام با دنیای غرب باشد.
1️⃣یکی به دلیل بنبستهای درونی پزشکی مدرن، که البته این بنبستها ضرورتاً از جنس بنبستهای علمی نیست،
بلکه اولاً به دلیل روزافزونی هزینههای آن است که هرچند شاید با خدماتش هم متناسب باشد ولی به هر حال، از منظر توده مردمی که باید هزینه درمان را پرداخت کنند، قابل توجیه نیست، همچنان که از منظر دولت که بخش قابل توجهی از هزینههای تولید در پزشکی را میپردازد، نیز توجیهپذیر نمیباشد.
ثانیاً به دلیل سبک درمان در پزشکی مدرن است که شبیه بحرانهایی مثل بحرانهای زیستمحیطی در مدرنیته ـ که هر راهحلی برای آن، غرب را از چاله به چاه میاندازد ـ میباشد؛ چرا که هر درمانی در این مکتب طبی، در نهایت منجر به آسیب به دیگر بخشهای بدن میشود. این مسأله را در گذشته، تنها خواص (اعم از پزشکان و …) میدانستند، اما اینک تبدیل به یک باور عمومی شده است.
2️⃣دوم به دلیل ظهور یک رقیب جدی و تا حدودی کارآمد به نام طب سنتی ـ اسلامی که برخلاف گذشته، خود را حداقل در حوزه بیماریهای خاص و حاد، با هزینههایی بسیار کمتر از هزینههای پزشکی مدرن در دسترس مردم قرار داده است.
🔘 بخش ۲
🔸در جهان امروز، ارزیابی پزشکی مدرن با یکی از دو دیدگاه ذیل صورت میگیرد:
1️⃣ دیدگاه نخست پزشکی را با رویکرد پدیدارشناسانه تحلیل کرده و آن را صرفاً از حیث نتایجی که مستقیماً بر خودش مبتنی است ارزیابی مینماید نه از حیث ربطهایی که به دیگر اجزای عالم کنونی دارد.
2️⃣دیدگاه دوم ـکه مورد پذیرش ما نیز میباشد ـ بر این باور است که علم پزشکی را باید در درون یک بسته به نام مدرنیته و خود مدرنیته را به صورت یک نظامواره تحلیل کرد. بر این اساس، پزشکی مدرن از فلسفه مدرن، از ریاضیات مدرن، از تکنولوژی مدرن، از اقتصاد مدرن و از سیاست مدرن جدا نخواهد بود و لذا با این درک که پزشکی مدرن درون یک اُرگانیسم عمل میکند، نقدهایی که به کلیت عالم مدرن وارد است، به اجزای آن نیز تسرّی پیدا میکند. به عبارت دیگر؛ هرچند بسیاری از اشکالاتی که متوجه پزشکی مدرن است، ارتباط مستقیمی به آن ندارد، اما نمیتوان آن را کاملاً از این نتایج دور انگاشت.
🔹از سوی دیگر، اگر به لحاظ روشی علم پزشکی را تحلیل کرد، باید آن را در حوزه انسانشناختی فلسفی نیز بررسی نمود؛ زیرا موضوع پزشکی، انسان است، هر تعریفی از انسان در انسانشناسی غربی، امتداد آن در حوزه بدن که مربوط به پزشکی هست نیز سرایت میکند. به عنوان مثال؛ اگر «ماکیاولی» انسان مفید را به انسانی که مثل روباه، جوهر مکرش فعال شده است تعریف میکند، اگر «توماس هابز» انسانها را گرگ یکدیگر تعریف میکند، اگر «لامارک» و «داروین» انسانها را در ادامه تطور میمون تلقی میکنند، اگر «نیچه» در جمعبندی خود از انسانی که میتواند روباه، گرگ و میمون باشد، آن را ابرحیوان تعریف میکند و…، نتیجه عملی همه این دیدگاهها، در روشهای درمانی انسان این میشود که انسان به جسم تقلیل یابد و جسم او نیز با جسم حیوان مشابهتانگاری شود. از همین روست که بسیاری از داروها و درمانهای اکتشافی پزشکی مدرن، بدون هیچ مانع جدی انسانشناسانه ابتدا روی سگ، گربه و دیگر حیوانات تست و در صورت پاسخ مثبت، به بدن انسان نیز تزریق میشود.
