eitaa logo
نویسندگان حوزوی
3.3هزار دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
533 ویدیو
186 فایل
✍️یک نویسنده، بی‌تردید نخبه است 🌤نوشتن، هوای تازه است و نویسندگی، نان شب. 🍃#مجله_ی_نویسندگان_حوزوی معبری برای نشر دیدگاه نخبگان و اندیشوران #حوزویانِ_کنشگرِ_رسانه_ای 👇 ارتباط @Jahaderevayat
مشاهده در ایتا
دانلود
📌سفر به آمریکا؛ ✴️ روش دموکراتیک در تولید علم ✍️ حبیب الله بابایی رابطه میان دانشجو و استاد، رابطه از بالا به پایین نبود. در تمامی کلاس­ها، دانشجویان با اعتماد به نفس بالایی اظهار نظر می‌کردند. اساتید نیز آن را خوب می‌شنیدند و تأمل می‌کردند. این رابطه در سمینارهای علمی نیز مشهود بود؛ مثلا اساتید و هیئت علمی موسسه "مطالعات پیشرفته در فرهنگ" (IASC)، در سمینارهای دانشجویان جوانی که درباره تز دکترای خود کار می­کردند، به صورت جدی مشارکت می­کردند. به نظرم همراهی اساتید بازنشسته با دانشجویان جوان، بیشتر برخاسته از نگرش به ماهیت علم بود که آن را قابل حصول از ناحیه جوان­ترها هم می­دانند. در این نگاه، اساتید تنها صاحبان علم نیستند، بلکه دانشجویان حق علمیِ در خوری بر گردن اساتید دارند و در تولید و تنقیح پروژه­ش‌های آنان نقش ایفا می­کنند. این حقیقت را از گروه­های ریدینگ اساتید که هریک در موضوعات مورد علاقه­‌شان با گروهی از دانشجویان به صورت هفتگی مباحثه می­کنند و همین طور از مقدمه­‌های بسیاری که مولفان و اساتید برکتاب­های خود نوشته­‌اند، به روشنی می‌توان دریافت. روحیه و وجدان علمی، نه فقط در سیستم آموزشی، بلکه در روابط دوستانه هم کاملا مراعات می­‌شد. این مسئله بارها برای نویسنده رخ داد که هرچند وی به صورت رسمی در کلاس­ها شرکت نمی‌کرد و اساتید و دانشجویان نیز مسئولیتی قانونی در همکاری با پروژه من نداشتند، ولی در قرارهای دوستانه به صورت جدی و همراه با آمادگی و حوصله حضور یافته به گفت و گو می­پرداختند. نمونه این رفتار را نویسنده در پروفسور لری بوشارد (Larry Buachard) (از اساتید برجسته و البته معلول (به لحاظ فیزیکی) در دپارتمان دین­‌شناسی دانشگاه ویرجینیا) مشاهده کرد که بیش از ده ساعت برای اصلاح اولین نوشته انگلیسی‌ من، که نوشته­‌ای ابتدایی هم بود، وقت صرف کرد و جنبه­‌های محتوایی و حتی نوشتاری را با دقت و تأمل تذکر دارد. در مجموع چنین روحیه علمی، مسئله نقد علمی را در محافل آکادمیک، بسیار آسان و بی‌حاشیه می‌ساخت. دانشجویان، اساتید را به آسانی نقد می­کنند، اساتید با هم به صورت مشترک کلاس (دو استاد در یک کلاس) برگزار می­‌کنند، و گاه در کلاس یکدیگر شرکت کرده و مباحثه می­کنند، بی­‌آنکه این مباحثات، حاشیه­‌های اخلاقی و اجتماعی داشته باشد. @HOWZAVIAN
🔷 دوره های ترم تابستان 🌀 طراحی چهره با مدادرنگی و رنگ روغن 🌀 خوشنویسی قلم نی و خط تحریری 🌀 عکاسی پرتره با موبایل و نورپردازی 🌀 مبانی خبرنگاری در فضای مجازی 🌀 چگونه یک متن خوب بنویسیم؟ 🌀طراحی پوستر با نرم افزار ایلستریتور 🌀فیلم نامه نویسی 🌀دوره نویسندگی رسانه ای با تمرکز بر یادداشت نویسی 🗓 مهلت ثبت نام: 15 تیرماه 1401 ثبت نام اینترنتی : lms.eshragh.ir ثبت نام حضوری 📍 ارائه گواهی پایان دوره ☎️ کسب اطلاعات بیشتر(ساعات اداری): 02531153190 🚦پاسخگوئی در ایتا: @khavari2020 🌐 مدرسه مجازی اشراق | @lmseshragh @HOWZAVIAN
