eitaa logo
نویسندگان حوزوی
3.3هزار دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
533 ویدیو
186 فایل
✍️یک نویسنده، بی‌تردید نخبه است 🌤نوشتن، هوای تازه است و نویسندگی، نان شب. 🍃#مجله_ی_نویسندگان_حوزوی معبری برای نشر دیدگاه نخبگان و اندیشوران #حوزویانِ_کنشگرِ_رسانه_ای 👇 ارتباط @Jahaderevayat
مشاهده در ایتا
دانلود
. 📰دکه‌ی تیترخوانی پنج‌شنبه ۴ اسفند ۱۴۰۱ @HOWZAVIAN
📘کتاب «بایسته‌های تولید برنامه‌های اخلاقی در رسانه‌ی ملی» راهی بازار نشر شد ✍️به قلم احمد اسفندیار از مدیران و کارشناسان عرصه رسانه یکی از مهم‌ترین مأموریت‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، تولید برنامه‌های دینی و اخلاقی و به تصویر کشیدن حضور دین و اخلاق در همه شئون زندگی است. برای تحقق چنین هدفی، دقت، تفکر و تأمل عمیق در مبانی دینی و طراحی، مهندسی و مدیریت صحیح پیام از از منظر مبانی اسلامی ضرورت دارد. از این رو، در این اثر تلاش شده است نظام تولید برنامه‌های اخلاقی گفت‌وگومحور رسانه ملی، راهبردها، سیاست‌ها و بایسته‌های تولید برنامه‌های اخلاقی آشکار شود. از مجموع مباحث این اثر رسانه‌ای می‌توان نتیجه گرفت که در طرح و تولید برنامه‌های اخلاقی گفت‌وگومحور رسانه ملی، راهبرد، سیاست، ضوابط، ساختار، الزامات و بایسته‌ها همگی نیازمند بازنگری است. علاوه بر این عناصری همچون، عوامل تولید، مجری، کارشناس، پژوهش، مخاطب، زمان پخش و به طور کلی فرایند تولید ارزیابی شده است. @HOWZAVIAN
زمین را می‌شکافد پرتویی از نور ایمانش که بیرون‌ می‌زند هر صبح خورشید از گریبانش کرامت، عشق، بیداری، محبت، مهربانی، ناز چه آیاتی نهفته صفحه صفحه در دل وجانش تمام‌ آهوان مَستند از جام نگاه دوست تمام دردها وصل‌اند بی‌منت به درمانش دخیل عشق می‌بندند زائرها به درگاهش نمی‌ماند کسی بی‌بهره از لطف فراوانش نه تنها من که افتادم به زیر پای این سلطان همه جَلدند چون خیل کبوترها به دامانش نگاهم‌ خیره می‌ماند‌ به نور گنبدش هر روز نشان سرفرازی دارد از او مهد ایرانش در این‌ شب‌ها که می‌گیرم نشانی تازه از خورشید نشانم‌ می‌دهد هر ذره ای سمت خراسانش..‌. 💠 @shaeranehowzavi
📌 کلیشه‌‌بازارِ رادیو _تلویزیون 🔴 نیمه‌ی پر لیوان، انسان خوب، ابعاد تحریم ✍️ علی اسفندیار همیشه در محافل ادبی و رسانه‌ای به دوستانم می‌گفتم: «اگر می خواهید شنونده ماهری شوید، رادیو را از گوش نندازید... یا حتی نویسنده‌ی ماهری.» حالا این روزها بیشتر می‌شنوم، بیشتر اهل شنیدن شدم، اهل رادیو؛ البته اجباری. بر سر این که فلش مداحی و موسیقی‌ام را به بزرگواری بخشیدم.😊 بگذریم... به قول یکی از استادان داستان‌نویسی: اینقدر حدیث نفس نگو! تصورم بعد از هجران طولانی از رادیو این بود که این رسانه لااقل به ادبیات و زبان ضربه نمی‌زند که هیچ، هماره زبان را تنفس تازه می‌دمد؛ اما شنیده‌های این روزهایم خلاف تصور آمد. در این یک ماه به برخی آسیب‌های زبانی در تهیه اثر رادیویی برخوردم که اشاره‌اش برای اهالی رسانه و ادبیات بی‌ثمر نیست: مجری صبحگاهی برای این که امید را به شنونده القا کند، هر صبح می‌گوید: نیمه پر لیوان را ببینید، از شنوندگان جان می‌خواهم نیمه خالی لیوان را نبینند. کارشناس مذهبی برای این که سبک زندگی را به شنونده القا کند، می‌گوید: انسان باید خوب باشه، اگه خوب نباشه خیلی بده. شما هر چه خوبی کنی کمتر بدی می‌بینی و یک روز اثر خوبی را می‌بینیم. خوب زندگی کنیم، خوب باشیم، اخلاق خوب داشته باشیم، مثل اهل بیت(ع) خوب باشیم. کارشناس سیاسی