@philosophyofsocialscience
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian
🔰 به بهانهٔ پایان پایتخت 6 (بخش 1)؛
ماهی از سر گَنده گردد، نی ز پایتخت!
✍️ مجید پاکنیت
🔍 پایتخت 6 مانند بسیاری از برنامههای تلویزیونی معایب و محاسن ریز و درشتی داشت که به قدر کافی در رسانهها مطرح شد. به عقیدۀ نگارنده، تنابنده یا عباسی معمولیتر از آنند که بیش از این به اشتباهاتشان ضریب رسانهای بدهیم؛ از قدیم گفتهاند «بچه را که بزنی خودت را کوچک کردهای».
⛔️ متاسفانه برخی دلسوزان از ابتدا با سلاح تحریم با پایتخت 6 جنگیدند. یک لحظه تصور کنیم، وقتی که کلیدواژۀ «تحریم» پای ثابت ادبیات سیاسی دشمن است و ملت سایۀ این واژه را با تیر میزند، #تحریم_پایتخت چه ذهنیت تهوعآمیزی از ما در ذهن مخاطب ایجاد میکند!
❓ اصلاً آیا مشکل رسانۀ ملی فقط سریال پایتخت است؟
📌 حکایت فیلمفارسی پایانی پایتخت 6، داستان «لباس جدید پادشاه» است که بر قامت رسانۀ ملی زار میزند و سالهاست تصمیمگیران این سازمان داد دلسوزان را نمیشنوند و گاهی نمیخواهند بشنوند.
🔸 اما مهمتر از نقد بیش از حد یک سریال پرمخاطب، انتقادهای گام دومی ما به مجموعه رسانهای و سیاستگذاریهای مدیران رسانهای است؛ «ماهی از سر گَنده گردد، نی ز دُم». باید از مدیران رسانۀ ملی بپرسیم «محصولات شما چقدر با توصیههای هفتگانۀ بیانۀ گام دوم همخوانی دارند؟».
◀️ حقیقتاً باید بر احوال این روزهای رسانۀ ملی گریست، زیرا دست کم در مورد سریالهای نوروزی باید گفت رسانۀ ملی در این آزمون با «تکماده» هم قبول نمیشود! از میان توصیههای هفتگانۀ رهبر انقلاب، «سبک زندگی اسلامی- ایرانی» مهمترین و ضروریترین موضوعی است که این سریالها وظیفۀ ترویج آن را دارند، اما شوربختانه، نه تنها بر سبک زندگی، بلکه بر «معنویت و اخلاق» هم تاختهاند.
این یعنی رسانۀ ملی در حوزۀ مهم و پرمخاطب فیلم و سریال، تقریباً هیچ دستاوردی که منطبق بر نقشۀ راه (بیانیه گام دوم) باشد، کسب نکرده.
🔸 بدون شک این وضعیت محصول دیکتاتوری دولت محترم نیز هست. در جایی که دولت محترم! به خاطر پخش «جهان آرا»، «گاندو» و ... دندان صداوسیما و کارکنان و طرفدارانش را میکِشد و مدیران سنگر تبلیغاتی جمهوری اسلامی را با تحریم مالی به غلط کردم میاندازد، «کامیون» رسانۀ ملی جز با «دوپینگ» به «پایتخت» نمیرسد!
◀️ بماند که از دید برخی مدیران بیفرهنگ فرنگی، اما تأثیرگذار، رسانه فقط برای سرگرمی است، «هنر ارزشی و غیرارزشی نداریم»، «هنر ذاتاً خوب است» و «مردم خوشان سِره را از ناسره تشخیص میدهند». در چنین شرایطی برای چهرههای عافیتطلب رسانۀ ملی چه بهتر که برنامهسازان تلوزیونی خودشان با جذب اسپانسر باری از دوش سازمان بردارند!
📺 این میشود که برای آدم فرقی نمیکند در قاب جعبۀ جادو آب بازی دستهجمعی پنگوئنها را ببیند یا رقص دستهجمعی لمپنها را! حیات وحش ببیند یا پلنگ «معمولی» را، یا بال زدن پروانۀ تاتو شدۀ کمر «ارسطو» را؛ هدف، فقط سرگرمی است!
