♥️🍃
•/اے گروه مسلمانان
لباس زیرین را ترس از خدا؛
و لباس رویین را
آرامش و خونسردے قرار دهید🍃
دندانها را برهم بفشارید؛
تا مقاومت شما،
در برابر ضربات شمشیر دشمن
بیشتر شود!...
از #شهادت خرسند باشید،
و به آسانی از آن استقبال کنید؛🌱/•
"فرازے از خطبه ٦٦ نهجالبلاغه"
#اللّهمارزقناجهـادفیسبیلک
#رایحهےنهجالبلاغه
@hoze_azzara_gonbad
ودرپایان همه باهم با صلوات بر ولی نعمت
کشورمان حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)روز
خود را باتوکل برخدا وتوسل برائمه
اطهار(علیهماالسلام) آغازمی کنیم.
موفق وموئد باشید...
سلامتی استادعزیزمان وخانواده محترمشان وشادی امواتشان صلواتی ختم بفرمایید...
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم..
کوچیک که بودم وابستگیم به بابا انقدر زیاد بود که بعضی روزها اگر تهران بود ، میرفتن دفتر کارشون من رو با خودشون میبردن .
توی اون دفتر یه اتاق کوچیک بود با یه جا رختی و سجاده و یخچال خیلی کوچک
جلسههای بابا (حاج قاسم) که طولانی میشد به من میگفت برو تو اون اتاق و استراحت کن ، توی یخچال آب و آبمیوه و شکلات تافی بود
از همون تافیها که پوستشون رنگی رنگی بود و وسطشون شکلات ، ساعتها توی همون اتاق مینشستم تا جلسه بابا تموم بشه و برم پیشش
از توی یخچال چنتا تافی میخوردم و آبمیوه و آب ،
وقتی جلسه بابا تموم میشد سریع با کاغذ و خودکار میومد تو اتاق
میپریدم بغلش منو میشوند روی پاهاش ، میگفت : بابا چیا خوردی ؟ هرچی خوردی بگو تا بنویسم 😋
دونه به دونه بهش میگفتم حتی آب معدنی و شکلات ، موقع رفتن دستمو که میگرفت تو راه کاغذ رو به یه نفر میداد و میگفت : بده به حسابداری ، دختر من این چیزا رو استفاده کرد ، بگو پولشو حساب کنن یا از حقوقم کم کنن.☺️
#سبک_زندگی_شهدا
#از_شهدا_بیاموزیم
#حاج_قاسم_سلیمانی
@hoze_azzahra_gonbad