🌸 به عشق مادرانه ✍️ زهرا سعادت از جنس زن که آفریده شوی، جلوه جمال و جلال خدا در تو نمایان میشود.... مظهر ناز و نیاز.... پا که میان هیاهوی دنیا بگذاری، عزیز دل پدر خواهی بود و نور چشم مادر.... کنار جنس مردانه برادر، دلسوز و همدلانه ..... پا را که فراتر گذاشتی و نیمه گمشده زندگی مردی شدی باید همه این نقش‌ها را در جهادی دلبرانه اجرا کنی..... اوج شکوه زنانگی_مادر_ جایگاه آفرینش خلیفه خدا روی زمین می‌شوی.... بار امانت خدا روی دوش، زیر قدمهای خسته اما استوارت _بهشت_..... یک زن می‌گویی اما غافل از اینکه.... قوی ترین موجود دنیا زنهایی هستند که خوب یاد گرفته اند گلیم زندگیشان را جوری از آب بیرون بکشند که" آب از آب تکان نخورد".... زن‌هایی که قدمهایشان جلوتر از مردان، دنیا را تصاحب می‌کند.... زن‌هایی که در جهادی دلبرانه، قله قلب مردان را فتح می‌کنند...، زن‌هایی که مادر شیر مردان تاریخ این سرزمین باستانی اند.... زن‌هایی که امیدان انقلاب مهدوی رابا یک دست در بغل گرفته و چرخ علم و صنعت کشور را با دستی دیگر می‌چرخانند.... زن‌هایی که اسوه صبر و استقامت در صدف عفاف و حجابند.... با این همه..... آنچنان که شایسته وجود والایشان باشد تکریم نمی‌شوند.... جهادشان، وظیفه همسری و عشق مادری‌شان، نقش جدید به حساب می‌آید.... زن‌ها قوی ترین اند؛ چون هیچگاه منتظر نمی‌مانند مردان خوشبختشان کنند. با خودشان عهد بسته اند به چشمانشان بیاموزند که فقط زیبائیهای زندگی ارزش دیدن دارد، بارها با وجودشان تکرار میکنند که هر آن ممکن است دیدار صبحی دیگر نباشد، پس محبتهای بی‌دریغشان را ذخیره نکنند. حتی اگر هیچ کس آنها را ندید و نشنید، عشق را نثارکنند تا جهان پابرجا بماند. به" عشق مادرانه" @HOWZAVIAN
🔴فتوای عدالتخواهانه! ✍️ محمد امین رضایی مساله مسکن امروز ابرچالش کشورماست که بخش زیادی از مردم با آن دست و پنجه نرم میکنند.بر اساس آمار حدود۴۰ درصد، ۳۲ میلیون مردم ایران مساجر هستند که در مناطق شهری ۴۳٪ و بعضا در شهرهای بزرگ بعضی دهک ها تا ۶۰٪ درآمدشان صرف اجاره بهای مسکن میشود! میانگین انتظار خانه دار شدن حدود ۳۹سال و در بعضی دهک ها در تهران بیش از یک قرن است. اخیرا شورای سران قوا تصویب کردند که حد افزایش اجاره ۲۵٪ است و موجر حق افزایش بیش از این درصد و اخراج مستاجر را ندارد. برای این امر ضمانت قضایی نیز گذاشته شد. این امر به لحاظ اولی خلاف اسلام است چون در اجاره صرفا تراضی طرفین شرط است و موجور به علت مالکیت میتواند هر تصمیمی اعم از افزایش اجاره، اخراج مستاجر را بگیرد اما این حکم شورای سران قوا یک حکم اسلامی با یک رویکرد متفاوت فقهی است. 1️⃣: سوال: در پی گرانی بازار مسکن، سران سه قوه مصوب کرده‌اند که اجاره‌بها در کلان شهرها، ۲۵ درصد بیشتر نباید افزایش پیدا کند و در غیر این‌صورت حکم تخلیه خانه به صاحب خانه داده نمی‌شود. سوالی که می‌خواستم بپرسم اینکه اگر صاحب‌خانه به این میزان افزایش راضی نباشد و قصد افزایش بیشتر اجاره‌بها و ودیعه را داشته باشد و مستاجر هم بنا به این قانون، ترک منزل نکند و صاحب‌خانه ناراضی و غصب کرده بخواند، مستاجر چه باید کند؟ آیا واجبات مانند نماز در این خانه درست است؟ 🔻 : به طور کلی اگر حکومت اسلامی با ملاحظه مصالح عمومی کشور، مقرراتی را اعلام کردند، همه باید عمل کنند و مستاجر اگر می‌تواند با موجر مصالحه نماید و در صورتی که چاره‌ای ندارد، سکونت او در آن با پرداخت اجاره براساس قانون، اشکال ندارد و نماز و روزه صحیح است. (۱) 2️⃣: در کتاب الاسلام یقود الحیاه دو طرح اجمالی و تفصیلی اقتصاد اسلامی را طرح میکند. در جواب به این سوال چگونه اسلام بعد از ۱۴ قرن میتواند راهبری اجتماعی کند؟ احکام اسلام را به عناصر ثابت و متغییر تقسیم میکند. تحقق کامل اقتصاد اسلامی مشروط به این میداند که این دو ساحت به خوبی فهم و امتزاج آنها در بیرون شکل بگیرد. لذا برای استخراج نظریه اسلام علاوه بر اجتهاد در بخش ثابتات، باید متغیرات نیز منطبق بر ثابتات و با تیکه بر یک سری اصول و قواعدی فهم شود. اینگونه نیست که مسائل متغییر مثل مسائل مستحدثه و اجتماعی را جز مباحات بمعنی الاعم بدانیم و صرف عدم مخالفت قطعیه با شرع اکتفا کنیم. شهید صدر در این بخش ۵ شاخصه ذکر میکنند خلاصه شاخص پنجم این است. هدف های تعیین شده برای ولی امر مسلمین 🔻در نصوص کلی و احکام ثابت شریعت اسلامی اهدافی برای ولی امر مسلمانان وضع شده و از او خواسته تا آنها را تحقق بخشد مثلا در روایتی از امام کاظم ع آمده که بر ولی امر مسلمین لازم است در صورت کافی نبودن زکات فقرا را "از نزد خود" به اندازه گنجایش آنها بی نیاز کند. جمله "از نزد خود" نشان میدهد ولی امر نباید به موارد نه گانه کفایت کند و با تمام امکاناتی که دارد به رفع مشکل بپردازد. مطابق اقتصاد اسلامی حکومت اسلامی باید سط معیشتی یکسان یا نزدیک به همی برای تمامی افراد جامعه آماده کند. حکومت اسلامی موظف است مانع از تمرکز اموال، عدم توزیع آن، تعادل اجتماعی را حفظ کند.جهت گیری حکومت اسلامی بایستی به سوی بازگرداندن نقدینگی به نقش طبیعی خود به مثابه ابزاری برای تبادل- نه ابزاری برای رشد سرمایه به وسیله ربا یا احتکار- باشر و مالیت هایی بر اندوخته های راکد و متراکم ثروت وضع کند و کلیه عملیات سرمایه داری واسطه گری را تا آنجا که ممکن است حذف کند. حکومت اسلامی بایستی به سوی تغییر نفش نظام بانکی از حالت وسیله ای برای رشد مال به شیوه سرمایه داری به وسیله ای برای ثروتمند نمودن امت به مثابه یک کل باشد.(۲) 3️⃣: در اجرای تقسیم اراضی و سلب مالکیت از مالکان زمین های بایر در شهریور ۵۸ که مصوبه اول شورای انقلاب قانون لغو مالکیت اراضی موات بود یک شورای هفت نفره برای تقسیم زمین های ملاکین بزرگ به کشاورزهای بی زمین و... شکل گرفت. در قضیه تصاحب زمین ها در جهت مسکن محرومین اخلافاتی بین شورای نگهبان به ویژه آیت الله صافی با امام خمینی ره مشهور و شنیدینی است. در ادامه بعضی علمای دیگر من جمله آیت الله گلپایگانی بزرگ نیز اعتراضاتی داشتند. این دو بخشی از نامه ره به مرحوم آیت الله گلپایگانی است که نشان میدهد ما شاهد دو نوع از فقاهت هستیم. 🔗 ادامه‌ی متن در کانال نویسنده @HOWZAVIAN