@majid_pakniyat
#سریال_پایتخت
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian
⬛️ استاد رضا بابایی دار فانی را وداع گفت
کانال نویسندگان حوزوی، این مصیبت را به جامعه ادبی، شاگردان و خاندان محترم آن مرحوم تسلیت عرض می کند.
از درگاه ایزد منان، مغفرت و رحمت واسعه را برای این استاد تلاشگر عرصه فرهنگ و ادب خواهانیم.
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian
🔶 درباره رضا بابایی
✍ محمدمهدی سپهر
پایه ششم طلبگی که بودیم یکی از کتب جنبی ما کتاب بهتر بنویسیم بود. اخر سال باید امتحان می دادیم. کتابش را به سختی پیدا کردم و امتحانش را به اصطلاح پاس کردیم. سالها گذشت تا دست تقدیر در سال 1389 یک دوره نویسندگی در قم همراه با عده ای از دوستان شرکت کردیم. کلاس ها نیز مصادف با ماه رمضان شده بود .دو واحد هم ادبیات در برنامه ها گذاشته بودند. هنوز دنبال استاد بودند و کسی حاضر نمیشد در ماه مبارک رمضان تدریس کند! تا اینکه مسئول آموزش عنوان کرد که اقای بابایی قبول کرده اند یادمان افتاد کتاب ایشان را قبلا پاس کرده ایم پس الان کلی بلدیم!!.روز اول کلاس که امدند از چهره ایشان آرامش و متانت بر می آمد. خیلی بی حال بودند و خسته، به حدی که صدایش به ته کلاس نمی رسید. برایش میکروفن و بلندگو آوردند برای یک کلاس 20 نفره! اولین جمله ای که گفت برای همیشه ماندگار شد. از نوشتن نهراسید؛ کاغذ سفید را جلوی هر کسی بگذارند وحشت آفرین است. دست بزرگان می لرزد چه برسد به شما ها !! تمرین کنید! بنویسید! و لو چرت و پرت! همه خندیدیم! داستان خودش را تعریف کرد و گفت: نمی خواهم اسم از کسی بیاورم بسیاری از علماء معروف و بزرگان حوزه سراغ من میفرستند برای ویراستاری کتابهایشان چرا؟ چون هم طلبه ام و به دروس حوزوی آگاه و هم سالهاست با حوزه ادبیات فارسی آشنا و کار ویراستاری؛ آیا قبلا چنین بوده ام؟ خیر تمرین کردم، زحمت کشیدم تا شدم این. گفت می دانید من چطوری شده ام رضا بابایی؟ کلاس به سکوت رفته بود. گفت: در حوزه که بودم #نذر کردم شبها قبل از خواب بنویسم. هر چه به ذهنم که آمد بنویسم. چند شب اول تا مرز گریه پیش رفتم. وحشت کاغذ سفید و نوشتن. چه بنویسم؟ از کجا؟ از کی؟ از چی؟ به هر سختی که بود شروع کردم و خداوند نیز لطف فرمودند. شروع کردم به نوشتن خاطراتی که همان روز در حوزه رخ داده. از قیل و قال های داخل حجره تا سر درس و بحث و مدیریت حوزه. یک توصیه هم کردند. در نوشتن هایتان خدا را نیز در نظر بگیرید. دستم را بالا گرفتم و گفتم شما خودتان رعایت کرده اید؟ سکوت کرد، همراه با لبخندی سرد!. کلاس ها تمام شد و امتحان مجدد را نیز پاس کردیم. در فضای مجازی ان وقت که هنوز تلگرام واتساپ نبود و برند آن موقع فیس بوک بود چند باری با هم کل کل کردیم حسابی! سر موضوعات سیاسی و متن هایی که منتشر میکند. اگرچه متن هایش نیش دار بود. اما بی نقد هم باقی نمی ماند.خدایش رحمت کند.
#نویسندگان_حوزوی
https://eitaa.com/joinchat/3834314754C58903f67c6
📢 فرصتی برای نشر دیدگاه نخبگان حوزه
◼️ خبر درگذشت استادِ ادیب، رضا بابایی را شنیدیم.