هم که معلوم است: تحریم را باید از چند منظر نگاه کرد، تورم هم را همین طور ابعادی دارد، باید ریشه‌ها را از چند بُعد بررسی کنیم، دست دشمن هم در همه این ماجراها پیداست، مردم به همه ابعاد واقف هستند. نیمه‌ی پر لیوان، انسان خوب، ابعاد تحریم؛ اینها کلیشه‌هایی هستند که لااقل در رسانه‌های رسمی و ملی که پاسدار لحن و زبان فارسی هستند، از تکرار آن باید پروا کرد. رسانه به ویژه رادیو محل تولید ادبیاتِ تر و تازه است و الا یک گوش در و گوشی دروازه. استفاده مجریان و کارشناسان رادیو از کلیشه‌های زبانی را نوعی رکود و بی‌رمقی ادبی می‌دانم و هم نشان از غریبگی آن عزیزان با آثار مدرن فارسی، ضرب المثل‌های نو و استعاره‌های هزار و چهارصدی. اگر رادیو می‌خواهد اهالی شنیدنش انبوه شود، کارشناسانش باید اهل خواندن‌های حرفه‌ای باشند تا از دایره کلیشه و تکرار خارج شوند. حوزه و دانشگاه هم نباید بی‌ادبیات‌ها را روانه رسانه کند. برگردم به اشعار حافظ و سعدی که ذهن و زبانم مصون‌تر است؛ این بار با فلش 64 گیگی. @HOWZAVIAN
🍃❤️🌹 هر نسیمی تربتت را از سفر می‌آورد عطر سیب کربلا را بیشتر می‌آورد قاصدک از کهکشان‌ها هر زمان رد می‌شود از ستاره‌بازیِ چشمت خبر می‌آورد شور بر پا می‌شود در سینه‌ي پاک صدف لحظه‌ای که فاطمه دُرّ و گوهر می‌آورد رود جاری می‌شود از چشمِ ابرِ بیقرار محتشم وقتی برایت شعر تَر می‌آورد با چه شوقی زیر پاهایِ تو می‌اندازدَش هرکسی که پیشکش نزد تو، سر می‌آورد فُطرسِ قلبم جدا شد از فرشته‌ها ولی تو اگر باشی شفیعش بال در می‌آورد 💠 @shaeranehowzavi
زمزمه قلب من ✍️نجمه صالحی دوران کودکی‌اش در کنار پدربزرگ و مادر، بهترین دوران زندگی‌اش بود، او را کنار رحمت للعالمین تصور می‌کنم. پیامبر(ص) درباره‌اش گفت:«حسین از من است و من از حسین». این جمله اوج محبت نبی (ص) است سوای پدربزرگ بودن! به دنیا آمدن او دو حس متناقض را به مادر وارد کرد. هم شادی ولادت او و هم غم بزرگ واقعه عاشورا. چه امتحان سختی بود ولی او فاطمه(س) است و فداکارترین فرد در راه اعتلای اسلام. در مادری سنگ تمام می‌گذارد و در مسلمانی سنگ تمام‌تر. رویدادهای فراوانی در زندگی حسین(ع) به وقوع پیوست که هر کدام در برگ برگ تاریخ ثبت شده است‌. شاید بتوان گفت دوران کودکی‌اش ساده‌ترین و کوچک‌ترین آزمون او بوده است. روز بیعت رضوان و حضور او در این بیعت شجره یا حضورش در فتح مکه در کنار برادرش حسن(ع)، حضورش در حجه الوداع همراه خانواده تماشایی است؛ حاجی کوچک، نوه نبی(ص) و دردانه علی(ع).‌ طولی نکشید که تقدیر، حسین(ع) را با جدایی آشنا کرد، جدایی از پدربزرگ عزیز و در فاصله کوتاهی جدا شدن از مادر! و این چنین آزمون‌های بزرگ مقاومت و صبر حسین (ع) آغاز شد‌. فقدان‌ها، در زندگی‌اش در رقابت بودند ولی حسین (ع) پخته‌تر و کامل‌تر می‌شد و تلاشش برای پیشرفت اسلام بیشتر. دوشادوش پدر و برادر برای بهتر شدن اوضاع تشیع تلاش می‌کرد. در سال‌های سکوت اجباری پدر، در روزهای صلح اجباری برادر، کنارشان بود. بهترین رفیقِ برادر و قوت قلب او بود، مهم‌تر اینکه در همه این وقایع خواهرشان زینب کبری(س) هم بود و از همه جا همراه‌تر در کربلا. و اما کربلا، حسین (ع) در واقعه‌ی کربلا، نهایت بندگی‌اش را به جا آورد و هرچه داشت برای حفظ نهال اسلام فدا کرد. برای همين است که ثارالله شد و خدا منتقم خون او. حسین(ع) کسی است که در همیشه‌ی تاریخ، یادش، نامش و کربلایش دل را طوفانی می‌کند. «حسین (ع) حرارت قلوب مومنین است» 🍃الحمدلله الذی خلق الحسین (ع)🍃 @HOWZAVIAN