💠 عصر اطلاعات، نه...عصر انفجار اطلاعات، آری ✍️ ابراهیم شریفی؛ پژوهشگر اخلاق و رسانه 🔔 عبارت هایی چون عصر دیجیتال یا ارتباطات و اطلاعات را برای این دوره از زندگی بشری شنیده ایم ولی برای توصیف عصر حاضر یعنی زمانی که ما در اون در زندگی می‌کنیم، به نظر عصر انفجار اطلاعات زیبنده است ✳️ در حال حاضر هر خانواده به طور میانگین سالانه اطلاعاتی معادل حافظه داخلی 65 دستگاه گوشی هوشمند آیفون با حافظه داخلی 32 گیگابایات تولید می‌کنه😳 و این همان بشری است که گاها روزنامه ها با ۲ یا ۳ روز تاخیر به دستش می رسید و صرفا با تعداد کاملا محدودی از اخبار از طریق روزنامه ها و تلویزیون و رادیو مواجه می شد. ولی امروز حتی به ثانیه هم نیست بلکه آنلاین قدرت تماشای هر رویدادی در هر نقطه از جهان را دارد😨 🌀 حال به نظرتون چقدر از این اطلاعات تولید شده برا ما مفید هستند؟ جالبه بدونید تحقیقات نشان داده که حدودا تنها 22 درصد از حجم کلی اطلاعات موجود در جهان مفید بودند و کمتر از 5 درصد اطلاعات مفید مورد تحلیل و بررسی و پردازش قرار گرفتند. حال بماند که بیشتر اطلاعاتی که توسط افراد در شبکه های اجتماعی منتشر میشه غیر مفید و حتی مضر هست به گونه ای که مخاطبینش را دچار مشکلات عصبی و روانی و نگرشی و رفتاری و ... می کند. 🔷 در این عصر انفجار، تشخیص درست و غلط سخت و پیچیده شده است. مقوله‌هایی همانند جعل از واقعیت یا شکاف دیجیتال و یا مفهوم کنش‌پذیری( نسبت به زمانی است که شخص دسترسی تسلط به اطلاعات پیدا کرده است.) از مهم ترین مباحثی است که ذیل این عنوان می توان انجام داد. 🔵 حال سوال این است اگر در عصر انفجار اطلاعات علاوه براین که ورودی اطلاعات را محدود کنیم و خود را ملزم به دریافت هر نوع اطلاعاتی از هر کجا نکنیم باید از زمانی هم صحبت کنیم که فرض بفرمایید به اطلاعات دسترسی پیدا کرده‌ایم و استطاعت این بوده که این اطلاعات آنالیز شود، بعد از آن چه کنشی در سطح محلی و جهانی باید انجام شود؟ یعنی همان کنش گری؛ مطلبی که معمولا مغفول است. @HOWZAVIAN
📌 از تنظیم اخلاق حکمرانی تا تنظیم بازار ✍️ علی اسفندیار در روزنامه سراج نوشت: «مزه قدرت، زیر زبان سیاستمداران دنیا می‌ماند!» این کلی‌گویی شاید به دلیل ابتلای زیاد سیاستمداران و اهالی منصب و مقام به لذت قدرت باشد. آنچه در لابه‌لای تاریخ بیش از صلح و صمیمیت‌ یافت می‌شود، فتنه و جنگ و کشمکش است آن هم زیر بیرق «قدرت»! قدرت را هرچند می‌توان در ساحت‌های گوناگون اجتماعی بررسید؛ اما «قدرت سیاسی» دامنه‌‌‌ی پر کشمکش‌تری دارد. مخاطبان قدرت سیاسی، همه‌ی مردم هستند، همه‌ی آدم‌ها باید زیر چتر قدرت سیاسی دیده شوند و