هر چند بخش مهمی از حوزه علمیه در تحلیل های سیاسی و دینی با این استاد فقید هم نظر نبوده اند؛ اما بی تردید می توان گفت غالب آنها هم از سواد و سودای نوشتنِ #رضا_بابایی برای خود توش و توان ادبی اندوخته اند... پس مدیونیم!
امیدوارم سپاسگزار «هر آن کس که به ما آموخت» باشیم.
همو که می گفت:
🌸 خوانندگی بسیار بسیار بهتر از نویسندگی است. بخوانید که فرصت نداریم. امروز من حسرتی ندارم جز کتابهایی که نخواندم.
🌸 ظلم را بشناسید در هر لباسی. ظلم فاخرترین لباسها را می پوشد آنچنان که دیده سحرشناس را نیز مسحور می کند.
🌸 صدای مردم بودن، بالاترین امتیاز و برتری است.
@pooyanevisi
#نویسندگان_حوزوی
🔹سبک زندگی کرونایی
✍محمدصادق ناطقی
انسان از دیرباز با تهدیدهای بیشمار طبیعی و غیرطبیعی دستوپنجه نرم میکرده است. سیل، زلزله، طوفان، آتشسوزی، رانش زمین، ریزش کوه، بیماریهای مسری و غیرمسری، آفتهای کشاورزی، جنگ، تصادفات جادهای، برقگرفتگی، خطرهای گوناگون صنعت و تکنولوژیهای مدرن و مانند اینها در طول تاریخ، همواره تهدیدی برای حیات بشر بوده است.
حقیقت این است که این تهدیدها هرگز پایان نیافته؛ بلکه این بشر بوده که زندگی خود را با تهدیدهای گوناگون وفق داده است، تا جایی که برای مقابله با این مشکلات روشهای مختلفی را آزموده، و علاوهبر سازگاری با برخی از تهدیدها، دست به خلاقیت و نوآوری نیز زده است. میتوان گفت که پیشرفتهای چشمگیر در صنایعی همچون سدسازی، خودروسازی، داروسازی، و نیز رونق گرفتن صنایع دانشبنیان و کشاورزی مدرن و صنعتی مدیون همین تهدیدهاست. همچنین وضع قوانین و فرهنگسازی در زمینههای مختلف همچون زندگی در مناطق حادثهخیز، مقابله با بلایای طبیعی، بهداشت فردی و اجتماعی، راهنمایی و رانندگی، و نیز آموزشهای فراوان برای استفادۀ بهتر از تکنولوژی، کموبیش نتیجۀ همین خطرها و مشکلات بوده است.
شاید حوادث طبیعی و غیرطبیعی، زندگی بشر را با مشکلاتی روبهرو کرده باشد، اما هیچ تهدیدی نتوانسته زندگی در کرۀ زمین را متوقف کند؛ بلکه تنها تغییراتی را در سبک زندگی انسانها بهوجود آورده است؛ چنانکه هرگاه مشکل یا تهدیدی جدید روی داده، تفکر خلّاق و پویای انسان موجب شده است که او برای بقا و ادامۀ حیات در این کرۀ خاکی، خود را بهسرعت با وضعیت تازه هماهنگ کند و بر مشکلات بهوجودآمده چیره شود.
بیماریهای مسری، در طول تاریخ میلیونها نفر از انسانها را به کام مرگ کشانده؛ اما آدمی با نبوغ خود بر همۀ آنها فائق آمده و هر بار وضعیت را به نفع خود و در جهت ادامۀ حیاتش بهسرعت تغییر داده است. درست است که بشر هنوز نتوانسته بیماریهای فراگیر را ریشهکن کند، اما توانسته است با تکیه بر دانش و توانایی خود بر آنها غلبه کند، تا زندگی در جوامع گوناگون همچنان جریان داشته باشد.
طبق نظر کارشناسان، کرونا نیز مثل آنفلوآنزا، سل و طاعون یک بیماری واگیردار است که تهدیدی برای حیات بشر بهشمار میآید؛ اما نکته اینجاست که نباید اجازه داد زندگی انسانها را مختل کند.
همه میپرسیم: کرونا کی نابود میشود؟
واقعیت این است که یک بیماری فراگیر شاید هیچگاه نابود نشود، و این ما هستیم که باید با رعایت بهداشت فردی و اجتماعی یا تولید واکسن، راههای پیشگیری را بیاموزیم، یا با تولید دارو ـ که دانشمندان ایرانی توفیقاتی دراینزمینه داشتهاند ـ به درمان خود بپردازیم.
*ما نمیتوانیم مدعی شویم که مثلاً از شنبه همهچیز به روال عادی خود برخواهد گشت؛ اما بهنظر میرسد که باید تلاش کنیم تا "سبک زندگی کرونایی" را هرچه زودتر بیاموزیم و با این موجود ناشناخته و ترسناک زندگی مسالمتآمیزی داشته باشیم.*
همگان باید بپذیرند که این مهمان ناخوانده قرار نیست به این زودی برود، و ما نیز بیشازاین نمیتوانیم بهبهانۀ مبارزه با کرونا صنعت، آموزش، تولید، اقتصاد و امور جاری کشور را معطل نگه داریم.
اگر تا به امروز برای مقابله با شیوع کرونا، تعطیلاتی را به کشورمان تحمیل کردهایم و کوشیدهایم که با شعار "در خانه بمانیم"، جلوی پیشرفت این بیماری را بگیریم ـ که البته کاری درست و بجا بود ـ دیگر کافی است و زینپس ادامۀ این روند، اصلاً منطقی بهنظر نمیرسد. ایجاد اختلالات فراوان در کشور، بهویژه در کسب و کار مردم، ممکن است در آینده به بحرانی بهمراتب بدتر از کرونا منجر شود.
اگر تاکنون بر قرنطینه تأکید میکردیم و توان دستگاههای مختلف دولتی و غیردولتی صرف مقابله با شیوع این بیماری میشد، باید از اکنون آموزش و فرهنگسازی زندگی در کنار کرونا را در اولویت قرار دهیم. بیشک مقدمۀ این کار بازگشایی مراکز آموزشی، مذهبی و فرهنگی است که میتوانند کمکی شایان و نقشی مؤثر در آموزش و فرهنگسازی جامعه داشته باشند.
ضروری بهنظر میرسد که در کنار رعایت نکات گوناگون بهداشتی و تلاش برای تولید واکسن و داروی قطعی این بیماری، باید روند طبیعی ادارۀ کشور را نیز از سر بگیریم.
#کرونا
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian
🔆 نقش باورهای دینی درشکست کرونا
✍علی رئیسی
🔻باغلبه نگاه های کارکردی وذائقه مصرف گرایی انسان معاصر،سوالی دراین روزهای کرونایی درفضای حقیقی ومجازی به چشم می آید که باورهای دینی چه نقشی در شکست بیماری هایی مانند کوید۱۹دارند؟ دین دراین زمینه چه خدمتی می تواند به بشریت ارائه دهد؟؟
🔻 مهمترین موانع شکست کرونا را می توان در دو عرصه انسانی وسخت افزاری این چنین برشمرد؛(عدم رعایت بهداشت فردی واجتماعی،نبود کادردرمانی یاعدم مراعات بیمار درمراکزدرمانی،ضعف روحی و روانی بیمار وکادردرمانی بجهت استرس ها واضطراب ها،احتکارملزومات بهداشتی ودرمانی به جهت روحیات سود گراوضداخلاق،نبودحس همبستگی اجتماعی،خودمحوری درعرصه های فردی واجتماعی) حال باید پرسید که باورهای دینی در نفی یا اثبات هرکدام ازمسائل فوق الذکر چگونه نقش ایفا می کنند؟
۱-دیانت می تواند با اصلاح فکروعقیده، این جهان رادرای آغازوانجام وآفریده یک موجود حکیم،عالم، وقادر معرفی نماید،باوربه چنین اعتقادی زمینه بهتری برای تحقیقات علمی رادرعرصه طبیعت وعلوم مرتبط با آن مانند علوم زیستی وپزشکی فراهم می آورد، نگاه غایتمند و قانونمند به جهان درمحقق امید بیشتری به کشف اسرارطبیعت وراهکارهای درمانی برای بیماری های سختی مانندکرونا فراهم می آورد.