الا بن بست و سکوت مرگ‌آور بر جامعه چیره خواهد شد و صداها زمانی بلند می‌شود که کار از کار گذشته و مزه‌اش به دست حادثه‌ای دیگر تلخ می‌شود. در همین کشور خودمان، این تلخی را امام راحل و مردم انقلابی، به خاندان سلطنتی شاهنشاهی چشانده‌اند. این که در مبانی دینی، والیان و حاکمان به «مردمداری» امر می‌شوند، نشان از حفظ و حراست از ریشه‌های حکومت دینی و مهم‌تر، ایجاد و جلب مشارکت در ساخت جامعه‌ای پرتکاپو و پیشرو است. مشارکت‌طلبی نیز بیش از تصویب قانون و سخنرانی‌های دستوری و غیر دستوری، باید در میدان عمل، گفت‌و‌گو و رصد میدانی تحقق یابد. در این میان ارتباط و تعامل بی‌واسطه با جامعه یکی از مهم‌ترین اصول مدیریت اسلامی به شمار می‌آید. به گواه تاریخ، حضرت علی(ع) برای ارزیابی بازار اسلامی شخصا در بین مردم حضور می‌یافت و از قیمت‌ کالاها پرسش می‌کرد و برای تاجران و مردم از آیات الهی و ارزش اخلاق و انصاف در جامعه می‌گفتند. امیر مؤمنان علی(ع) «حضور در بین مردم» را شرط رفتاری مدیر تراز جامعه اسلامی می‌دانند و به مالک اشتر می‌فرمایند: زیاد خود را از رعیت پنهان نساز که پنهان شدن والیان از مردم نمونه‌ای است از تنگخویی و کم اطلاعی در کارها. از سوی دیگر غفلت از ظرفیت تعاملی مردم و مدیران به شکاف عاطفی و گسست در همراهی جامعه با حاکمان می‌انجامد. ارتباط چهره به چهره با مردم، در دسترس بودن مدیران، شنیدن صدای اصناف و گروه‌های اجتماعی و لمس آسیب‌های اقتصادی می‌تواند توشه‌ای ارزشمند برای رفع درست و سریع مسائل اجتماعی باشد. این مهم، در سبک مدیریتی و سیره پیشوایان دینی به ویژه پیامبر اکرم(ص) و امیر مؤمنان(ع) به روشنی یافت می‌شود؛ رسول اکرم(ص) در بازدید از یک انبار مواد غذایی، فروشنده را پس از احراز تخلف، نهی کرده و فرمودند: ‌هر که‌ خیانت‌ ورزد از ما نیست‌. همین سیره در رفتار امام علی(ع) نیز مشاهده می‌شود، آنجا که به مالک اشتر توصیه می‌کنند: در مجلسی عمومی بنشین و در آن مجلس برابر خدایی که تو را آفرید فروتن باش و سپاهیان و یارانت که نگهبانان تو هستند از آنان بازدار، تا سخنگوی آن مردم بدون لکنت، با تو گفت‌وگو کند. هرچند فرآورده‌های حضور مدیران نظام دینی در میدان مردمداری نیازمند تبیین بیشتر است؛ اما یکی از آورده‌ها، انتقال مسائل نوپدید جامعه روی میزهای تصیم‌ساز است. نظارت مستقیم مدیران بر احوال و بازار مردم آنقدر منزلت دارد که امیر مؤمنان(ع) در پاسخ به درخواست «اصبَغِ‌ بنِ‌ نُباتِه» مبنی بر واسپاری نظارتِ بازار و حضور در بین مردم، به نمایندگان خود، اصبغ را سخت مذمت می‌کند و نشان می دهند که رصد مستقیم از اوضاع جامعه و حضور در بین مردم از ارکان حکمرانی دینی به شمار می‌آید. بی شک فروتنی در برابر مردم، همراهی و همدلی و شنیدن درد دردمندان در کنار ایجاد اعتماد، اطمینان و محبوبیت برای مدیران؛ نور امید را برای مردم و تلاشِ همگانی را در بخش‌های مختلف حاکمیت به همراه دارد. @HOWZAVIAN
❗️ایستگاه آخر ✍️محمدجواد محمودی ...اتوبوس از اولین ایستگاه حرکت کرد، تمام صندلی‌ها پر شده بود و به ناچار وسط راهرو ایستادم. چند مقصد اول، همچنان به جمعیت اضافه می‌شد و من هم خسته‌تر، البته دیدن صحنه‌ی احترام نوجوان، که جایش را به پیرمردی عصا به دست داد، خستگی را از تنم به در کرد! هر چه ایستگاه‌ پایانی نزدیک‌تر می‌شد، شلوغی هم رو به خلوتی می‌رفت و از جمعیت کاسته می‌شد! کنار پیرمردی که از ایستگاه‌های اول، سرش را به شیشه‌ی اتوبوس تکیه داده بود، یک صندلی خالی شد و نشستم. هوا کم کم رو به تاریکی می‌گذاشت و فضا کمی دلگیر شده بود! پیرمرد که انگار از همان اول حرفی در دل داشت، رو به من کرد و با لحنی پدرانه گفت: «جَوون دیدی ایستگاه اول چقدر شلوغ بود؟!» گفتم: «بله پدرجان.» گفت: «می‌بینی الان که به آخر خط داریم می‌رسیم، چقدر خلوت شده؟!» من که از این سوال و جواب حسابی گیج شده بودم، گفتم: «بله؛ چطور مگه؟!» لبخندی روی لبش نشست و گفت: «آخرالزمان هر چی به ایستگاه‌های آخر نزدیک‌تر می‌شیم، آدمای بیشتری از قافله‌ی دین پیاده می‌شن! از علما شنیدم که حدیث داریم، دین نگه داشتن تو آخرالزمان مثل آتیش توی دست می‌مونه! پس تا جوونی مراقب خودت باش، و از کم شدن آدمای توی مسیر نترس...» من که حسابی از نگاه عمیق پیرمرد تعجب کرده بودم، یاد حدیثی (علیه‌السلام) افتادم که فرمودند: ⚠️به خدا سوگند شما خالص می‌شوید؛ ⚠️به خدا سوگند شما از یکدیگر جدا می‌شوید؛ ⚠️به خدا سوگند شما غربال خواهید شد؛ 👈🏻تا اینکه از شما شیعیان باقی نمی‌ماند جز گروه بسیار کم و نادر!!! @HOWZAVIAN
♦️ شانس ✍️ احمدحسین شریفی 🔻یکی از بدترین کلماتی که آثار مخرب فرهنگی بزرگی بر جای گذاشته است «شانس» و «خوش‌شانس» و «بدشانس» است. با این کلمه چهار حرفی، «تأثیر» همه «تلاش‌ها» و «مسؤولیت» همه «انتخاب‌ها» نادیده گرفته می‌شود. @HOWZAVIAN
🔴 دامشهر ✍️ علی مهدیان 🌱شب تولد حضرت زینب س بود. دخترم با رفقاش قرار گذاشته بودند به یک مادر شهید سر بزنند. مادر شهید دفاع از حرم. من و همسرم هم او را تا دم در خانه مادر شهید بردیم. در یکی از مناطق محروم قم. 🌱نگاهی به خیابانها کردم اطرافم سطلهای آشغال وارونه شده بود و معتادهایی با قیافه های عجیب و غریب که نگاه کردن به آنها هم دلهره آور بود. آدمهایی با ظاهرهایی فقیر و مفلوک میچرخیدند. منزل شهید بسیار کوچک بود و من و همسرم بیرون منتظر ماندیم داخل ماشین. 🌱ناگهان دیدم دو تا خانم چادری افغانستانی که یکیشان بچه ای در آغوش داشت، کنار خیابان ایستاده اند، سرآسیمه و نگران. پیاده شدم گفتم خانمها جایی میروید؟ کاری دارید؟ کمکی میخواهید؟ گفتند بچه تب شدید دارد میخواهیم ببریمش دکتر. سوارشان کردم. 🌱تا مطب پزشک رساندیمشان، منتظر ماندیم تا برگردند. وقتی برگشتند پرسیدیم کجا میروید؟ گفتند دامشهر. شهرکی بیرون قم. بیشتر گاوداری و مکانهای نگه داری انواع دام درش هست. خانمی که دختر کوچکش بیمار بود گفت خدا خیرتان دهد. خانمم پرسبد چرا پس تنهایید؟ خانم گفت پدرم که باید در گاوداری سر کار بایستد، شوهرم هم سوریه رفته برای دفاع از حرم، حرم خانم زینب س. 