۲-دربحران های طبیعی مانندزلزله،سیل،بیماری های واگیر،حب ذات ونگرانی، زمینه اختلال های روحی وروانی رافراهم می آورد،خصوصا که دراین صحنه ها انسان ها دچارمصیبت ،رنج و بی خانمانی می شوند، دین بامعنابخشی به زندگی،ودادن وعده های جبران درسرای پایدار وابدی،ازمصائب ورنج های بشر می کاهد و مقاومت روحی و روانی انسان رابالا می برد.
۳-غریزه خودخواهی ومنفعت طلبی، خصوصا درمواردی که ما در دست یابی به ملزومات ضروری زندگی بامحدودیت وکمبودهایی دچارمی شویم،اختلافات بین انسان ها وعدم مراعات همدیگر را به اوج می رساند،دین باتبیین حیات دنیوی ومقدمه خواندن آن برای زندگی اخروی ودعوت به گرایش های معنوی واخلاقی،انسجام وهمبستگی اجتماعی را فراهم می آورد.
۴-کنترل افرادجامعه بادوشیوه نظارت بیرونی(وضع قوانین جزایی وکیفری وحضورپلیس ودوربین ها) ودرونی(باورهای اعتقادی) انجام می گیرد، باورهای دینی ماننداعتقادبه خدا ومعاد، ضامن اجرایی ارزش ها وهنجارهای اجتماعی است ،علاوه براین،روش نظارت درونی کم هزینه تر ودردستیابی به هدف نقش موثرتری را ایفامی کند
۵-باورهای دینی،منشا انگیزه های عالی وهمت های والا جهت گذشتن ازمنافع شخصی وتوجه به منافع وهنجارهای اجتماعی مانند ایثار،انفاق وشهادت می گرد چنانکه امروزمظاهرآن رادررفتارهای پزشکان وپرستارها وضدعفونی وتهیه ماسک ازسوی نیروهای جهادی شاهدهستیم.
🔻بنابراین«دین یک معرفت ونهضت همه جانبه به سوی تکامل است که چهاربعد دارد:اصلاح فکروعقیده، پرورش اصول عالی اخلاق انسانی،حسن روابط اجتماعی،حذف هرگونه تبعیض های ناروا»
✳️ آنچه امروزاز ایثارگری ها،خطرکردن ها، ازسوی عده ای ازپزشکان وپرستاران ونیروهای جهادی شاهدیم، مظهری ازمظاهر باورهای درونی این افراداست ونمی توان آن را صرفابه مسائل مادی ودنیائی تفسیرکرد،درمقابل آنچه ازاحتکارها وبی رحمی ها وتبعیض ها نیزشاهد هستیم خصوصا درکشورهای که به بهانه پیشرفت وتوسعه، مظاهردینداری وباورهای اعتقادی راتضعیف کرده اند،نشان ازضعف باورها وهنجارهای دینی است، آری شکست کرونا ابتدا ازمسیرشکست موانع که درفوق به آنها اشاره شد می گذرد وشکست موانع فوق بااستفاده ازباورهای دینی زودتر تسهیل می شود.
پ ن: آنچه گذشت مجملی ازمباحث مفصل دراین باب است که دوستان می توانند برای آشنایی بیشتر به کتاب الهیات آیه الله سبحانی(زیدعزه) جلداول، وکلام جدید، نوشته عبدالحسین خسروپناه مراجعه کنند.
@Aliraeisi10
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian
#منتظران_را_به_سر_آمد_نفس
این روزها پیشنهاد می کنیم کتاب #ندبه_های_دلتنگی مرحوم رضا بابایی را بخوانید.
جنس انتظار و معنای مهدویت در واژه واژه هایش موج می زند.
👌پ ن: این کتاب توصیه می شود به کسانی که درباره امام زمان(عج) دنبال نثر ادبی و فاخر و تولید محتوای چند رسانه ای هستند.
#نیمه_شعبان
#کتابخوانی
#نویسندگان_حوزوی
https://eitaa.com/joinchat/3834314754C58903f67c6
♦️ #پایتخت ی که ۶ نبود❗️
✍ امیر احتشام
یکی دو قسمت از آغار پایتخت۶ بیشتر نگذشته بود که طبق معمول، نقد ها آغاز شد.