🌱امروز شنیدم یک پسر شش ساله در دامشهر خوراک گله سگها شده. دو روز پیش هم پسری چهار ساله خوراک سگها شد. دائم تصویر آن زنهای مظلوم و مجاهد جلوی چشمم میآید. یاد این جمله که میگفتند میترسیم از کوچه عبور کنیم اینجا پر سگ است. شما را نمیدانم اما من همه این وقایع را استعاری میفهمم. 🌱 قصه سگهای ولگرد نماد خیلی از موضوعاتی است که مقابل جماعت همیشه طلبکار غربدوست منفعلیم، ماجرای سگهای ولگرد استعاره است. سالهاست تاوان ادا و اطوار مسخره این جماعت آویزان به غربیها را که از دانشگاه تا سیاست و تا کف اقتصاد و فرهنگ را پر کرده اند، مردمی مظلوم و محروم میدهند. لعنت به ما که همیشه منفعلیم و تماشاچی. 🌱تاوان برهنگیشان را، تاوان تعبد پنهانی به بیست سی شان را، تاوان جنبشهای خاک بر سری می تو و اتهام زنیهایشان را، تاوان سخنرانیهای بیشرمانه در جشنواره های خارجیشان را، تاوان سبک زندگی خودشان و فرزاندان خارج نشینشان را ، تاوان طرح و برنامه توسعه غربی فقر افزایشان را، تاوان روحانی مچکریم و بعد رای ندادنهایشان را ، تاوان سگ بازی و سگ گردانیشان را. لعنت به آن غرب و لعنت به این همه خودحقیر پندار، و لعنت به من طلبه ای که نمیفهمم کنار گوشم چطور جماعتی که حتما بیش از خیلی ها مورد توجه امام زمانند، در فقر و محرومیت و مظلومیت غوطه ورند و اینطور شکار سگهایی میشوند که این فرهنگ سراسر نجس در اقتصاد و فرهنگ و سیاست کشور پاکم آزاد گذاشته. @HOWZAVIAN
. 📌 آیا بیدار می‌شوند؟! پیشنهاد می‌کنیم به مدیران و مسئولان فرهنگ و رسانه‌ی کشور که این تصویر از مرحوم دکتر فرج‌نژاد را روی دیوار اتاق کاری‌شان بچسبانند! باشد که غیرت‌شان در جهاد تبیین گل کند. @HOWZAVIAN
🔵 مزاج‌شناسی سیاسی! ✍️ محمدرضا آتشین صدف در روزنامه سراج نوشت: در بحث مزاج‌شناسی در طب سنتی، افراد را چهار را دسته می‌دانند: دموی، صفرایی، سودایی و بلغمی. هر کدام از این چهار دسته، ترکیبی دوتایی از چهار طبع گرمی و سردی و تری و خشکی هستند؛ مثلاً طبع فرد دموی، گرم و تر است؛ طبع صفرایی گرم و خشک است و... بسته به اینکه کسی کدام یک از این طبیعت‌ها را داشته باشد؛ رفتارش و تا حد زیادی عواطفش متفاوت با فرد دیگری است که طبیعتی متفاوت دارد مثلاً سرد و تر است؛ همچنین مختلف بودن طبایع باعث می‌شود غذاهای مورد علاقه، بیماری‌های رایج، داروهای مناسب و بسیاری چیزهای دیگر بین این افراد متفاوت باشد. تا اینجای کار را تقریباً همة کسانی که اطلاعات مختصری از طب سنتی دارند، می‌دانند یا با مراجعه به دانشنامه یا مقاله‌ای عمومی در چند دقیقه می‌توانند به دست بیاورند؛ اما نکتة دقیقی در اینجا هست که در بحث‌های تخصصی‌تر طب سنتی مطرح می‌شود که بیشتر افراد آن را نمی‌دانند و آن اینکه حتی افراد دارای یک طبع نیز همه یک‌جور نیستند؛ مثلاً طبع فرد صفراوی گرم و خشک است؛ اما خود صفراوی‌ها دو دسته‌اند: ۱. گرم و خشک و ۲. خشک و گرم. درست است که این دو اشتراکات زیادی دارند چون هر دو طبعشان از گرمی و خشکی است؛ اما تفاوت ترتیب این دو جزء در طبیعت آنها، سبب تفاوت آنها در بسیاری از جنبه‌ها از جمله رفتارها و بیماری‌ها و درمان‌ها و... می‌شود. در عالم سیاست هم نوعی مزاج‌شناسی داریم؛ اینکه در عالم سیاست شاهد طیف‌های گوناگون و موضع‌گیری‌های دیگرگون و کنش و واکنش‌های مختلف در موقعیت‌های مشابه هستیم، برمی‌گردد به تفاوت مزاج سیاسی افراد؛ تا آنجا که دو فرد متعلق به یک جریان نیز گاه در مواجهه با یک موضوع، موضع کاملاً متفاوتی دارند. اینجا بنا ندارم زور بزنم و کل مزاج شناسی طب سنتی را بر مباحث سیاسی تطبیق دهم و شاید هم نشود؛ اما نکته‌ای از آنچه در مزاج‌شناسی طب سنتی گفته‌اند و گفتم، در اینجا بسیار به کار می‌آید. از آغاز انقلاب تاکنون افراد شاخص سیاست‌ورزی را می‌بینیم که متعلق به جریان انقلابی بوده‌اند و هستند و چه بسا خدمات زیادی هم به انقلاب کرده‌اند و می‌کنند؛ اما سربزنگاه‌هایی رفتارهایی می‌کنند و موضع‌گیری‌هایی می‌کنند یا جاهایی سکوت‌هایی دارند که قاعدتاً نباید و انتظار نمی‌رود و نمی‌شود هم گفت که دیگر انقلابی نیستند؛ چون همچنان بسیاری از معیارهای انقلابی بودن را دارند و خودشان نیز خود را انقلابی می‌دانند؛ پس چگونه باید رفتار آنها را تحلیل کرد و این قیقاج رفتن گاه گاهی آنها را به حساب چه باید گذاشت؟ پاسخ و سخن اصلی این نوشته این است که فرق است بین «انقلابی سیاستمدار» و «سیاستمدار انقلابی»! @HOWZAVIAN
📌 پارادوکس‌های تصمیمی ✍️ علی کردانی این خبرها را با هم می‌خوانیم: ۱: طرح «یارانه بنزین برای همه»؛ اعتبار بنزین برای همه حتی کسانی که خودرو ندارند 🔗تخصیص بنزین به اشخاص از اولویت خارج شد! ۲: مرزها به روی زائران باز می‌شود 🔗مرز خسروی هنوز باز نشده است! ۳:چهار قلم جنس گران می‌شود 🔗بسیاری از اجناس گران شد! دولت‌ها برای موفقیت نیازمند «صداقت» و «پیش‌بینی‌های صحیح» با در صد خطای کم هستند، انعکاس خبرهای خوب در سطح کشور بارقه‌های امید را به ارمغان می‌آورد، مادامی که تخریبچی خبرهای‌مان نباشیم. در دولت سیزدهم خبرهای خوشحال کننده‌ای به توزیع رسانه‌ای رسید که طرح بنزین همگانی و بازگشایی مرزها نمونه‌ای از آن‌ها بود؛ متأسفانه اخبار اعلام‌شده بنا به دلایلی در ریل اجرا قرار نگرفت و یا ناقص قرار گرفت. فارغ از چرایی اجرا نشدن این طرح‌ها، پارادوکس‌هایی که شاید ریشه آن‌ها بررسی‌های ناقص و عدم توجه به ظرفیت‌ها بوده، «صداقت» و «اشراف مدیریتی» را زیر سوال می‌برد. دولتی که پرچم‌دار عدالت است، هیچ‌گاه صداقت را زیر سوال نمی‌برد، در این صورت چراغ‌های امید خاموش می‌شود و از همراهی مردم کاسته خواهد شد و اگر آمار پارادوکس‌های خبری و اجرایی افزایش یابد، به دروغ‌گویی یا نابلدی متهم می‌شود. هرچند پاردوکس‌ها همیشه از روی عمد رخ نمی‌هند، اما اگر بسترهای وقوع تناقض‌ بسته نشود، در آینده‌ای نزدیک دولت انقلابی و مدافعان آن مورد خدشه قرار می‌گیرند. از این رو دولت پس از بررسی‌های لازم و متقن، اگر نسبت به اجرای طرحی مردد است یا اینکه در اجرا کردن آن، ظرفیت‌ها را آماده نمی‌بیند، بهتر است از اعلام رسمی آن خودداری کند. @HOWZAVIAN