نقدهایی که بسته به عینک نقاد، گاهی سفید و گاهی سیاه نوشته می شد.
اما نظر کلی حقیر آن است که برای نقد کامل و صحیح، لازم است فیلم و سریال تا انتها دیده شده و سپس در بوته ی نقد و بررسی قرار داده شود.
#پایتخت۶ در حالی به پایان رسید که به واسطه ی ژانر کمدیک، کارگردانی و تصویربرداری خوب و با پشتوانه ۵ پایتخت قبلی توانست عمده ی مخاطبان را با خود همراه کند.
عمده مخاطبی که نقادانه سریال را تماشا نمی کند و صرفا به دنبال تجربه یک سرگرمی خانوادگی به دور از اخبار روزمره #کرونایی در تعطیلات نوروز بود.
اما طبق معمول مخاطب خاصی هم نیز وجود داشت که فیلم را به عنوان یک ابزار فرهنگ ساز می شناسد و با طنازی و سرگرمی صرف و حتی کنایه های سطحی سیاسی نیز قانع نمی شود.
او نگران نوجوانی است که با تمام توجه به صفحه جادویی خیره می شود.
او نگران جوانی است که خود را در آینه ی بهتاش جستجو می کند.
او به مردان و زنانی می اندیشد که هر کدام به یکی از شخصیت های فیلم گره می خورند و فیلم باید برای همه ی آن ها حرف داشته باشد.
و اینجاست که نقدها آغاز می شود.
ادامه دارد...
شماره های بعدی نقد پایتخت را اینجا بخوانید👇👇👇
@Amirehtesham
#پایتخت
@howzavian
📌 مربی دوران گذشته و بحران پیله ناامیدی
✍ علی ابراهیم پور
🔸 من در کلاس نویسندگی، متن مرحوم #رضا_بابایی را مشق نوشتن میکردم. شاگرد شاگردان او در نویسندگی محسوب میشوم. در کلاسها و گفتوگوهایم هم همیشه کتاب #بهتر_بنویسم او را معرفی و توصیه کردهام و میکنم. (هرچند با عموم اظهارعقیدههایی که ورای اصول نویسندگی در متن بروز میدهد، همدل نبوده و نیستم)
🔸 اما معتقدم متاسفانه او جزو آن مربیانی بود که -بهقول دیالوگ معروف آژانسشیشهای- "دورهاش گذشته". نه فقط بابایی، درباره رسول جعفریان هم همین نظر را دارم. این بزرگواران، دورانی را به تامل و مطالعه گذراندند ولی در نهایت چون نتوانستند خودشان راه به جایی پیدا کنند، یکسر از عقیده و آرمانشان گذشتند و فرمان چرخاندند و نسبت به کل مسیر ابتدا #ناامید و سپس #بدبین شدند. از آن زمان هم در پیله خود خزیدند و مشغول شدند به بازتولید مکرر این ناامیدی و بدبینی در یادداشتهای روزانه و هفتگی و واگویهی آن در قالب تطبیق بر نمونههای روزمره. نه مسئلهای را حل کردند، نه تقریر جدیدی از مسائل ارائه دادند و نه حتی پرسش قابلتوجهی بر پرسشهای پیشین افزودند.
🔶 تجربهی میدانی نشان میدهد این بحرانِ #پیله_ناامیدی برای تمامی افراد #اهل_علم_آرمان_خواه در اواسط عمر رخ میدهد. بحران کمرشکنی است که تصورش هم برایم واهمه ایجاد میکند. فعلا تنها امیدم، "إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي" است.
🔻پینوشت: خبر درگذشت استاد رضا بابایی را شنیدم. قلم استواری داشت؛ سرمشق، معیار و الگو بود. خواندن متن کتاب #بهتر_بنویسیم اش -جدای از محتوا- خودش سلوک بهتر نوشتن است؛ انشاءالله باقیاتالصالحاتی برایش باشد.
حیف که سرطان #بدبینی و #ناامیدی، روحش را آنقدر آزرد که جسمش تاب نیاورد...
روحش شاد.
🔖آخرین یادداشت او که تبلور تامی از روح ناامید اوست:👇
t.me/rezababaei43/1269
eitaa.com/aliebrahimpour_ir/722
@aliebrahimpour_ir
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian